close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
تاریخچه انرژي هسته اي
loading...

تیزوب

در اواخر قرن نوزدهم، بعد از اینکه انیشتین معادله معروف خود را تکمیل کرد، ویلهلم رونتگن، فیزیکدان آلمانی اشعه ایکس ، و جی جی تامسون فیزیکدان بریتانیایی، الکترون و مارتين هنريچ كلاپرس شيميدان آلماني( در سال1789 ) اورانيوم را کشف کردند. در سال 1896هانري بكرل فيزيكدان فرانسوي نخستين كسي بود كه متوجه پرتودهي عجيب سنگ معدن اورانيم گرديد و ماری کوری شیمیدان معروف به رادیواکتیویته بودن رادیوم  پی برد. بس از ان در سال 1909 ميلادي ارنست رادرفورد فیزیکدان اهل زلاندنو هسته اتم…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 24 یکشنبه 19 خرداد 1392 نظرات ()

در اواخر قرن نوزدهم، بعد از اینکه انیشتین معادله معروف خود را تکمیل کرد، ویلهلم رونتگن، فیزیکدان آلمانی اشعه ایکس ، و جی جی تامسون فیزیکدان بریتانیایی، الکترون و مارتين هنريچ كلاپرس شيميدان آلماني( در سال1789 ) اورانيوم را کشف کردند. در سال 1896هانري بكرل فيزيكدان فرانسوي نخستين كسي بود كه متوجه پرتودهي عجيب سنگ معدن اورانيم گرديد و ماری کوری شیمیدان معروف به رادیواکتیویته بودن رادیوم  پی برد. بس از ان در سال 1909 ميلادي ارنست رادرفورد فیزیکدان اهل زلاندنو هسته اتم را كشف كرد.

دانشمندان فيزيك که سرگرم تحقيق براي رسيدن به يك منبع انرژي جايگزين سوخت هاي فسيلي بودند، این مسئله که هسته با وجود نيروي دافعه الكتروستاتيكي قوي بين پروتونها، چگونه ممكن است پايدار بماند؟ توجه فیزیک دانان را به خود جلب کرد. و از اينجا پيش بيني كردند كه بايد در داخل هسته نيروي قويتر از هر نيروي شناخته شده اي باشد، و نتيجه گرفتند كه در صورتي كه هسته شكافته  شود انرژي عظيمي آزاد مي گردد.

داستان کشف وگسترش انرژي هسته اي از سال 1932 ميلادي که نوترون توسط چادويک کشف شد آغاز گرديد. دانشمندان که تا اين زمان براي بمباران هسته اتم و ايجاد واکنشهاي مصنوعي از ذرات پروتون و آلفا استفاده مي کردند، دريافتند که نوترون به علت بي بار بودن (برخلاف پروتون و ذره آلفا) آسانتر به درون سد پتانسيل هسته اتم نفوذ کرده و با آن برهمکنش مي کند. در سال1938 ميلادي  دو فيزيكدان الماني بنامهاي اتوهان و فريتس شتراسمن کشف کردند که هسته سنگين اورانيوم در اثر بمباران با نوترون به دو هسته با جرم متوسط تقسيم مي شود. برای توصيف این پدیده،  ليزه ميتنرو اتو فريش پديده شكافت هسته ای در اورانيم را توضيح داد.  کشف شکافت که در سال 1938، درست قبل از شروع جنگ جهاني دوم رخ داد, نمي توانست در زماني حساستر از آن در تاريخ جهان اتفاق بيفتد. اگر هيتلر به اهميت اين کشف پي برده و دانشمندانش را به توسعه آن تشويق کرده بود به احتمال زياد آلمان اولين کشوري بود که سلاح هسته اي توليد مي کرد و تاريخ جهان درشصت سال گذشته تفاوت مي کرد.

دولتهاى درگير در جنگ جهانى دوم به دنبال نوآورى تسليحاتى بودند، که در این بین سه دولت ژاپن، آلمان، آمريكا داراى مراكز تحقيقات استراتژيك و لابراتورهاى عظیم تحقيقاتى بودند. ژاپن به دنبال توسعه سلاح‏هاى شيميايى بود كه در اين زمينه موفقيت چنداني به دست نمى‏آورد.- آلمان‏ها داراى مركز تحقيقاتى «پينامون» بودند كه در تابستان 1940 موفق به اختراع اسلحه ای جدید(موشك) ‏شدند، كه در طول جنگ از خاك فرانسه اشغال شده عليه انگلستان به كار مى‏بردند.

