close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
جغرافیا و تمدن ایالات متحده امریکا(کامل)
loading...

تیزوب

شامل تاریخ وقایع امریکا، سیاست،نیروهای نظامی،آموزش عالی در آمریکا،مناطق فرهنگی و جغرافیایی و .... ایالات متحدهٔ آمریکا (به انگلیسی: United States of America و به اختصار: USA) کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشنگتن دی‌سی است. آمریکا سومین کشور پرجمعیت و چهارمین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.نظام…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 15 شنبه 18 خرداد 1392 نظرات ()

شامل تاریخ وقایع امریکا، سیاست،نیروهای نظامی،آموزش عالی در آمریکا،مناطق فرهنگی و جغرافیایی و ....

 

ایالات متحدهٔ آمریکا (به انگلیسی: United States of America و به اختصار: USA) کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشنگتن دی‌سی است. آمریکا سومین کشور پرجمعیت و چهارمین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.
نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده است. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه.خ.)، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت.
کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه‌ای از جزیره‌ها، ناحیه‌ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده‌اند.
این کشور با نام‌های دیگری مانند ایالات متحدهٔ امریکا، امریکا، آمریکا، ایالات متحده، اتازونی (برگرفته از واژهٔ فرانسوی États-Unis، به معنای ایالت‌های متحد) و ینگه دنیا نیز خوانده می‌شود.
شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» می‌نامند.

جغرافیای طبیعی
ایالات متحدهٔ آمریکا در نیمکرهٔ غربی زمین، و در شمال قارهٔ آمریکا واقع است. این کشور از ۴۸ ایالت همجوار، و دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قارهٔ آمریکا و مجمع‌الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) تشکیل شده است. همچنین، در دو منطقهٔ حوزهٔ دریای کارائیب، و نیز بخش‌هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده‌ای وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می‌شوند، ولی به گونه‌ای خودگردان اداره می‌شوند (مانند پورتو ریکو).
گونه‌ها
وسعت محیط زیست طبیعی در ایلات متحده که شامل مناطق استوایی تا منطق سرد شمالی می‌شود موجب گستردگی گونه‌های طبیعی در این کشور شده‌است. در این کشور تا کنون بیش از ۱۷۰۰۰ هزار گونه گیاهی محلی شناسایی شده‌است که حدود ۵۰۰۰ گونه از آن متعلق به کالیفرنیا (زیستگاه بزرگترین, تنومندترین و کهنترین درختان جهان) است. همچنین تا به حال ۴۰۰ گونه پستاندار، ۷۰۰ گونه پرنده، ۵۰۰ گونه خزنده و دوزیست و حدود ۹۰۰۰۰ گونه حشره در این کشور شناسایی شده‌اند. بیشتر گوناگونی طبیعی در ایالات متحده متعلق به مناطق مرطوب مانند زمین‌های باتلاقی فلوریدا تعلق دارد. بسیاری از گونه‌های گیاهان و جانوران در آمریکا پس از ورود اولین انسان‌ها از بین رفتند و بسیاری نیز مانند گاومیش کوهان‌دار آمریکایی یا کرکس‌ کالیفرنیایی پس از ورود اقوام اروپایی به این منطقه تقریباً منقرض شدند.
آب و هوا
آب و هوای ایالات متحده در بسیاری مناطق گرم است. در کالیفرنیا و هاوایی آب و هوا استوایی, در آلاسکا قطبی، در گریت‌پلینز خشک, در سواحل کالیفرنیا مدیترانه‌ای و در گریت‌بیسین بیابانی است. آب و هوای مناسب ایالات متحده برای پرورش انواع مختلفی از محصولات کشاورزی نقش موثری در مطرح کردن این کشور به عنوان یک قدرت داشته‌است.
با پایان جنگ جهانی دوم ایالت‌های غربی آمریکا رشد بالایی را در اقتصاد و جمعیت تجربه کردند و همین امر سسب تغییر کاربری منابع آب و انرژی این مناطق از مصرف در کاربردهای زراعی به سمت مصرف در مناطق تجمع جمعیت و صنایع شد. به عقیده مرکز منابع آب ایالت کالیفرنیا در صورتی که تا سال ۲۰۲۰ منابع بیشتری برای تامین آب این منطقه پیدا نشود این ایالت با کمبود آبی به اندازه مصرف امروزی آب خود موجه خواهد شد.
وسعت آمریکا
از نظر وسعت، آمریکا بعد از روسیه، کانادا، و چین، چهارمین کشور پهناور جهان است. به طور تقریبی، کشور آمریکا، شش برابر بزرگ‌تر از ایران، ۲۵ درصد بزرگ‌تر از استرالیا، ۳۵ برابر بزرگ‌تر از انگلستان، ۱۴ برابر بزرگ‌تر از فرانسه، و نصف روسیه است.
همچنین این کشور، کمتر از یک سوم قارهٔ آفریقا، نصف آمریکای جنوبی، اندکی بزرگ‌تر از برزیل، ۳۰۰ برابر بزرگ‌تر از کشور هائیتی، و دو و نیم برابر بزرگ‌تر از مجموع کشورهای اروپای غربی است.

