close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
زندگی نامه ی شکسپیر
loading...

تیزوب

زندگینامه و آثار ویلیام شکسپیر نمایشنامه نویس انگلیسی   در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهكده ای نزدیك شهر استراتفورد در ایالت واریك انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شكسپیر زندگی میكرد.یكی از پسران او به نام «جان» در حدود سال 1551 به شهر استراتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و «ماری اردن» دختر یك كشاورز ثروتمند را به همسری برگزید.این زن در 26 آوریل 1564 پسری بدنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت.   این كودك به تدریج پسری فعال و شوخ و شیطان شد و به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 15 پنجشنبه 07 شهريور 1392 نظرات ()

زندگینامه و آثار ویلیام شکسپیر نمایشنامه نویس انگلیسی

 


زندگینامه و آثار ویلیام شکسپیر نمایشنامه نویس انگلیسی

در اوایل قرن شانزدهم میلادی در دهكده ای نزدیك شهر استراتفورد در ایالت واریك انگلستان زارعی موسوم به ریچارد شكسپیر زندگی میكرد.یكی از پسران او به نام «جان» در حدود سال 1551 به شهر استراتفورد آمد و در آنجا به شغل پوست فروشی پرداخت و «ماری اردن» دختر یك كشاورز ثروتمند را به همسری برگزید.این زن در 26 آوریل 1564 پسری بدنیا آورد و نامش را «ویلیام» گذاشت.

 


این كودك به تدریج پسری فعال و شوخ و شیطان شد و به مدرسه رفت و مقداری لاتین و یونانی آموخت،ولی به علت كسادی شغل پدرناچار شد برای امرار معاش مدرسه را ترك گوید و شغلی برای خود دست و پا كند.گفته اند كه ابتدا شاگرد قصاب شد ،ولی چندان به ادبیات علاقه داشت كه هنگام كشتن گوساله ها خطابه می گفت و شعر می سرود.در سال 1852 ، در هجده سالگی،دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام «آن هاتاوی» ،از اهالی دهكده مجاور شد.این دو عروسی كردندو به زودی صاحب فرزند شدند .در این ایام زندگی پر حادثه شكسپیر آغاز شد.او به قدری تحت تاثیر هنر پیشگان سیار و هنر نمائی آنان قرار گرفت كه تنها به لندن رفت تا موفقیتی كسب كند و بعدا زندگی مرفه تری برای خانواده اش فراهم آورد.

 


پس از ورود به لندن به سراغ تماشاخانه های مختلف رفت.در آغاز اغلب به حفاظت اسبهای مشتریان مشغول بود، ولی كم كمبه درون تما شاخانه راه یافت و به تصحیح و تكمیل نمایشنامه های نا تمام پرداخت و خود روی صحنه آمد و نقشهایی ایفا كرد و وظایف دیگر پشت صحنه را بر عهده گرفت.این تجارب همه برا یاو مفید واقع شد.در همین دوره كارش را چنان با مهارت انجام میداد كه حسادت همقطاران را بر می انگیخت.شبها در ساعت فراغت همه در میكده ی «دوشیزه دریا» جمع میشدند و به خنده و تفریح و صحبت ی پرداختند. در آنجا لطیفه گویی و شوخ طبعی و بیان جذاب او اطرافیان را مسحور می ساخت . در آن دوره هنر پیشگی و نمایشنامه نویسی حرفه ی محترم و محبوبی تلقی نمی شد.افراد طبقه متوسط،كه تحت تاثیر شدید تلقینات مذهبی قرار داشتند،آن را مخالف شئون خود می دانستند.تنها طبقه اعیان و مردم فقیر بودند كه علاقه ای به نمایش و تماشا خانه نشان میدادند.

