close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
تاریخچه ی بابیت(شیخیه)
loading...

تیزوب

پیش از بررسى و شناختى كلى از اصول عقاید شیخیه در خصوص «بابیت» و «نیابت امام»، كه اساسا مبناى دعوى «بابیان» است، منطقى به‌نظر مى‌رسد كه به شرح حال و تاریخ زندگانى «شیخ احمد احسایى» موسس شیخیه و دیگر جانشینان و مشایخ پس از او «اشارتى» مجمل شود   به استثناى كتاب «روضات‌الجنات فى احوال‌العلماء والسادات» مرحوم میرزا محمدباقر خوانسارى «1» و كتاب «قصص‌العلماء» مرحوم میرزا محمد بن سلیمان تنكابنى «2» و ده‌ها ماخذ و كتب متاخرین و معاصرین غیرشیخى، شش رساله و كتاب موثق شیخى  بهاییان،…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 10 پنجشنبه 10 بهمن 1392 نظرات ()

پیش از بررسى و شناختى كلى از اصول عقاید شیخیه در خصوص «بابیت» و «نیابت امام»، كه اساسا مبناى دعوى «بابیان» است، منطقى به‌نظر مى‌رسد كه به شرح حال و تاریخ زندگانى «شیخ احمد احسایى» موسس شیخیه و دیگر جانشینان و مشایخ پس از او «اشارتى» مجمل شود

 

به استثناى كتاب «روضات‌الجنات فى احوال‌العلماء والسادات» مرحوم میرزا محمدباقر خوانسارى «1» و كتاب «قصص‌العلماء» مرحوم میرزا محمد بن سلیمان تنكابنى «2» و ده‌ها ماخذ و كتب متاخرین و معاصرین غیرشیخى، شش رساله و كتاب موثق شیخى 
بهاییان، ص: 18
در شرح حیات شیخ احمد در دسترس ماست.
اول: رساله‌اى است به زبان عربى كه شیخ احمد، به تقاضاى فرزندش «شیخ محمدتقى» در شرح حال خود نگاشته است. این رساله در صفحه 166 الى 179 از جلد اول كتاب: «فهرست» تالیف شیخ ابوالقاسم ابراهیمى بن زین‌العابدین كریم خان كرمانى، مشهور به «سركارآقا» (1314- 1389 ه. ق.) چاپ و منتشر شده است.
دوم و سوم: رساله‌اى است عربى، تالیف «شیخ عبدالله»: فرزند شیخ احمد، كه محمدطاهر خان بن حاج محمدكریم‌خان، عموى سركارآقا، آن را به فارسى ترجمه و در 96 صفحه در بمبیى به سال 1310 ه. ق. نشر داده است. چاپ دوم این رساله به انضمام رساله‌ى «تذكرهالاولیاء» در محرم‌الحرام 1387 ه. ق به قطع رقعى و به نفقه بى‌بى علویه خاندانى، در چاپخانه سعادت كرمان انتشار یافته است.
چهارم: رساله «تنبیه‌الغافلین و سرورالناظرین» نوشته آقا سید هادى هندى، از شاگردان سید كاظم رشتى است.
پنجم: كتاب «دلیل‌المتحیرین» نوشته: سید كاظم رشتى، كه متن عربى آن در 1364 ه. ق. سربى با 153 صفحه منتشر و ترجمه فارسى آن توسط میرزا رضى، به سال 1261 ه. ق. چاپ سنگى شده است.
ششم: «هدایهالطالبین» نوشته: حاج محمدكریم‌خان كرمانى، چاپ سنگى بمبیى و ایران مى‌باشد. این كتاب مجددا با حروف سربى در 188 صفحه، به سال 1380 ه. ق، از طرف مدرسه ابراهیمیه كرمان منتشر شده است.
