close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
تاریخچه بابیه 2
loading...

تیزوب

برنامه ی 180سال پیش: عاشورا و انتظار را از مسلمانان بگیرید... پیشینه عقیده به ظهور منجی، به دوران بسیار دور باز می گردد. از همان نخستین روزهای تاریخ پیامبران، بشارت به فراگیر شدن توحید و دادگری در سراسر گیتی و نجات آدمیان از ستم و بیداد و برقراری حکومت جهانی به دست پارسای پارسایان و سرآمد خردمندان، از موارد بسیار مهمی بود که در دستور کار تمامی پیامبران قرار داشت. دشمنی با این ایده و عقیده هم دورانی به درازای همین آرمان مقدس مهدویت دارد.رسول گرامی اسلام، در دوران حیات خویش، به…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 5 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات ()
برنامه ی 180سال پیش: عاشورا و انتظار را از مسلمانان بگیرید... 

پیشینه عقیده به ظهور منجی، به دوران بسیار دور باز می گردد. از همان نخستین روزهای تاریخ پیامبران، بشارت به فراگیر شدن توحید و دادگری در سراسر گیتی و نجات آدمیان از ستم و بیداد و برقراری حکومت جهانی به دست پارسای پارسایان و سرآمد خردمندان، از موارد بسیار مهمی بود که در دستور کار تمامی پیامبران قرار داشت. دشمنی با این ایده و عقیده هم دورانی به درازای همین آرمان مقدس مهدویت دارد.

رسول گرامی اسلام، در دوران حیات خویش، به روشنی آن وجود مقدسی را که تشکیل حکومت واحد جهانی و نابودی ستم و سیاهی و پر شدن زمین از عدل و دادگری به دست با کفایت او به انجام می رسد، معرفی فرمود. در آن معرفی، آن حضرت تأکید فرمود که حضرت مهدی و موعود ملل و منجی مردمان، همان امام دوازدهم شیعیان و فرزند یازدهم حضرت علی(ع) و فرزند نهم امام حسین(ع) است. در پی این معرفی، آن دشمنی دیرینه، به گونه بارزتری رخ نمود.

  شیخیه 

در اوایل قرن سیزدهم هجری قمری، در پی ادعاهای آشکار و نهان شخصی به نام شیخ احمد، مبتنی بر ارتباط با امام زمان(عج)، فرقه ای پدید آمد که بعدها به نام خود او شیخیه نامیده شد. پس از شیخ احمد، جانشین او سید کاظم رشتی، به آن ادعای شیخ احمد آب و رنگ بیشتری داد و گروه شیخیه هم عنوان جدی تری به خود گرفت و گروهی از شیعیان را به گرد خود فراهم آورد.  

علت اصلی روی آوردن عده ای از مردم به این فرقه ی جدید، نا امیدی از شرایط ناهنجار جامعه در پی شکست ایران در جنگ های بدفرجام ایران و روس بود. یاد کردن از امام زمان - که عامل بسیار مؤثری در ایجاد روحیه و امید و آرزو در مردم بود - و بهره گیری شیخ احمد و سید کاظم از این حربه، موجب آن گشت تا عده ای ساده لوح و زود باور، ادعاهای آن دو را مبتنی بر ارتباط با امام زمان(عج)، بپذیرند و به این وسیله بازار شیخی گری گرم شد. 

هر چند شیخیه خود را شیعه می دانستند و می دانند و به خاتمیت رسول گرامی اسلام(ص) و قائمیت حضرت حجت بن الحسن العسکری(عج)، اعتقاد کامل و راسخ داشتند و دارند1، اما ندانسته و ناخواسته باعث پدید آمدن فرقه بابیه شدند که منشأ فتنه ای بزرگ در ایران شد.

پاورقی:

1. شرح الزیاره و جوامع الکلم از شیخ احمد احسایی و مجموعه الرسائل از سید کاظم رشتی 

میرزا علی محمد (ملقب به باب) 

میرزا علی محمد معروف به باب در سال 1235 هجری قمری در شیراز به دنیا آمد و در همان کودکی، پدرش میرزا رضا بزاز را از دست داد و مادرش فاطمه بیگم به سرپرستی دایی اش، او را بزرگ کرد و در پنج سالگی به مکتب خانه فرستاد. وی مقدمات دروس را نزد معلم مکتب خانه -که شیخی مسلک بود- فرا گرفت. آن گونه که خود معترف است، در مکتب خانه کتک می خورده و بعدها که آیاتی نازل می کند! از معلمش می خواهد که بیش از پنج ضربه چوب به او نزند و نیز اگر می خواهد بزند، بر گوشتش نزند!1

مدتی هم در بوشهر به تجارت سپری کرد و در همان بوشهر در هوای گرم تابستان به ریاضت می پرداخت. به این ترتیب که از بام تا شام بر بالای بام رو به روی خورشید می ایستاد و به آن می نگریست، به گونه ای که مردمان او را آفتاب پرست می پنداشتند2. در اوان جوانی هم مدتی کوتاه، در کربلا اقامت گزید و در سلک شاگردان و مریدان سید کاظم رشتی درآمد.3

پاورقی:

1. بیان عربی نوشته باب صفحه 25

2. تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 66

3. اسرار الآثار نوشته فاضل مازندرانی. جلد1 صفحه 35

  یافتن سید علی محمد شیرازی (باب) توسط ملا حسین بشرویه ای و کینیاز دالگورکی 

پس از فوت سید کاظم، از آنجا که او به جانشینی شخص معینی به عنوان رکن رابع ایمان یا همان رابط میان مردم و امام زمان ، تصریح نکرده بود ، میان شیخیان اختلاف برخاست. هر چند بیشتر آنان از حاج محمد کریم خان کرمانی تبعیت کردند ، اما گروهی از شیخیان جوان در پی یافتن جانشین سید ، به تکاپو افتادند و یکی از آنان به نام ملا حسین بشرویه ای ، به سبب آشنایی پیشین با میرزا علی محمد شیرازی ، به شیراز آمد و با او ملاقات کرد و به دنبال ادعای میرزا علی محمد باب به عنوان رکن رابع ایمان یا باب امام زمان (عج) ، به او گروید. ملا حسین یکی از اعضای سرویس اطلاعاتی انگلستان بود که مامور شده بود تا یک نفر را به عنوان باب امام زمان پیدا کند. وی در میان همه ی کسانیکه تحقیق کرد هیچ کس را کودن تر و ساده لوح تر از سید علی محمد شیرازی نیافت. پس از این رو او را به سرویس انگلیس معرفی کرد.

 

جالب اینجاست که در این میان روسیه ی هم ، جاسوسی را با عنوان پرنس کینی

از باب تا بهاء

از دالگورکی به ایران فرستاد. وی با تظاهر به اسلام و پوشیدن لباس روحانی، در صدد شناسایی افرادِ دنیا پرست، جاه طلب، شهوتران و مستعد، در مجالس درس سیدكاظم رشتی شركت و با سیدعلی محمد شیرازی (باب) آشنا شد. و نکته ی قابل توجه این است که در دورانی که در میان روسیه و انگلستان بر سر تصاحب ایران جنگ برپا بود، هردو یک سعی در از بین بردن یک تفکر داشتند . از طرف دیگر هر دو جاسوس یک فقط یک نفر را واجد شرایط پیدا کردند. واین نشان از عمق حماقت علی محمد شیرازی دارد. 

میرزا علی محمد باب در اثبات ادعایش تفسیری را که بر سوره ی یوسف نگاشته بود، به ملا حسین عرضه کرد. در این کتاب میرزا علی محمد آشکارا اظهار کرد که این کتاب را از جانب محمد بن الحسن العسکری(عج) نوشته است و به این ترتیب ادعای بابیت امام زمان(عج) را علنی ساخت1. پس از ملا حسین هفده نفر دیگر به او ایمان آورند و او را به عنوان امام غائب پذیرفتند. این هفده نفر به اضافه ی ملا حسین بشرویی که از این پس او را باب الباب یعنی باب علی محمد گفتند ، حروف حی (18)نامیده شدند که با خود باب نوزده نفر می شوند و تقدس عدد 19 در نزد بابیان و بهاییان از همین جاست.

به هر روی پس از این ادعا ، حروف حی در اطراف و اکناف ایران پراکنده شدند تا نخست شیخیان و در پی آن دیگران را به این امر فرا خوانند که باب امام زمان آمده است و به زودی خود آن حضرت نیز آشکار می شود.

در همان ایام و اوان ، یکی از پیروان باب به نام ملا صادق خراسانی، در اذان نماز جمعه در شیراز این عبارت را افزود:

...أشهد ان علیا قبل نبیل باب بقیة الله:شهادت می دهم که علی قبل نبیل( علی محمد)،باب بقیة الله است.

در پی این بدعت ، در شیراز غوغا برخاست و چون آشکار شد که عامل اصلی این امر خود باب است ، او را فراخواندند و در مجلسی که تشکیل شد ، در پی خوردن یک سیلی ، باب از ادعای خویش دست کشید و در مسجد حضور یافت و در مقابل مردم چنین گفت:

...لعنت خدا بر کسی که مرا وکیل امام غائب بداند. لعنت خدا بر کسی که مرا باب امام بداند. .لعنت خدا بر کسی که مرا منکر امامت امیرالمؤمنین و سایر ائمه اطهار بداند.3 

اما در نهان همچنان با پیروان خویش در ارتباط بود. تا این که در شیراز وبا آمد و شیرازه ی امور از هم گسیخت و باب از فرصت استفاده کرد و به اصفهان گریخت.

پاورقی:

1:رحیق مختوم جلد یکم ص22 (چاپ اول) یا ص34 (چاپ دوم). این کتاب یکی از نوشته های مبلغ و نویسنده ی معروف بهایی به نام عبدالحمید اشراق خاوری است که با تأیید و دستور مؤسسه ی ملی مطبوعات امری(بهایی) چاپ و نشر شده است و نیز:اسرارالآثار جلد دوم ذیل کلمه ی باب.

2: باب به تقلید از سید کاظم رشتی، در سخنان خویش از حروف ابجد فراوان بهره می جست تا بدین گونه آنها را رمز آلود جلوه دهد. طبق حروف ابجد کلمه ی حی برابر عدد 18 است.

3: تلخیص تاریخ نبیل زرندی صفحه 137تا141 


برچسب ها تاریخچه بابیه 2 ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32