 -آمريكا: هنگامي كه انريكو فرمي دانشمند ايتاليايي (1954- 1901)، تجربيات و تحقيقات خود را در زمينه عملي ساختن فعل و انفعالات زنجيري مداوم دنبال مي كرد، پيش بيني مي شد كه اين فعل و انفعال ممكن است انفجاري باشد(بخاطر تحقيقاتش در سال 1938 موفق به دريافت جايزه نوبل گرديد). در سال 1939 يعني قبل از شروع جنگ جهاني دوم در بين فيزيكدانان اين بيم وجود داشت كه المانيها به كمك فيزيكدانان نابغه اي چون هايزنبرگ ودستيارانش بتوانند بمب اتمي بسازند، به همين دليل از البرت انيشتين خواستند كه نامه اي به فرانكلين روزولت رئيس جمهور وقت امريكا بنويسد در ان نامه تاريخي از امكان ساخت بمبي صحبت شد كه هرگز هايزنبرگ ان را نساخت (اگر این نامه نوشته نمی شد شاید بمب اتمی ساخته نمی شد و شاید ژاپن پیروژ جنگ می شد و سرنوشت جهان اکنون متفاوت بود). شرايط، فوق العاده حساس و اضطراري بود، چرا که مشخص شده بود اولين کشور سازنده بمب اتمي به احتمال قوي برنده جنگ خواهد بود. چنين شد كه دولتمردان امريكا با استفاده از امتيازات دور بودن از صحنه جنگ و مصونيت از بمباران و ويرانى، و همچنین داشتن منابع صنعتي لازم براي انجام شکافت هسته اي، در سال 1943 براي پيشدستي برالمان یک برنامه سری برای تولید بمب اتمی ( پروژه منهتن ) را در صحراى لوس آلاموس(Los Alamos) در ايالت نيومكزيكو واقع در جنوب غربی ایالات متحده، براه انداختند. وتحت عنوان مبارزه ضد فاشيستي در صدد جلب نظر دانشمندان آمریکایی، بریتانیایی، و پناهندگان اروپایی کشورهای زیر سلطه فاشیسم، برای ساختن سلاح هسته ای بر امدند.ریاست علمی این پروژه با پروفسور”اوپن هایمر” بود. ریاست این پروژه با یک ژنرال سه ستاره، به نام “گروز” بود که به طور مرتب، واشنگتن را از پیشرفت کار مطلع می ساخت. يكي از ويژگي هاي پروژه مانهتن، هزينه بسيار بالاي آن بود (25 ميليارد دلار) كه در زمان جنگ هيچ دولتى چنين بودجه‏اى را نداشت. سه سال بعد در دوم دسامبر 1942 در ساعت 3 بعد از ظهر نخستين سيستم کنترل شده واکنش زنجيره اي شکافت هسته اي دنيا (راكتور اتمي) در دانشگاه شيكاگو امريكا زیر نظر انريكو فرمي  (که چند سال پيش از آن ايتاليا را ترک کرده و به آمريکا  مهاجرت کرده بود،) و همكارانش به وضعيت بحراني رسيد ، طي دو سال پس از آن راکتورهاي بزرگتر و قوي تري ساخته شدند، که نقطه اوج آن راکتورهاي عظيم توليد کننده پلوتونيوم هانفورد در واشينگتن بود. تا تابستان 1945 به اندازه کافي اورانيوم 235 و پلوتونيوم توليد شده بود که با استفاده از آنها اولين بمبهاي اتمي ساخته شود. سرانجام در حالى كه در 8 مى 1945 آلمان تسليم ‏شد و جنگ اروپا به پايان مى‏رسد، فاتحين، كنفرانس پوتست دام را به منظور تعيين سرنوشت آلمان تشكيل دادند، (برلين آنقدر ويران شده بود، که حتي یک ساختمان درخور كه در آن اجلاس برگزار شود نبود، از اینرو کنفرانس در پوتست دام که يك منطقه ييلاقى در نزديك  برلين است، برگزار شد). در بين كنفرانس، هرى ترومن، رئيس جمهور آمريكا، تلگراف رمزى تحت عنوان «نوزاد متولد شد»، دال بر به ثمر رسيدن پروژه مانهتن دريافت مى‏كند.   

 اين پروژه موفق به ساخت اولين بمب هسته ای شد كه در 16 ژوئيه 1945 در صحراي الاموگرودو واقع در ايالت نيومكزيكو آزمایش شد. شاهدانی که از فاصله یکصد کیلومتری این رویداد را دیده بودند، مشاهدات خود را اینگونه گزارش کردند که: آنها دیده اند که خورشید ناگهان از سمت مغرب طلوع و بلافاصله غروب نمود. در حقیقت برای این شاهدان انفجار هسته ای همانند طلوع و غروب خورشید  جلوه گر شده بود. اوپن هايمر و ديگران، در بونكرى تجمع كرده بودند و آزمايش را مورد بررسى قرار دادند كه همانجا اوپن هايمر پشيمان شد.