براساس اقوال مآخذ مذكور، شیخ احمد، از اهالى «احساء»، «1» فرزند زین‌الدین بن ابراهیم بن قصر بن ابراهیم بن داغر است كه در ماه رجب سال 1166 ه. ق. به‌دنیا آمد.
اجداد شیخ، تا داغر بن رمضان، همگى پایبند مذهب شیعه اثنى‌عشرى بودند و رمضان بن راشد بن دهیم بن شمروخ بن صوله و ... بادیه نشین، مردمى فاقد علم و
بهاییان، ص: 19
معرفت، و ناآگاه بر طریقه اهل سنت و جماعت عمل مى‌نمودند. «1»
داغر پس از بروز اختلافاتى با پدرش، ترك وطن نمود، و در «مطیرفى» كه یكى از قراء «احساء» است، اقامت گزید. وى پس از مدتى از مذهب اجدادى خود دل برید، و به مذهب شیعه اثنى‌عشرى دل سپرد.
شیخ احمد، از چگونگى پشت سر گذاردن كودكى و نوجوانى خود، به استثناى ذكر مقدارى از عواطف رقیق مذهبى و احساسات جستجوگرانه «2» یادآور مى‌شود كه كتاب «اجرومیه» و «عوامل» را نزد شیخ محمد بن شیخ محسن به‌انجام رسانده و قبل از آن در حالى‌كه پنج سال از عمرش گذشته بود، قرایت قرآن مجید را آموخته است.
در سال 1186 ه. ق، یعنى پس از آنكه بیست سال از عمرش گذشته بود، ترك موطن نمود وبه‌منظور كسب معارف وفیض مواهب، عازم كربلاى‌معلى و نجف اشرف گردید. «3» و در درس و مجالس بحث مشاهیر علماى دینى وقت: مرحوم آقاباقر وحید بهبهانى، «4»
بهاییان، ص: 20
مرحوم آقاسیدمهدى بحرالعلوم، «1» مرحوم شیخ جعفر بن شیخ خضر «2» ومرحوم میر سید على طباطبایى «3» حاضر گشت. «4» تا اینكه پس از ارایه شرحى بر كتاب «تبصره علامه حلى» «5» از جانب‌مرحوم آقاسیدمهدى بحرالعلوم، مرحوم‌مبرورآقا سید على صاحب ریاض، مرحوم مبرورشیخ جعفر بن‌شیخ خضر و ... به اخذ درجه اجتهاد در روایت و درایت نایل گردید. «6»
دقت و توجه در متن صورت اجازات، به‌خوبى نمایانگر مراتب والاى فضل و كمال شیخ است. تا آنجا كه به تصدیق همگان، شیخ احمد پس از دستیابى به چنین مقامى، كرارا مورد احترام و ستایش قرار گرفته است. و سید، پس از ملاحظه رساله «قدر» «7» شیخ،
بهاییان، ص: 21
فضل و كمال شیخ را بسیار ستوده است.
«حاج محمدخان كرمانى»، در كتاب «هدایه المسترشد» «1» قسمت‌هایى از صورت اجازات مرحوم مبرور «شیخ احمد دمستانى»، «آقا میرزا مهدى شهرستانى»، «شیخ حسین درازى» «آقا سید على طباطبایى»، «آقا سید مهدى طباطبایى بحرالعلوم» و «شیخ جعفر نجفى» را كه مدعى است عینا در نزدشان محفوظ و نگهدارى مى‌شود، نقل كرده است.
بى‌شك ارایه بعضى از آنها، به‌خاطر توجه بیشتر به تاكید مشایخ عصر نسبت به مقام دینى شیخ، كه بعدها یكى از دلایل اساسى تایید عقاید و روش شیخ از جانب شیخیه به‌شمار مى‌آید، ضرورى است.