مختصات و موقعیت جغرافیایی آمریکا 
ایالات متحدهٔ آمریکا از شمال با کشور کانادا، و در جنوب با کشور مکزیک مرز خاکی دارد. این کشور در شمال غرب قارهٔ آمریکا و سواحل آلاسکا نیز با روسیه مرزهای مشترک آبی دارد. ۴۸ ایالت به هم پیوسته که خاک اصلی آمریکا را تشکیل می‌دهند، از شرق و جنوب شرقی به اقیانوس اطلس و خلیج مکزیک، و از غرب به اقیانوس آرام منتهی می‌شوند. ایالت آلاسکا نیز از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از غرب به تنگهٔ برینگ، و از جنوب غربی به اقیانوس آرام ختم می‌شود. مجمع‌الجزایر هاوایی هم در جنوب غرب خاک اصلی آمریکا و در اقیانوس آرام واقع شده‌اند.
مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحدهٔ آمریکا عبارت‌اند از: نیوانگلند، ایالت‌های ساحلی اقیانوس اطلس، ایالت‌های جنوب، ایالت‌های غرب میانه (میدوست)، ایالت‌های جنوب غربی آمریکا، و ایالت‌های غرب.
کشور ایالات متحدهٔ آمریکا در مجموع ۹٬۶۳۱٬۴۱۸ کیلومتر مربع وسعت دارد که البته ۴۷۰ هزار کیلومتر آنرا جزایر پراکنده و تحت قلمرو آمریکا در اقیانوس آرام و دریای کارائیب تشکیل می‌دهند.
مناطق جغرافیایی و فرهنگی ایالات متحده آمریکا 
از نظر اوقات زمانی ایالات متحده به چهار منطقه زمانی تقسیم می‌شود.
از نظر جغرافیایی و فرهنگی، ایالات متحده آمریکا را میتوان به مناطق مختلفی دسته بندی کرد. برخی ایالات با اینحال از نظر فرهنگی جزو یک دسته هستند، و از نظر جغرافیایی از دسته دیگری محسوب می گردند. بسیاری از ایالات نیز بدلیل موقعیت خاصی که دارند بطور مشترک و عضو بیش از یک گروه هستند. اما بطور کلی می توان ایالات آمریکا را از نظر فرهنگی و تاریخی و شباهت های عمومی به دسته های زیر دسته بندی کرد:

ایالات نیو انگلند (New England States)
ایالات
مین ، نیوهمپشایر، ورمونت ، ماساچوست ، کانکتیکات و رودآیلند.
شهرهای مهم
بوستون در ماساچوست؛ هارتفورد در کانتیکات؛ پراویدنس در رودآیلند.

ایالات ساحلی اقیانوس اطلس (Mid-Atlantic States)
ایالات
نیویورک ، نیوجرسی ، پنسیلوانیا ، دلاویر و مریلند.
شهرهای مهم
نیویورک ، فیلادلفیا ، بالتیمور .

ایالات جنوبی (The Southern States)
ایالات
ویرجینیا ، ویرجینیای غربی ، کنتاکی ، تنسی ، کارولینای شمالی ، کارولینای جنوبی ، جورجیا ، فلوریدا ، آلاباما ، می‌سی‌سی‌پی ، آرکانزاس ، لوئیزیانا و تگزاس .
شهرهای مهم
آتلانتا، جورجیا، دالاس، نیواورلئان، شارلوت، میامی، نشویل و هوستون.

ایالات جنوب غرب (Southwestern States)
ایالات
تگزاس، اوکلاهوما، نیومکزیکو، آریزونا، یوتا، کلرادو، کالیفرنیا، و نوادا
شهرهای مهم
سن آنتونیو، ال پاسو، آلبوکرکی، سانتا فه، فینکس، توسان

غرب میانه (Midwestern States)
ایالات
اوهایو ، میشیگان ، ایندیانا ،ویسکانسین ، ایلی نویز ، مینه سوتا ، آیوا ، داکوتای شمالی ، داکوتای جنوبی ، کانزاس ، نبراسکا ، میسوری ، اکلاهاما .
شهرهای مهم
کلیولند ،دیترویت، شیکاگو، مینیاپولیس ، سنت پل و سنت لوییس .

غرب (Western States)
ایالات
کلرادو، وایومینگ، مونتانا، یوتا، کالیفرنیا، نوادا، آیداهو، اورگان، واشنگتن، آلاسکا و هاوایی
شهرهای مهم
لس آنجلس، سان فرانسیسکو، دنور، لاس وگاس، سیاتل و هونولولو

جغرافیای انسانی


جمعیت آمریکا بر اساس برآورد سال ۲۰۰۷ ادارهٔ آمار آمریکا در حدود ۳۰۱٬۱۳۹٬۹۴۷ نفر تخمین زده شده است. نرخ رشد جمعیت آمریکا، در حدود ۰٫۸۹۴٪ است.
بر اساس آمار منتشرهٔ سال ۲۰۰۳، ترکیب نژادی مردم آمریکا، بدین شرح است:
سفیدها: ۸۱٪ 
سیاهان (آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار): ۱۲٫۹٪ 
آسیایی‌ها: ۴٫۲٪ 
سرخپوستان آمریکایی‌: ۱٪ 
بومیان هاوایی و جزایر پاسفیک: ۰٫۲٪ 
در این آمار، نژاد اسپانیایی‌تبار (موسوم به هیسپانیک، یا لاتینو) همراه با نژاد سفید محاسبه شده است. ایرانیان مقیم آمریکا نیز جمعیتی کوچک اما قابل توجه را تشکیل داده‌اند.