 


شكسپیر قطعات منظومی سرود كه باعث كسب شهرت او شد. در سال 1594 شكسپیر در نمایشنامه ای كمدی در حضور ملكه الیزابت اول در قصر گرینیچ بازی كرد و در سال 1597 اولین كمدی خود را به نام «تلاش بیهوده عشق» در حضور ملكه نمایش داد.از آن پس نمایشنامه های او مرتبا تحت حمایت ملكه نمایش اده می شد.الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت،ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه ای نسبت به شكسپیر نگشت و جیمز اول به او و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا كرد.نمایشنامه هایش در تماشاخانه «كلوب» در ساحل جنوبی رود تیمز بازی می شد.این تماشاخانه به صورت مربع مستطیل دو طبقه ایساخته شده بود كه مسقف بود،ولی خود صحنه از اطراف باز بود و تقریبا در وسط قرار داشت و به ساختمان دو طبقه منتهی می گشت . از قسمت فوقانی آن اغلب به جای ایوان استفاده می شد . شكسپیر به زودی موفقیت مادی بدست آورد و سر انجام در مالكیت تماشاخانه سهیم شد.

 


این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایشنامه «هنری هشتم» سوخت و سال بعد كه افتتاح شد شكسپیر حضور نداشت،چون با دارایی سرشارش به شهر خویش باز گشته بود تا به استراحت بپردازد.در آوریل 1616 شكسپیر چشم از جهان فرو بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان و تمام مردم جهان به جای گذاشت . آرامگاه ویلیام شكسپیر در كلیسای شهر استراتفورد قرار دارد و خانه مسكونی او به همان وضع اولیه،در همان شهر،همواره زیارتگاه دوستداران ادبیات و هنر بوده است.هر سال در آن شهر جشنی سه یاد این مرد شهیر بر پا می شود.


آثار شكسپیر :
شكسپیر در طی 24 سالی كه به نویسندگی و كارگردانی اشتغال داشته (یعنی از 1588 تا 1611 ) حدودا 27 اثر معروف و مشهور دارد كه به ترتیب تاریخ نگارششان در زیر ذكر شده
1.  تیتوس اندرونیكوس (تراژدی)، ۹۰- ۱۵۸۸پ
2.  تلاش بیهوده عشق (كمدی)، ۱۵۹۰
3.  كمدی اشتباهات (كمدی)، ۱۵۹۱
4.  رومئو و ژولیت (تراژدی)، ۹۵- ۱۵۹۱
5.  دو نجیب زاده ی ورونا (كمدی)، ۹۳-۱۵۹۲
6.  رویای یك شب نیمه تابستان (كمدی)، ۹۴-۱۵۹۳
7.  تاجر ونیزی (كمدی)، ۱۵۹۶
8.  رام كردن زن سركش (كمدی)، ۱۵۹۷
9.  زنان شوخ طبع وینزر (كمدی)، ۱۵۹۸
10.   هیاهوی بسیار برای هیچ (كمدی) ،۱۵۹۸
11.   آنچه دلخواه توست (كمدی)،۱۵۹۹
12.  شب دوازدهم (كمدی) ، ۱۶۰۰
13.قیصر (ژولیوس سزار) (تراژدی)،۱۶۰۱
14.آنچه به نیكی پایان پذیرد نیك است (كمدی) ،۲-۱۶۰۱
15.هاملت (تراژدی)، ۱۶۰۲
16. كلوخ انداز را پاداش سنگ است (كمدی معمایی) ،۱۶۰۳
17. ترویلوس و كرسیدا (كمدی-تراژدی معمایی)، ۱۶۰۳
18. اُتللو (تراژدی)، ۱۶۰۴
19.لی یر شاه (تراژدی)، ۱۶۰۵
20.   مكبث (تراژدی)، ۱۶۰۶
21.آنتونی و كلئو پاترا (تراژدی)، ۱۶۰۷
22. تیمون آتنی (تراژدی) ، ۸-۱۶۰۷
23. كوریولانوس (تراژدی) ، ۱۶۰۸
24. پریكلس (تراژدی) ،۱۶۰۸
25. سیمبلین (تراژدی)، ۱۶۰۹
26. توفان (كمدی)،۱۶۱۰
27.داستان زمستان (كمدی)،۱۱-۱۶۱۰

 


