close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
زندگی نامه جین آستین
loading...

تیزوب

 آستن داستان نويس تاثير گذار انگلیسی، كوچكترين فرزند از هفت بچه خانواده اش  بود كه در 16 سپتامبر 1775 در بخش استيونتون ناحيه همپشاير متولد گرديد. شناخت او از زندگی زنان و مهارتش در گوشه و کنایه‌ها، او را به یکی از مشهورترین رمان‌نویسان عصر خودش تبدیل کرده‌است. آستن چند سالی از عمر خود را در شهر پاث سپری کرد و این شهر به عنوان محل اقامت او مشهور شد. پنج برادر بزرگ او ازدواج نكردند و اين دو خواهر از صميم قلب همديگر را دوست داشتند و شايد به جرات مي توان گفت رابطه بيت اليزابت و جين در كتاب…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 229 پنجشنبه 19 دي 1392 نظرات ()


 


آستن داستان نويس تاثير گذار انگلیسی، كوچكترين فرزند از هفت بچه خانواده اش  بود كه در 16 سپتامبر 1775 در بخش استيونتون ناحيه همپشاير متولد گرديد. شناخت او از زندگی زنان و مهارتش در گوشه و کنایه‌ها، او را به یکی از مشهورترین رمان‌نویسان عصر خودش تبدیل کرده‌است. آستن چند سالی از عمر خود را در شهر پاث سپری کرد و این شهر به عنوان محل اقامت او مشهور شد. پنج برادر بزرگ او ازدواج نكردند و اين دو خواهر از صميم قلب همديگر را دوست داشتند و شايد به جرات مي توان گفت رابطه بيت اليزابت و جين در كتاب معروفش به نام "غرور و تعصب" (1813) آيينه تمام نمايي از همين علاقه بيش از اندازه نويسنده كتاب و خواهرش مي باشد. جين كار نويسندگي را از چهارده سالگي براي سرگرمي افراد فاميل آغاز كرد و اولین رمان‌هایش از داستان‌های سرگرم ‌کننده‌ای که برای خانواده و بچه‌ها می‌گفت، شکل گرفت. تمام زندگی جین خصوصاً بعد از مرگ پدرش درمحیط یکنواخت خانواده پرجمعیتی گذشت که معاشرتشان محدود به یکسری دوستان شهرستانی بود. او بعدها در داستان‌هایش بارها از این فضاها استفاده کرد.از جمله آثار آستين عبارتند از: "عقل واحساس"(۱۸۱۱)، "غرور و تعصب" (1813)،" منسفیلد پارک" (1814)، "حس و حساسيت"، "كليساي نورثانگر"، " اما"(۱۸۱۶) و"ترغیب" (۱۸۱۷(.

اکثر منتقدین "غرور و تعصب" را بهترین اثر جین آستن می‌دانند و خود او آن را بچهٔ دل بند خود می‌ناميد. با این حال، این کتاب، که در ابتدا با نام "تأثرات اولیه" نوشته شده بود، تا مدت‌ها توسط ناشرها رد می‌شد. "تأثرات اولیه" حدود سال 1812 بازنویسی شد و در سال 1813 با نام "غرور و تعصب" به چاپ رسید. در اين داستان خانم بنت نگران است و می خواهد پنج دخترش ازدواج های موفقی داشته باشند. هنگامی که مرد جوان مجرد و ثروتمندی، به نام چارلز بینگلی، به ندرفیلد وارد می شود، خانم بنت به همسرش اصرار می کند تا به ملاقات بینگلی برود و ترتیب آشنایی شان را بدهد. اين كتاب به عنوان دومین رمان برتر عاشقانه‌ی تاریخ از نگاه انگلیسی‌ها انتخاب شد. داستان پر است از اتفاقات عادی، شخصیت ‌پردازی‌های جذاب و طنزگیرایی که خواننده را تا صفحه آخر دنبال خودش می‌کشاند.1 آستن طرحها و پيش نويسهاي كتاب "غرور و تعصب" و "كليساي نورثانگر" را هنگامي كه هنوز به سن بيست و چهار سالگي نرسيده بود، نوشت.2

"منسفيلد پارك" سومين رمان ‌آستن به سال 1814 منتشر شده است و مانند رمان هاي قبلي‌اش روايتي از سه خواهر است. دو خواهر با ازدواج‌هاي مناسب و ثروتمند و يك خواهر تهيدست كه ناچار مي‌شود از سر استيصال دختر بزرگش را به خانه خواهر بزرگ‌ تر و غني‌ تر بفرستد تا درست تربيت شود. ماجراي اصلي رمان به روزهاي جواني فاني و خاله ‌زاده‌ها و دوستان نزديك آنها مي‌پردازد كه هر يك درگير دغدغه هاي زيستن، اخلاق و انتخاب مسير چگونه بودن هستند. اين رمان همچون تمام كارهاي اين نويسنده منطق خاص خودش را مي‌طلبد، به اين معني كه به دليل دور بودن مخاطب امروزين جين ‌آستن، رمان منسفيلد پارك از رئاليسم سال‌هاي اول قرن نوزدهم انگلستان و شايد در آغاز درك روابط، علقه‌ها، رنج‌ها و برخي رفتارهاي شخصيت‌ها، اندكي اغراق‌آميز به نظر برسد؛ اما به دليل مشي بسيار قصه‌گويي رمان و همچنين تطابق يافتن ذهن خواننده با مولفه‌هاي كلان مفاهيم درون رمان اين مشكل به سرعت برطرف مي‌شود.