بسم الله الرحمن الرحیم 
الحمدلله على نعمه المتواتره و آلایه المتكاثره و الصلوه على سید اهل‌الدنیا والاخره محمد و عترته الطاهره، و بعد فیقول العبد الخاطی ابن محمدعلی الطباطبایى- اوتى كتابه بیمناه و جعل عقباه خیرا من دنیاه-: ان من اغلاط الزمان وحسنات الدهر الخوان، اجتماعی بالاخ الروحانی والخل الصمدانی، العالم العامل و الفاضل الكامل، ذی‌الفهم الصایب والذهن الثاقب، الراقی اعلى درجات الورع والتقوى والعلم والیقین، مولانا الشیخ احمد بن الشیخ زین‌الدین الاحسایی- دام‌ظله‌العالی-، فسالنی بل امرنی ان اجیز له ما صح لدی اجازته و اتضح على روایته من مصنفات علمایناالابرار و فقهایناالاخیار بالاسانید المتصله الى الایمه الاطهار وخلفاء الرسول المختار، سیما الكتب الاربعه الشهیره كالشمس فی رابعه النهار: الكافی والفقیه والتهذیب والاستبصار و سایر كتب شیخ الطایفه المحققه، و مروج 
بهاییان، ص: 22
الشریعه والطریقه الحقه، وكتب سیدالمرتضى الملقب بعلم الهدى، وكتب آیهالله العلامه و حجته‌الخاصه على‌العامه، و كتب المولیین الرشیدین الشهیدین السعیدین، وسایر كتب علماینا المتقدمین والمتاخرین- رضوان الله تعالى علیهم اجمعین- سیما كتب شیخی‌الربانی و والدی الروحانی، موسس مله سیدالبشر فی راس الماه الثانیه عشر، خالی العلامه واستاذی الفهامه، الاجل الافضل الاكمل مولینا محمدباقر بن محمد اكمل- قدس‌الله فسیح تربته و اسكنه بحبوبه جنته- فاجزت له- دام مجده- روایه جمیع ذلك ... الخ.
بسم الله الرحمن‌الرحیم 
الحمد لله‌الذی رفع درجات العلماء، و جعلهم ورثهالانبیاء و خلفاءالاوصیاء، و فضل مدادهم على دماءالشهداء، والصلوه والسلام على رسوله‌المبعوث بالشریعه الغراء والحنفیه البیضاء محمد و آله الایمه الامناء والقاده الادلاء، ما اظلت‌الخضراء و اقلت‌الغبراء، و انیعت ثمارالعلم فی طروس العلماء، و اترعت كووس الفضل من دروس الفضلاء، و بعد فلما كان من حكمهالله البالغه و نعمه السابغه ان جعل لحفظ دینه و احكامه علماء مستحفظین لشرایعه و احكامه، صار یتلقى الخلف عن السلف ما استحفظوا من علوم اهل‌العصمه [الحكمه] «1» والشرف، فبلغوا بذلك اعلى‌المراتب و نالوا به اتم‌المواهب، و كان ممن اخذ بالحظ الوافی [الوافر] «2» الاسنى وفازبالنصیب المتكاثر الاهنى زبدهالعلماء العاملین و نخبهالعرفاء الكاملین، الاخ الاسعد الامجد، الشیخ احمد بن الشیخ زین‌الدین الاحسایى- زید
بهاییان، ص: 23
فضله و مجده، و علا [اعلى «1» فی طلب العلى جده- و قد التمس منی- ایده‌الله تعالى- الاجازه فی روایهالاخبار الوارده عن الایمهالاطهار- علیهم سلام‌الله آناءاللیل والنهار- عنی عن مشایخی الاعاظم الاجله و وسایطی الى روساءالمذهب والمله، فسارعت الى اجابته و قابلت التماسه بانجاح طلبته؛ لما ظهر لی من ورعه و تقواه و نبله و علاه، فاجزت له وفقه‌الله ... الخ.