بن جانسن، كه از نویسندگان معاصر شكسپیر بود و شهرت داشت كه از تمجید كسان خودداری می كند،در باره شكسپیر گفت«من این مرد را دوست داشتم و به خاطره ی او،مثل دیگران،به حد پرستش احترام میگذارم شكسپیر د ر نیمه قرنی می زیست كه انگلستان یكی از مهمترین ادوار تاریخ خود را طی می كرد.پیرامونش مملو از سیاستمداران،مكتشفان،نویسندگان، و سیا حان نامدار بود؛ولی او توانست بین این مشاهیر مقامی بلند پایه برای خود كسب كند.طی پنجاه و دو سال عمر خود سی و شش نمایشنامه و یكصد و پنجاه و چهار غزل یا قصیده،باضافه قطعات منظوم دیگر نوشت.اگر چه شكسپیر در عصری می زیست كه حوادث شگفت انگیز بیشمار روی می داد،ولی این وقایع برای وی موضوع نمایشنامه هایی كه مورد پسند مردم همان دوره باشد قرار نگرفت.تمایل او بیشتر بر این بود كه به گذشته بازگردد و به دنیای تصویر و خیال و عشق و ارواح و پریان پا گذارد.

 


شكسپیر در حقیقت شاعر انسانیت و نقاش خصایل نیك و بد انسان است.نمیشنامه های تاریخی او به وقایع بیروح و كهنه روح تازه می بخشند و شخصیتهای واقعی ادوار مختلف را با طرز فكر و عادات و خصوصیات هر كدام برای خواننده مجسم می سازند.قدرت او در تلفیق و تركیب صحنه های پراكنده و ارائه آنها به صورت یك جریان واحد حاكی از زبردستی بی نظیر او در فن نمایش است.نمونه ی این هنر را می توان در تشریح دوره ی نفرت انگیز سلطنت جان یا كناره گیری ریچارد دوم یا مصیبتهای هانری چهارم یافت . هنر او در تجسم صحنه های تراژدی و كمدی به اوجی می رسد كه بی سابقه است.او قادر است تماشاچی را بی اختیار به خنده وادارد یا اشك تاثر او را سرازیر كند.بازیگرانی از قبیل فالستاف و گوبو و دلقك های نمایشنامه های مختلف او همه نمونه های جالبی از این قدرت ابداع است.در صحنه های درام كمتر وقایعی در ادبیات مانند مرگ كلئو پاترا،رفتار دختران لیر شاه نسبت به پدر،مرگ رومئو و ژولیت،خفه شدن دزدمونا بدست اتللو ، و برخی از صحنه های مكبث یافت می شود.

 


در اغلب نمایشنامه های او ارواح یا پریان و جادوگران نقش دارند.نمونه ی آن اوبرون و پك،روح قیصر ،روح پدر هاملت ،و سه خاهر جادو گر(در مكبث) است.می توان گفت كه نمایشنامه های او از لحاظ تنوع موضوع،دامنه وسیع واژگان ،طرز تشریح وقایع،و وحدت هدف و نتیجه ،كم نظیر است و اگر چه در هر نمایشنامه وقایع متعددی مانند رشته های رنگارنگ به هم بافته شده ولی گویی كه همه ی این رشته ها تزییناتی است كه در عین حالی كه به این قالب بزرگ ادبی شكوه و جلوه خاص می بخشد،سادگی و پیوستگی ووحدت زمینه ی اصلی را از بین نمی برد و از لطف وتناسب آن نمی كاهد.

 


صحنه ی تئاتر دوره ی شكسپیر شكوه و جلال و ابزار و وسایل تماشاخانه ی امروزی را نداشت و به صورت سكویی باز و ساده ساخته شده بود ه بازیگران با البسه دوره ی خود،بدون هیچ گونه دكور،روی آن بازی میكردند . در نتیجه درك بسیاری از تغییرات صحنه و مفهوم خقیقی آن به عهده ی تماشاچی گذاشته میشد و تعجب در این است كه با وجود فقدان این وسایل نمایشنامه های شكسپیر هنوز ارزش واقعی خود را از كف نداده و مورد پسند بسیاری از مردم قرار میگیرد.البته در تماشاخانه های امروزی و فیلمها دخل و تصرف زیادی در وضع صحنه ها به عمل می آید تا بیننده (و شنونده) به آسانی بتواند پیوستگی وقایع و تغییرات صحنه ها را درك كند و همین نكته گواه بر این است كه تئاتر روندگان عصر شكسپیر تا چه حد به هنرو نمایش علاقه داشتند كه بدون وجود تسهیلات امروزی حداكثر لذت را از آثار شكسپیر می بردند .