زبان
کشور ایالات متحدهٔ آمریکا دارای زبان رسمی نیست، گرچه زبان انگلیسی نقش زبان ملی را دارد و در عمل نیز زبان اصلی کشور است. یکی از پیش‌نیازهای مهاجرت و اقامت در آمریکا برای خارجیان، تسلط نسبی به زبان انگلیسی است.
همچنین زبان انگلیسی در ۲۸ ایالت به عنوان زبان رسمی شناخته می‌شود، و فعالیت‌هایی برای به رسمیت شناختن انگلیسی به عنوان زبان رسمی دولتی نیز در جریان است.
زبان‌های مرسوم در آمریکا به ترتیب عبارت‌اند از:
انگلیسی: ۸۲٫۱٪ 
اسپانیولی: ۱۰٫۷٪ 
سایر زبان‌های هند و اروپایی: ۳٫۸٪ 
آسیایی و جزایر پاسفیک: ۲٫۷٪ 
سایر زبان‌ها: ۰٫۷٪.

تاریخ آمریکا

تاریخ آمریکا بعنوان یک کشور به کمابیش چهارصد سال باز میگردد، کما اینکه روز استقلال رسمی آمریکا در سال ۱۷۷۶ بود. اما آمریکا بعنوان یک زیستگاه بشری قدمت بسیار بیشتری دارد.
ساکنین بومی آمریکا
نخستین انسانهایی که به قاره آمریکا رسیدند، بخشی از موج مردمانی بودند که به آرامی از آفریقا گذر کرده به قاره های دیگر رفته بودند. پاره‌ای از این مردمان حدود یکصد هزار سال پیش ابتدا به آسیا و اروپا مهاجرت کردند. زمانی گروه های اندکی از همین مردمان به اقیانوس آرام رسیدند و حتی از اقیانوس نیز گذشتند و خود را به استرالیا رساندند. سرانجام در حدود ۱۴٬۰۰۰ سال پیش (به روایتی ۲۵٬۰۰۰ سال پیش) از آسیا و از راه آنچه امروز تنگه برینگ نامیده می‌شود به قاره آمریکا وارد شدند. از این نخستین آمریکاییان سنگ‌نگاره‌ها و گورستان‌های و برخی اشیا دیگر بجا مانده‌است. بومیان و سرخپوستان بتدریج به درجات مختلف تکامل اجتماعی و فرهنگی رسیدند و نتیجه آن پدید آوردن تمدن هایی بود که در اوج شکوفایی به عالی ترین مدارج تمدن باستانی نایل شدند. این تمدن ها، مایا،تول تک ها، آزتک ها، اینکاها نام داشتند.
تمدن مایا
تمدن مایا از اتحاد و به هم پیوستن 20 قبیله سرخپوست در آمریکای مرکزی در کنار سواحل خلیج مکزیک در 500سال پیش از میلاد شکل گرفته و در قرن های هشتم و نهم میلادی به اوج خود رسید. از لحاظ آثار هنری و معماری هیچ تمدن دیگری در قاره آمریکا نتوانست از مایاها پیشی بگیرد. تمدن مایا در قرن شانزدهم میلادی توسط فاتحین اسپانیایی افول کرد.

تمدن تول تک ها
در بین قرن های هشتم تا دهم مردمانی از سوی شمال به فلات مرکزی مکزیک هجوم آورده و اندکی پیش از سال 1000 میلادی امپراطوری تول تک ها را تشکیل دادند. سپس تهاجم خود به سمت جنوب ادامه داده و بخش هایی از سرزمین های متعلق به مایاها را تصرف کردند. تول تک ها نیز همانند مایاها دارای معماری و هنر پیشرفته ای بوده اند. امپراطوری تول تک ها در قرن دوازدهم میلادی به علت خشکسالی دراز مدت و قحطی و امواج جدید هجوم ها و یورشهای سرخپوستان شمالی افول کرد.

تمدن آزتک‌ها

آزتک ها، قبیله کوچکی بودند که در قرن دوازدهم وارد فلات مرکزی مکزیک شده و به تدریج سرزمین های اطراف، از اقیانوس آرام تا خلیج مکزیک را تحت سلطه خود درآوردند. اوج توسعه امپراطوری آزتک ها در قرن های پانزدهم و شانزدهم میلادی رخ داده که در این زمان جمعیت کلی امپراطوری بالغ بر 5 میلیون نفر بوده است. در نهایت در سال 1519 با تهاجم فاتحین اسپانیایی و کشته شدن آخرین پادشاه آنها، تمدن آزتک‌ها نابود می شود.

تمدن اینکاها
این تمدن در دره های بلند رشته کوه آند در آمریکای جنوبی و در بین قرن های یازدهم تا پانزدهم میلادی به تدریج شکل گرفت. اوج امپراطوری اینکاها در بین سالهای 1200 تا 1533 میلادی بوده بطوریکه جمعیت آنها در اوایل قرن شانزدهم به حدود 6 میلیون نفر می رسد. امپراطوری اینکاها در اوج قدرت در جنگ با فاتحین اسپانیایی شکست خورده و نابود می شود.