بسم الله الرحمن‌الرحیم 
والحمد لله‌رب‌العالمین، الحمدلله الذی ابرز انوارالوجود من ظلمات العدم، و ابان بتغیر العالم انه المتفرد بالازلیه والقدم، و جعل دین نبینا محمد- صلى‌الله علیه و آله- من بین‌الادیان كنار على علم، و ختم به الانبیاء و بامته ختم تمام الامم، و ایده بالمعجزات الظاهرات بین العرب و العجم، و نصره بالآیات الباهرات المسمعات اهل السمع والصمم، و بعلی حجهالله الراقی على اشرف كتفین باشرف قدم، و آله الذین تشرفت بهم بقاع مكه والبیت و الحرم- صلى الله علیهم ما خضع خاضع او خشع خاشع من خشیه بارى‌ء النسم- اما بعد فان العالم العامل والفاضل الكامل، زبده العلماء العاملین، و قدوه الفضلاء الصالحین، الشیخ احمد ابن المرحوم المبرور الشیخ زین‌الدین؛ قد عرض على نبذه من اوراق تعرض فیها لشرح بعض كتاب تبصره المتعلمین لحجهالله على العالمین، و رساله صنفها فی الرد على الجبریین، مقویا فیها لرای العدلیین، فرایت تصنیفا رشیقا قد تضمن تحقیقا، و تدقیقا قد دل على علو قدر مصنفه و جلاله شان مولفه، فلزمنی 
بهاییان، ص: 24
ان اجیزه بعد ما استجازنی ان یروی عنی ما رویته عمن اجازنی، كشیخى زبدهالاوایل والاواخر، مشید دین‌الصادق والباقر، استادالكل فی‌الكل، مولانا المرحوم آقا محمدباقر و شیخی استادالجمیع على‌الاطلاق و فریدالعصر فی جمیع الآفاق مشید مذهب اهل‌العدل فی راس الماتین بعد الالف من هجره سیدالثقلین، السید مهدی الطباطبایی- لا برح الزمان بایام وجوده مزهرا، والكون ببقاء جنابه فرحا مستبشرا- عن مشایخهم الاعلام حتى تتصل السلسله بالایمه المعصومین- علیهم افضل الصلوه والسلام- و لا سیما ما فی‌الكتب التی علیها المدار، من‌الكافی والتهذیب والفقیه والاستبصار، و كذا ما فی‌الوسایل والبحار ... الخ.
شیخ احمد احسایى، پس از شیوع بیمارى طاعون «1» در عراق، به موطن خود بازگشت. و مریم بنت خمیس آل عصرى را به نكاح خود درآورده، چهار سال در بحرین اقامت گزید. و پس از وفات فاطمه بنت على بن ابراهیم، جده فرزندش «شیخ عبدالله» عزم عتبات نمود. پس از مراجعت در محله «جسرالعبید» بصره توقف كرد. از آنجا به «ذورق» رفته، پس از سه سال توقف، در سال 1216 ه. ق. در حالى‌كه «وهابیان» «2» در كربلا
بهاییان، ص: 25
قتل و غارت مى‌كردند. به بصره بازگشت. و از آنجا به‌خاطر دورى از مردم به یكى از قراء بصره به‌نام «حبارات» پناه جست و باز به بصره برگشته، از آنجا به قریه «تنویه» نقل مكان داد. كه محیط آنجا هم موافق طبع نیافتاد و در سال 1219 ه. ق. به قریه‌اى به‌نام «اصفاوه» به سفارش عبد المنعم بن سید شریف جزایرى كه از مشاهیر آن منطقه بود عزیمت نمود و آنگاه به قریه‌اى از قراء واقع بر شعبه‌اى از شعب شط فرات موسوم به «شطالكار» سپس به «ذورق». آنگاه به بصره و پس از آن عتبات را محل اقامت نمود، تا اینكه تصمیم گرفت جهت زیارت مرقد امام رضا علیه السلام هشتمین امام شیعیان به ایران سفر كند.


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32