دومین انفجار هسته ای،: سربازان امریکا که در نبرد با ژاپن به زانو در آمده بودند و این امکان بود که در جنگ شکست را بپذیرند. دولت وقت امریکا ژاپن را به بمباران هسته ای تهدید نمود، اما امپراتور ژاپن که قدرت این سلاح مرگ بار را باور نداشت، يا فكر نمي كرد كشور امريكا دست به ﭼنين جنايت هولناكي بزند، زیر بار نرفت. در اواخر جولاى، رئيس جمهور آمريكا، دستور به كار بردن اين سلاح جديد را عليه ژاپن براى تاريخ بعد از 2 اوت صادر کرد؛ 5 شهر توكيو، كيوتو، هيروشيما، ناگويا، ناكازاكى به ترتيب اولويت براى واشنگتن در ليست قرار گرفتند. درپی ان، سه هفته بعد از اولین انفجار آزمایشی، در روز ششم اوت  سال 1945 میلادی (پانزدهم مرداد ماه 1324 هجری شمسی ) در ساعت هشت و ربع صبح، 3 فروند هواپیمای متفقین، شهر هیروشیما در ژاپن  را با یک بمب هسته ای که از 235U ساخته شده بود، و در آن از تکنیک «چکاندن ماشه» استفاده شده بود، بمباران کردند كه در نتيجه آن، شهر به كلي ويران و چند هزار نفر به هلاكت رسيدند. فقط معدودي از سكنه اطراف شهر از اين بلا جان به در بردند، كه هنوز بازماندگان آنان از اثرات زيان بخش تشعشعات هسته‌اي آن رنج مي برند. این بمب ” پسر بچه” نام داشت و قدرت تخریبی آن معادل قدرت 14500 تن TNT و کارآیی ان 1.5 درصد بود یعنی پیش از انفجار تنها 1.5 درصد از ماده مورد نظر شکافت پیدا کرد. در این بمب اتمي، كاهش 1 گرم ماده، كه به انرژي تبديل شد، فاجعه انسانی و مالی وحشتناکی به بار اورد، بطوری که طبق آمار شهرداری هیروشیما که روز دوم فوریه  سال 1946 منتشر گردید، تعداد کشته شدگان 270000 نفر و تعداد زخمیهای شدید ده ها هزار نفر گزارش شد. درجه حرارت  منطقه انفجار بقدری بود که تا شعاع یک کیلومتری مرکز انفجار، تمام خانه های چوبی و سنگی کاملاًسوختند وقشر خارجی آجرها و سنگ های عمارات  ذوب شده بودند. از 75 هزار خانه هیروشیما 55 هزار خانه بکلی سوخت، 2600 خانه نیم سوز شد، 6820 خانه منهدم و 3750 خانه نیمه خراب گردید. در کل 90% شهر تخریب شد. با این همه امپراتوری ژاپن سقوط نکرد و امپراتور در یک نطق رادیوی، به ادامه نبرد با آمریکا با جدیت بیشتر تاکید کرد.

سومین انفجار هسته ای: در پی تسلیم نشدن ارتش ژاپن در برابر متفقین، سه روز بعد در روز نهم اوت  سال 1945 میلادی، بمب دیگری که قوی تر از بمب هیروشیما بود در ساعت یازده و نیم، روی بندر ناکازاکی انداخته شد و موجب مرگ و تابودی صدهزار نفر از مردم این بندر در یک لحظه شد. در این بمب که” مرد گنده ” نام داشت، از تکنیک انفجار از درون استفاده شده بود، و در ساخت ان  بكار برده شده بود، دارای بازده 23 کیلوتن و کارآیی 17درصد بود. شکافت معمولا در 560 میلیاردم ثانیه رخ می‌دهد. این دو فاجعه بزرگ سبب هلاکت، سوختگی، شکستگی، زخم های عمیق، جنون و انواع بیماری های مهلک و غیر قابل علاج توده وسیعی از مردم ژاپن گردید. و در دو هفته بعد از انفجار، بیماری مرگبار جدیدی به نام آتم با علائم (ریزش مو خونریزی زیر جلد و مخاط و اعضای درونی، لوکوپنی زخم های داخل دهان، تب و اسهال و …) در این دو شهر شیوع پیدا کرد، که به علت عاجز ماندن علم پزشکی از مداوای بیماران، پس از چند هفته 50% بیماران تلف شدند. اين دو فاجعه تاريخي باعث شد که كشور ژاپن در برابر متفقین به زانو در بیاید و جنگ جهاني دوم خاتمه یابد. و بدين ترتيب اوت 1945 را به صورت لكه سياهي در تاريخ بشريت ثبت کرد.

 هنگامی که آلبرت انیشتین متوجه کاربرد ویرانگر معادله( E=mc2  )  خود شد، گفت :«ای کاش آهنگر شده بودم.

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32