اکتشافات و مهاجرت اروپاییان
اگرچه گفته می‌شود که مردمان شمال اروپا مانند وایکینگ‌ها بارها به سواحل شرقی آمریکا آمده بودند ولی موج مهاجرت اروپایی‌ها، پس از سفر کریستف کلمب از کشور پرتغال به این قاره آغاز شد. در سال‌های ۱۶۰۰ به تدریج گروه‌های اروپاییان به قاره جدید آمده و در آنجا زندگی تازه‌ای را شروع کردند.

اسپانیایی‌ها در منطقه فلوریدای امروز ساکن شدند. بریتانیایی ها شهر جیمز تاون در ویرجینیای امروز را آباد کردند، هلندی‌ها نیو آمستردام را که اکنون نیویورک خوانده می‌شود، ساختند و فرانسوی ها نیز در ایالت جنوبی لوئیزیانا و اطراف رودخانه می سی سی پی ساکن شدند.

نام «آمریکا»

نام «آمریکا» به احتمال زیاد از نام دریانورد ایتالیایی آمریگو وسپوچی مشتق شده است. این دریانورد سفرهای اکتشافی خود در قاره جدید را از برزیل کنونی شروع کرد و در نقشه برداری از سواحل قاره آمریکا نقش مهمی ایفا کرد. اولین بار نام «آمریکا» در سال ۱۵۰۷ میلادی در نقشهٔ یک کشیش آلمانی به نام «مارتین ولدزموئلر» ظاهر شد. این اولین نقشهٔ شناخته شده در جهان است که برای اولین بار تصویر نسبتاً کاملی از نیمکره غربی ارائه می‌کند. این کشیش آلمانی که در شهر «سن دی» فرانسه مشغول به کار بود، از اطلاعات آمریگو وسپوچی برای انتشار این نقشه بهره برده بود. در این نقشه کلمهٔ آمریکا روی منطقه برزیل کنونی نقش بسته است یعنی منطقه ای که وسپوچی اکتشافات خود را از آنجا آغاز کرد. جالب اینجاست که مارتین ولدزموئلر آلمانی فقط همین یکبار از «آمریکا» برای نامیدن قاره جدید استفاده کرد. وی نقشهٔ بعدی خود را ۹ سال بعد یعنی در سال ۱۵۱۶ منتشر کرد و در آن قاره آمریکا را «سرزمین ناشناخته» یا به لاتین «Terra Incognita» خواند.

دوران استعمار

مناطق مختلف شرقی آمریکا چند بار بین قدرت‌های بزرگ اروپایی دست به دست شد. مهاجران بریتانیایی در بخش‌های زیادی از سرزمین جدید مستقر شدند و این بخش‌ها به‌صورت مستعمرهٔ بریتانیا اداره می‌شد. نبردهایی نیز بین مهاجران اروپایی و مردمان بومی آمریکا بر سر مالکیت زمین در می‌گرفت. قسمت بزرگی از سرزمین های شرقی قاره آمریکا مستعمره بریتانیا بود و تجار بریتانیایی با استفاده از نیروی کار رایگان بردگان آفریقایی از طریق بندرهای غربی این کشور مثل منچستر و گلاسگو و لیورپول سیستم تجاری بسیار پرسود و بی سابقه ای ایجاد کردند. دولت بریتانیا برای تأمین مخارج جنگهای استعمار و رقابت با قدرتهای دیگر اروپایی ابتدا مالیاتهای تجارت بین این کشور و مستعمرات آمریکایی را بالا برد، و سپس بطور فزاینده اقدام به دخالت و کنترل تجارت نسبتاً آزاد بین بریتانیا و مستعمراتش در قاره آمریکا کرد. این دخالت ها تا حدی بود که اقتصاددان مشهور آدام اسمیت در مورد عواقب آن به دولت برتانیا هشدار داده بود. تجار و مستعمره‌نشینان از پرداخت این مالیات ناراضی بودند و بالاخره به شورش علیه حکومت بریتانیا دست زدند. دولتهای اسپانیا و فرانسه که در آن دوران بزرگ‌ترین رقیب امپراتوری بریتانیا بودند، اقدام به کمک مالی و تسلیحاتی شورشیان کردند به این امید که بتواند دست بریتانیا را از مستعمرات وسیع آمریکای شمالی کوتاه کرده، آمریکا را تبدیل به متحد خود در مقابل بریتانیا نمایند.

صلح با بریتانیا و استقلال مستعمرات

بدین ترتیب جنگ‌های انقلاب آمریکا از آوریل ۱۷۷۵ با نبرد لگزینگتون آغاز و در سال ۱۷۸۳ در پی امضای قرارداد صلح با بریتانیا پایان یافت. استقلال ۱۳ مستعمره‌ی آمریکای شمالی با صدور اعلامیه استقلال آمریکا در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ بدست آمد. این ۱۳ مستعمره سابق در حالی اعلام استقلال کردند که هیچ یک هنوز دارای ویژگیهای حقوقی یک دولت/ایالت نبودند. با رفع مسائل حقوقی در ۱۷۷۷ و امضای اولین پیمان اتحاد در ۱۷۸۱، ایالات متحده آمریکا متشکل از ۱۳ ایالت بنیان گذاشته شد.

دولت فرانسه که استقلال آمریکا را پیروزی بزرگی برای خود در مقابل بریتانیا می دید، با افزایش کمک های مالی و علمی سعی در نزدیک کردن کشور جدید با فرانسه داشت. در این راستا، معمار شهیر فرانسوی پیر شارل لانفان (Pierre Charles L'enfent) مامور شد نخستین طرح جامع شهرسازی را برای شهر جدید واشینگتن، پایتخت کشور ایالات متحده، ارائه دهد.