 


هنر شكسپیر در نمایشنامه نویسی تنها ار لحاظ توجه كامل به وضع صحنه و تغییرات آن نیست،بلكه او مانند یك روان شناس می داند كه چطور صحنه ی غم انگیز را با صحنه ی خنده آور تلفیق كند تا جنبه های مختلف حواس پنجگانه را اقناع كند و با ایجاد اوضاع متضاد بر یك احساس معین با نكته ی مخصوص تاكید ورزد و از پیمودن راه افراطی خودداری نماید.در تمام موارد شكسپیر مجبور بود متكی به قوت و قدرت موضوع داستان و طرز تشریح آن باشد.در این دوره هم هر هنر پیشه انگلیسی كه آرزو دارد به اوج شهرت هنری برسد ابتدا سعی می كند شهرتی به عنوان بازیگر نمایشنامه های شكسپیر پیدا كند،زیرا تنها آهنگ و بیان و حركات و فصاحت اوست كه می تواند در تماشاچی تاثیر گذارد نه زمینه های كمكی و تزیینات و وسایل كه در عین حالی كه برای مجسم ساختن صحنه ضروری است ولی مانع آن است كه هنر پیشه بتواند كمال هنر خود را عرضه بدارد.

 

هدف شاعر تنها بحث در اخلاقیات نیست و منظوری وسیع تر از ترویج یك مكتب یا ایمان یا نكته ی اخلاقی دارد. هنر نویسنده نمایشنامه در این است كه به جای تشریح افكار یا خصایص معین ،جنبه های مختلف زندگی واقع و در آثار متاخر خود زندگی معنویی را ترسیم كند كه كمتر مربوط به زمان یا مكان یا شرایط معینی باشد و واكنش افرادی را كه از لحاظ فكری،احساسی ،بدنی یا روحی با هم متفاوتند ولی گردش روزگار آنها را در یك جا جمع كرده است نسبت به یكدیگر مجسم سازد.بنابر این ،نمایشنامه نویس باید مفهوم زندگی را درك كرده و با انواع مردم نقاط مختلف دنیا خوب آشنا شده باشد.یعنی در حقیقت قدرت مشاهده و قوه تشخیص او در مورد خصوصیات اخلاقی افراد به حداكثر تقویت شده باشد و در نمایشنامه ی خود این افراد را تحت شرایط معینی كه ساخته و پرورده فكر خود اوست قرار دهد تا نتیجه معینی را به دست آورد.

 


این افراد باید تا حدی حقیقی و واقعی جلوه گر شوند ،نه به صورت عروسكهایی كه در دست نویسنده به این سو و آن سو كشیده میشوند.قهرمان داستان باید حقیقتا صورت قهرمان را پیدا كند و شیاد به شكل شیاد در آید و دلقك خنده آور گردد و فیلسوف خود را فیلسوف نشان دهد و زنان داستان خصلتهای زنان را به نمایش گذارند. اگر نویسنده نمایشنامه زیاده از حد در اعمال و طرز فكر بازیگران خود مداخله كند فاصله ی زیادی بین افراد حقیقی و بازیگران داستان به وجود می آورد كه دیگر نمی توان حقیقت وجود آنها را باور كرد.