"منسفيلد پارك" مانند اعم كارهاي نويسنده‌اش روايتی است پرحاشيه و با تعدد شخصيت كه در آن نوعي دغدغه چگونه زيستن و رابطه ميان اخلاق و عرف ديده مي‌شود. به واقع جين‌آستن كه برآمده از يك سنت قصه‌گوی اخلاق‌مدار است، شخصيت‌هايي مي‌آفريند كه در فرآيند روابط‌شان با ترديدهايي ميان اخلاق به عنوان مشي و روشي شخصي و فردي با عرف در مقياس كلان و طبقاتی مواجه می‌شوند. رمان در دهكده و در جريانات اربابی مي‌گذرد، در كسالت دنياي كوچك سال‌هاي ابتدايي قرن نوزده و همين رخوت و فرصتي كه بی‌محابا در اختيار  شخصيت‌هاي رمان قرار دارد، ايشان را وامي‌دارد به يكديگر بينديشند.

اين انديشه لزوما از جنسي خاص نيست، بلكه اغلب به مفاهيم و مصاديقي منجر مي‌شود كه طي آن چگونگي عاشق بودن، مبادي آداب بودن، غمگين شدن و در نهايت زيستن در ميان طبيعت خارج از شهرهاي بزرگ به دغدغه‌هاي اصلي اين انسان تبديل مي‌شود. اين روابط ساده اما پردامنه و حاشيه كليتي را مي‌سازد كه در آن روح بورژوازي در حال تكوين و ساخت فئوداليسم انگليسي مشاهده مي‌شود؛ فئوداليسمي كه در پايان مسير فئودال بودن و در آغاز راه بورژوا شدن مي‌كوشد و انگاره‌هاي عرفي را از حساب اخلاق جدا كند. در اين پروسه سرنوشت‌ها قرار به بازي مي‌گذارند و انبوه شخصيت‌هاي رمان منسفيلد پارك به شكلي صنفي تبديل به نمادها و ايماژهايي مي‌شوند نه از سقوط اشرافيت بلكه از تحول آن. قهرمان رمان، البته از جنس اين اشراف نيست اما به عنوان يك شاهد فعال و تاثيرگذار در تمام قسمت‌هاي رمان حضور فيزيكي يا غيرفيزيكي دارد و هم اوست كه به مثابه تعقل و نوعي خردگرايي هرچند كم‌ نفوذ مي‌تواند وضعيت‌هاي رفتاري آدم‌هاي پيرامون را به تصوير كشد. "منسفيلد پارك" با اين رويه رماني است كه برعكس دو اثر قبلي "عقل و احساس" و "غرور و تعصب"، عاشقانه به نظر نمي‌رسد؛ بلكه ما با روايتي روبه‌رو هستيم كه عمدتا دغدغه چگونگي اجرا و پذيرفتن اخلاق را در آن درك مي‌كنيم. شكوه تصويرسازي، فضاها و دورنماهايي كه در رمان وجود دارد، باعث شده تا وابستگي شخصيت‌ها با ميزانسن خود حفظ شود و ما ايشان را در آن پس‌زمينه‌ها و در ارتباط با ايشان درك كنيم. اخراج ضمني و نسبي شهر از رمان جين‌ آستين يا اگر دقيق‌تر بگوييم عدم وارد كردن آن به فضاي داستاني شايد آخرين مقاومت‌هاي رمان كلاسيك باشد از قواعد مدرني كه به كندي در حال جايگزيني شهر و اخلاق حاكم بر آن بر قصه‌ها و دهكده‌هاي كهن و باشكوه هستند. با اين كليات "منسفيلدپارك" شايد مهم‌ترين رمان آستين از منظر نظريه‌پردازي در باب تحول مفاهيم باستاني در تقابل با قواعد نو باشد. شيوه روايت و استفاده‌اي كه او از كاركرد شخصيت اول در رمان داشته نيز اين اثر را در جايگاه ممتازتري قرار مي‌دهد و باعث مي‌شود ما با اثري روبه‌رو باشيم كه در عين روايت دگرگونی قواعد خود نيز در شكل روايي‌اش متحول شده و در حال ساختن نوع پيچيده‌تری از مفهوم روايت است.

آستين در تمام طول عمرش بيش از شش رمان خلق نكرد كه همين تعداد كتاب مقام والايي در ادبيات انگليس دارا مي باشند. با اينكه جين آستن تمام عمرش را در ايام جنگ سرد بين فرانسه و انگلستان گذراند ولي هيچ گونه بازتابي از اين حادثه در نوشته هايش نمودار نيست. جين در سال 1617 به خاطر دستور پزشك براي مداواي طبي به منچستر مسافرت كرد و در همان شهر در گذشت.

منابع براي مطالعه بيشتر:

1. غرور و تعصب؛ عاقبت خوش سرگرمی، گروه فرهنگ و هنر سیمرغ 

 

2. غلامرضا طباطبايي مجد. دايره المعارف مصور زرين (ج اول).1374. ص 113.

3. جين آستن، غرور و تعصب، مترجم رضا رضايي.

4. جين آستن، منسفيلد پارك ، مترجم رضا رضايي.

5. مهدي يزداني ‌خرم، در حاشيه منسفيلد پارك نوشته جين آستين، شهروند امروز، (25 شهريور 1386).

(به نقل از سایت بنیاد ادبیات داستانی)

 


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32