فرانسه حتی تا یک سده پس از استقلال آمریکا از بریتانیا، کشور آمریکا را نزدیک و همسو و نمادی از صدور فرهنگ آزادی خواهی انقلابی فرانسوی می دید. به مناسبت صدمین سال استقلال آمریکا، دولت فرانسه در سال ۱۸۸۶ مجسمه بزرگی با عنوان «روشنایی آزادی در جهان می درخشد» به آمریکا هدیه کرد که هم اکنون در جزیره آزادی (Liberty Island) در بندر نیویورک نصب و به «مجسمه آزادی» مشهور است.

جنگهای داخلی

سال ۱۸۶۱، جنگ داخلی آمریکا رخ داد که یکی از خونین‌ترین جنگ‌ها از این نوع در جهان می‌باشد. علت این جنگ به برده‌داری در ایالات جنوبی مربوط می‌شد که آبراهام لینکلن خواهان براندازی آن بود. این جنگ در سال ۱۸۶۵ با پیروزی شمالی‌ها به رهبری لینکلن، پایان گرفت.

جنگهای جهانی
در جنگ جهانی اول، پس از یک پیروزی امپراتوری آلمان بر روسیه تزاری، آمریکا پس از اعلام جنگ زیردریایی آلمانی‌ها در سال ۱۹۱۷، به مداخله در جنگ کشیده شد. پس از شکست آلمانی‌ها و آغاز جنگ جهانی دوم آمریکا در کنار بریتانیا و سایر متفقین بر ضد رایش سوم می‌جنگید. آمریکا که در ابتدا در این جنگ نیز بی‌طرف بود در ۷ دسامبر ۱۹۴۱، با حمله هوایی ناگهانی ژاپن بر پرل هاربر (بندر مروارید) در هاوایی مواجه شد. این حمله که باعث کشته‌شدن تعداد زیادی از خدمه و سربازان نیروی دریایی آمریکا و بخش بزرگی از تجهیزات آن بود، بهانه اصلی حمله اتمی آمریکا به هیروشیما و ناکازاکی در پایان جنگ جهانی دوم می‌باشد.

با پیروزی متفقین، شکست نهایی آلمان نازی در این جنگ و تخریب شدید زیرساختارهای اقتصادی و صنعتی اروپا، آمریکا که کمترین خسارات را متحمل شده بود، به عنوان قدرت بزرگ جهانی پدیدار شد. با اینحال پیامد مستقیم این جنگ، منازعه ای گسترده تر بود که به جنگ سرد لقب یافت. تنش میان آمریکا و شوروی در این سال ها حتی منجر به ناپایداری های سیاسی در داخل آمریکا، همچون ظهور مک کارتیسم گردید.


دوره معاصر
از وقایع مهم پس از جنگ جهانی دوم، جنگ کره و جنگ ویتنام بود که آمریکا در هر دو حضور نظامی داشت.
جنبش حقوق مدنی در دهه شصت میلادی رسوایی واترگیت را بدنبال خود داشت که باعث اولین و تنها استعفای ریاست جمهوری این کشور در تاریخ گردید.
تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان ایرانی باعث به قدرت رسیدن رونالد ریگان و آغاز دوره قدرت محافظه کاران در دولت آمریکا شد.
با حملات ۱۱ سپتامبر، آمریکا دور جدیدی از حضور نظامی در کشورهای دیگر را آغاز نمود که تا به امروز ادامه دار

نظام سیاسی

نظام سیاسی ایالات متحده آمریکا در چارچوب یک قانون اساسی و به صورت یک نظام فدرالی است که از ویژگی‌های حکومتی این کشور به شمار می‌رود. سیستم تفکیک قوا در این کشور به شکل کاملاً بارزی به مرحله اجرا درآمده‌است.

بنیانگذاران و نویسندگان اعلامیه استقلال ایالات متحدهٔ آمریکا و قانون اساسی ایالات متحده به دلیل نگرانی از ظهور نظام سلطنتی اروپایی که در آن پادشاه قدرت مطلق را در دست داشت، نظام سیاسی جدید خود را به گونه‌ای طراحی کردند که در آن فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق بدست آورد.
بر اساس قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، قوهٔ مقننه و یا کنگره ایالات متحدهٔ آمریکا از دو مجلس تشکیل شده‌است که مسؤولیت قانونگذاری را به طور کامل بر عهده دارند: مجلس نمایندگان و مجلس سنا. بر اساس نظام انتخاباتی آمریکا، نمایندگان با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند و نمی‌توان هیچ یک از مجلس‌ها را منحل کرد.