 


شكسپیر خود را در این مورد قاضی بی طرفی نشان میداد كه شخصیتهای داستان را به حال خود وا می گذاشت تا حقیقت درونی خویش را نشان دهند.به همین جهت نمی توان به آسانی فهمید كه نظر شكسپیر دربارهی زندگی چیست.افكار و عقاید ی كه این شخصیتها ابراز می دارند به قدری متنوع و در بسیاری از موارد متضاد است كه باید آنرا متعلق به خود آنها دانست و نمی توان گفت همه آنها نماینده افكار شكسپیر است و همین نكته دلیل بزرگی یك نویسنده است،كه خود را طوری مسلط به انواع نظریه ها میسازد كه نمی توان او را بصورت معین و مشخصی شناخت.

 


از لحاظ خصوصیات روحی و احساسی شك نیست كه شكسپیر به كشور خود و وقایع هیجان انگیز آن علاقه مفرطی داشت و به كوچه و خیابان و جنگل و مرغزارو موجودات وحشی و اهلی و مردم مملكتخویش دلبستگی نشان می داد و طبیعتی رئوف و پر از همدردی نسبت نسبت به نوع بشر ظاهر میساخت.با وجود این نمی توان پس از خواندن نمایشنامه های كه عقاید او درباره سیاست یا یا مذهب یا ادب انگلستان چه بوده است.ذهن او مانند فیلم عكاسی تمام جزییات و تاثیرات و تجارب و معلوماتی را كه را كه در دسترس او قرار می گرفت ثبت می كرد و به موقع خود در نمایشنامه ها ،در مناسب ترین وضعیت ازآنها استفاده می نمود و می توانست هم جنبه های لذت بخش و هم جنبه های غم انگیز آنها را ترسیم كند .

 


یك فرد معمولی برای صحبتهای عادی احتیاج به دو یا سه هزار واژه دارد و برخی مردم هم تعداد كمتری از کلمات را به كار می برند.میلتون،شاعر معروف انگلیسی ،كه از نوابغ محسوب میشود،در حدود هشت هزار واژه به كار برد؟ولی در آثار شكسپیر در حدود بیست و یك هزار لغت دیده میشود.به همین جهت خواندن متون اصلی او به زبان انگلیسی خالی از اشكال نیست و نه تنها احتیاج به فرهنگهای جامع دارد بلكه در بسیاری از موارد مراجعه به توضیحات نقادان و محققان ضرورت پیدا می كند و گذشته از آن قوه حدس و تشخیص خواننده،پس از آشنایی كافی با آثار او،درك مطلب بغرنج را كه اكثرا در قالبی بسیار موجز به رشته تحریر در آمده آسان تر میسازد . سبك تحریر نمایشنامه های شكسپیر مخلوطی از اشعار مقفی ،ابیات بی قافیه،و قطعات منثور است كه هركدام در جای معینی به كار می رود.

 


تعبیرات و تشبیهات این آثار برخی متعلق به زمان خود شكسپیر و بعضی دیگر مربوط به منابعی است كه مورد استفاده وی قرار گرفته و نماینده طرز فكر ادواری است كه شكسپیر آن را تشریح می كند . نكته ی دیگر كه ذكر آن بیراه نیست،عفت قلم شكسپیر و اصولا اخلاقی بودن نمایشنامه های اوست .شكسپیر در عین حالی كه قالبی نمی اندیشد،سخت در قید آن است كه نمایشنامه هایش به نتایج اخلاقی جهانشمول برسد و مخصوصا دغدغه ی تحكیم روابط خانواده از صدر تا ذیل نوشته هایش را در بر گرفته است.

 

تاكید بر ارجمندی عفت و تقوا ی انسان ،به ویژه زن ،امری است كه گاه گویی تنها هدف نویسنده است و گویی همه ی تهمیدات هنریش را بكار می گیرد تا به این نتیجه برسد كه هدف از خلقت انسان اصولا به نمایش گذاشتن زیبایی پاكی و پاكدامنی و تعادل است و همه چیز ،از شكوه شاهان تا فقز بینوایان ،در خدمت این هدف. شكسپیر ،حتی آنگاه كه راوی واقعه میگردد-واقعه تاریخی یا معاصر-هدفش نمایندن زشتی افراط و تفریط است و به كرسی نشاندن حرف اصلی خود .

گردآوری و تنظیم:گروه فرهنگ و هنر پرشین پرشیا



ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32