رئیس جمهور ایالات متحدهٔ آمریکا نیز به عنوان رئیس قوهٔ مجریه با رأی مستقیم مردم و از طریق آرای هیات الکترال انتخاب می‌شود و در برگزیدن مشاورانش به عنوان وزرا اختیارات تام دارد. در حقیقت رئیس جمهور، نیازی به کسب رأی اعتماد از کنگره ندارد و کنگره نیز متقابلاً نمی‌تواند با رأی عدم اعتماد، هیأت دولت و یا وزرا را برکنار کند.
دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا
سیستم حقوقی ایالات متحدهٔ آمریکا کاملاً مستقل عمل می‌کند و نه قوهٔ مجریه و نه قوهٔ مقننه نمی‌توانند بر روند تصمیم‌گیری‌های آن تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رئیس جمهور و یا کنگره نمی‌توانند مصوبات قانونی دیوان عالی فدران ایالات متحدهٔ آمریکا را باطل اعلام کنند و یا از اجرای آنان سر باز زنند. نظام حزبی در ایالات متحدهٔ آمریکا نیز در شکل‌دهی به سیاست و حکومت این کشور، نقش مهمی دارد.



حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا
حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا (به انگلیسی: The U.S. Republican Party) یکی از دو حزب بزرگ این کشور است که به همراه حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا حکومت را در این کشور در دست دارد .

جناح بندی داخلی
محافظه کاران سنتى
این جناح از اصول ثابت و پایدار محافظه کارى نظیر دولت کوچک و مالیات کمتر جانبدارى مى کند. چهره هاى شاخص این جناح، جورج دبلیو بوش رئیس جمهورى اسبق، دنیس هاسترت نماینده مجلس نمایندگان و سناتور بیل فریست است. کلوب ثروت عمده ترین تشکل سیاسى این جناح شناخته مى شود. اگرچه محافظه کاران نوین به طور رسمى در قالب جناح محافظه کاران سنتى قرار نمى گیرند، اما روابط نزدیکى با این جناح و جناح مسیحیان راستگرا دارند.

مسیحیان راستگرا
از این گروه تحت عنوان بنیادگرایان مسیحى نیز یاد مى شود و روابط نزدیکی با محافظه کاران نوین دارند . مسیحیان راستگرا خواهان تقویت نهادهاى مذهبى و حمایت هاى مالى دولت فدرال از کلیساها و موسسات مذهبى هستند. مخالفت با همجنس بازى، سقط جنین و تحقیقات سلول هاى جنینى از جمله اهداف اصلى این جناح به شمار مى آید. ایالت هاى جنوبى مرسوم به کمربند انجیلى پایگاه اصلى و دژ قدرتمند مسیحیان راستگرا به شمار مى آیند. این جناح روابط بسیار نزدیکى با محافل یهودى در داخل و خارج از آمریکا دارد و به همین دلیل از آنان به عنوان مسیحیان صهیونى یاد مى شود. هر چند که کلیه هواداران بنیادگرایى مسیحى از نگرش هاى جنگ آخرالزمانى پیروى نمى کنند. برخى از مسیحیان راستگرا از جمله مخالفین جدى یهودیان هستند و برخى دیگر شرط ظهور حضرت مسیح(ع) را نابودى مسجدالاقصی و احداث معبد یهودیان در بیت المقدس مى دانند. سناتور سابق ترنت لات و جان اشکرافت وزیر دادگسترى در دولت اول جورج دبلیو بوش از شاخص ترین چهره هاى مسیحیان راستگرا هستند. ائتلاف مسیحى به رهبرى پت رابرتسون و فدراسیون ملى انجمن جمهوری‌خواهان بزرگ‌ترین سازمان هاى سیاسى این جناح محسوب مى شوند.

جناح میانه
این جناح به میانه روهاى نیکسون / راکفلر معروف هستند. میانه روها در دهه هاى ۱۹۶۰ تا ،۱۹۸۰ گرایش غالب حزب جمهوری‌خواهان را شکل مى دادند. این گروه متأثر از تحولات اجتماعى دوران زمامدارى جان کندی و لیندون بنیز جانسون تلاش کردند میان اصول ثابت محافظه کارى و لیبرالیسم اجتماعى نقطه مشترکى ایجاد نمایند. در عرصه سیاست خارجى، میانه‌روهاى حزب جمهوری‌خواه به ایفاى نقش فعال تر در نظام بین الملل معتقد هستند. علاوه بر چهره هایى نظیر نیکسون، راکفلر و کیسینجر که هر یک در دهه ۱۹۷۰ از نقش تأثیرگذارى بر حزب برخوردار بودند، جورج هربرت واکر بوش را نیز مى توان در این جناح قرار داد. کالین پاول وزیر امور خارجه در دولت اول بوش و جورج پاتاکى فرماندار سابق نیویورک شاخص ترین شخصیت هاى کنونى جناح میانه رو حزب هستند. جمهوری‌خواهان مین استریت و شوراى رهبرى جمهوری‌خواهان به عنوان عمده ترین سازمان هاى سیاسى این جناح محسوب مى شوند.

جناح لیبرال ها

این جناح بیش از آنکه به بدنه اصلى حزب جمهوریخواه و یا نگرش غالب محافظه کاران نوین نزدیک باشد، از مشى سیاسى _ اجتماعى حزب دموکرات پیروى مى کند. لیبرال ها خود را بزرگ‌ترین و اصلى ترین جریان فکرى حزب جمهوری‌خواه مى دانند اما بعضاً در مورد نفوذ خود به ویژه در دوران پس از حوادث ۱۱ سپتامبر بزرگنمایى مى کنند. رهبران این جناح در عرصه سیاست داخلى از ایفاى نقش بیشتر دولت براى حل مشکلات اجتماعى، خدمات بهداشتى و بیمه هاى بیکارى حمایت مى کنند و طرفدار توازن بودجه دولت فدرال هستند. آنان همچنین کمتر از محافظه کاران سنتى و یا مسیحیان راستگرا با موضوعاتى نظیر همجنس گرایى و سقط جنین مخالفت مى ورزند. انجمن حزبى جمهوری‌خواهان آزادى این جناح را نمایندگى مى کند.

تاریخچه
سال های آغازین
حزب جمهوری‌خواه در فضاى رقابت آمیز میان هواداران الغاى برده دارى و طرفداران آن در اواسط دهه ۱۸۵۰ متولد شد.در ژوئن ۱۸۵۴ تعدادى از هواداران جدى لغو نظام برده دارى و اسکان مهاجران جدید در سرزمین هاى غربى، در شهر جاکسون ایالت میشیگان دور هم جمع شدند و تأسیس حزب جمهوری‌خواه را رسماً اعلام کردند. نام جمهوری‌خواه نیز از نام حزب جمهوری‌خواهان دموکراتیک که در ابتداى قرن نوزدهم توسط توماس جفرسون بنیان گذاشته شد، اقتباس گردید. موسسان حزب جدیدالتأسیس معتقد بودند رهبران حزب دموکرات آرمان هاى جفرسون را تحریف کرده و با حمایت از نظام برده دارى، اصول جمهوریت را زیر پا گذاشته اند. به همین دلیل آنان با انتخاب نام جمهوری‌خواه اعلام داشتند که راه جفرسون را ادامه خواهند داد.

با تأسیس حزب جمهوری‌خواه، نظام دوحزبى دموکرات _ ویگ Whig به سیستم سه حزبى تبدیل گشت و حزب جمهوری‌خواه به عنوان حزب سوم مطرح شد. این وضعیت دیرزمانى ادامه نیافت تا اینکه با افول مقبولیت حزب ویگ، جمهوری‌خواهان به حزب دوم و سپس حزب اول تبدیل شد. در نخستین انتخابات ریاست جمهورى پس از تأسیس حزب جمهوری‌خواه، نامزد این حزب جان فریمونت ۱۱۴ رأى مجمع انتخاباتی کسب کرد که خبر از مقبولیت این حزب در نزد افکار عمومى مردم آمریکا به ویژه در ایالت هاى شمالى مى داد. ۴ سال بعد آبراهام لینکلن نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهورى در سال ۱۸۶۰ ۱۸۰، رأى الکترال به دست آورد. بدین ترتیب وى با فاصله بسیار زیاد از نامزد حزب دموکرات، وارد کاخ سفید شد. با پیروزى لینکلن دوران ۵۰ ساله حاکمیت سیاسى حزب جمهوری‌خواه، تنها ۵ سال بعد از تأسیس آن آغاز شد.

قدرت برتر
پیروزى یک مدافع سرسخت و لغو برده دارى در فضاى متشنج آن روزهاى ایالات متحده آمریکا ، چیزى جز جنگ داخلی آمریکا به همراه نیاورد. با شکست سهمگین جنوبى ها، جمهوری‌خواهان شمالى تا چند دهه به قدرت مسلط سیاسى کشور تبدیل شدند. لینکلن با استفاده از پیروزى نظامى و معنوى دولت فدرال بر ایالت هاى تجزیه طلب جنوبى اعلامیه معروف خود مبنى بر آزادى برده ها را اعلام کرد. چند ماه پس از آن سیزدهمین اصلاحیه قانون اساسی ایالات متحده آمریکا در ۱۸ دسامبر ۱۸۶۵ به تصویب رسید و براساس آن هر نوع برده دارى جرم و مبادرت به آن ممنوع شد. ۵ روز پس از آن نیز در ۲۳ دسامبر آبراهام لینکلن به دست یک نژادپرست متعصب به قتل رسید. اندرو جانسون معاون لینکلن بازسازى اقتصادى جنوب و مبارزه با آخرین بقایاى برده دارى را در دستور کار خویش قرار داد و توانست چهاردهمین اصلاحیه قانون اساسى را به تصویب برساند.

تا ۴۰ سال بعد نظام سرمایه دارى آمریکا با هدایت جمهوری‌خواهان به شکل لجام گسیخته اى توسعه پیدا کرد. در پایان قرن نوزدهم و پس از ۴ دهه حاکمیت جمهوری‌خواهان، ایالات متحده به یک ابرقدرت اقتصادى در جهان تبدیل شد.

دو دوره ریاست جمهورى توماس وودرو ویلسون دموکرات که جمهوری‌خواهان را از کاخ سفید دور نگه داشت، با حوادث جنگ جهانی اول و سپس ورود ایالات متحده به نبردهاى قاره اروپا هم‌زمان بود. پس از آنکه جنگ به پایان رسید و حساسیت مسائل خارجى و امنیتى فروکش کرد، جمهوری‌خواهان تازه نفس، تهاجم سیاسى خود را علیه ویلسون و سیاست هاى داخلى و خارجى حزب دموکرات آغاز کردند. مسائل اجتماعى ناشى از جنگ، نظیر بازگشت صدها هزار سرباز بیکار به کشور و فریاد خشمگینانه مادرانى که فرزندانشان را در اروپا از دست داده بودند، فضاى مناسبى را در اختیار جمهوری‌خواهان قرار داد تا ویلسون را مقصر ورود ایالات متحده به یک جنگ ناخواسته در اروپا معرفى کند. آنان طرح صلح ۱۴ ماده اى ویلسون به ویژه عضویت ایالات متحده در جامعه ملل را در سنا رد و برنامه هاى اجتماعى وى را زمین گیر کردند. بنابراین هنگامى که انتخابات ریاست جمهورى سال ۱۹۲۰ از راه رسید، • وارن گامالیل هاردینگ نامزد جمهوری‌خواهان توانست به راحتى جیمز کاکس دموکرات را شکست دهد.

افول
دوره کوتاه ریاست جمهورى وارن هاردینگ به استثناى تصویب هجدهمین اصلاحیه قانون اساسى که حمل ونقل و فروش هر نوع مشروبات الکلى در سرتاسر ایالات متحده را ممنوع کرد، داراى ویژگى خاصى نبود. جمهوری‌خواهان در همین زمان احقاق حقوق سیاسى زنان را نیز مدنظر قرار دادند. نخستین زن عضو مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا جانت رانکین از ایالت مونتانا، یک جمهوری‌خواه بود که در سال ۱۹۱۷ به مجلس نمایندگان راه یافت.

در پى مرگ هاردینگ در سال ،۱۹۲۳ معاون وى جان کالوین کولیج عهده دار پست ریاست جمهورى شد و در سال ۱۹۲۴ براى یک دوره دیگر از سوى مردم انتخاب شد. در این دوره ۵ ساله، همه چیز از یک رونق اقتصادى درازمدت خبر مى داد. اما تنها یک سال بعد از پیروزى هربرت هوور جمهوری‌خواه در سال ،۱۹۲۸ بحران «سقوط بزرگ» از راه رسید و کشور را در گردابى از ورشکستگى، بیکارى، گرسنگى و فقر عمومى فرو برد. فقر، بیکارى، ورشکستگى و از بین رفتن میلیاردها دلار پس انداز مردم، خشم عمومى را علیه جمهوری‌خواهان برانگیخت. هوور که در انتخابات سال ۱۹۲۸ با ۴۴۴ راى الکترال به پیروزى رسیده بود، ۴ سال بعد در اوج بحران اقتصادى تنها موفق شد ۵۵ راى را در رقابت با فرانکلین روزولت به دست آورد. بدین ترتیب جمهوری‌خواهان که براى چند دهه به نیروى سیاسى مسلط کشور تبدیل شده بودند، در ناکامى از حل بحران اقتصادى و اجتماعى ایالات متحده به مدت ۲۰ سال از قدرت کنار گذاشته شدند.

در پایان دوره ریاست جمهورى لیندون بنیز جانسون ، ناکامى در جنگ ویتنام و رشد روحیه محافظه کارى در میان مردم، سبب شد تا جمهوری‌خواهان مجدداً به حکومت دعوت شوند. پیروزى ریچارد نیکسون در سال ۱۹۶۸ آغازگر عصر حیات دوباره روحیه جمهوری‌خواهى و محافظه کار بود. چنانچه بلافاصله پس از انتخاب او، کوشش هایى براى متوقف کردن رشد دولت رفاهى و غیرمتمرکز کردن حکومت به عمل آمد. وى در زمینه اقتصاد، از سیاست بازار آزاد و رقابت در دادوستد حمایت مى کرد. دوره دوم ریاست جمهورى نیکسون با چهره اى کاملاً متفاوت آغاز شد. وى که با شعار پایان بخشیدن به جنگ ویتنام توانسته بود نامزد حزب دموکرات را در انتخاب سال ۱۹۶۸ شکست دهد، اکنون در پایان دوره اول ریاست جمهورى خود کاملاً در ماجراى جنگ ویتنام غرق شده بود. اما آنچه که دومین دوره ریاست جمهورى نیکسون را در تاریخ ایالات متحده آمریکا منحصر به فرد کرده است، ماجراى رسوایى واترگیت است.

رسوایى اخلاقى واترگیت و شکست تحقیرآمیز ایالات متحده در ویتنام ضربه سهمگینى بر موقعیت جمهوری‌خواهان وارد کرد. حتى تلاش هاى فشرده جرالد رودولف فورد که جانشین نیکسون شده بود، نتوانست از تضعیف روزافزون جایگاه جمهوری‌خواهان در نزد افکار عمومى مردم جلوگیرى به عمل آورد.

حاکمیت جناح راست

پیروزى رونالد ریگان در ابتداى دهه ،۱۹۸۰ در حقیقت پیروزى جناح راست حزب جمهوری‌خواه بود که محافظه کارى را به شکل عمیق در کشور حاکم کرد. وى با شعار کاهش مالیات ها، کاهش هزینه هاى دولت، تقویت بودجه نظامى و کاهش دخالت هاى دولت در امر بخش خصوصى به کاخ سفید وارد شد. به همین دلیل در نخستین دوره ریاست جمهورى ریگان، بزرگ‌ترین کاهش مالیات ها در طول تاریخ ایالات متحده و عظیم ترین بودجه نظامى در دوران صلح به مرحله اجرا گذاشته شد. در بخش اقتصاد، کاهش هزینه هاى دولت، با افزایش نرخ بیکارى همراه شد و ۴ برابر شدن قیمت نفت، رکود اقتصادى را در ایالات متحده به همراه آورد. اما در عرصه سیاست خارجى، ریگان با در پیش گرفتن یک سیاست خارجى تهاجمى علیه «شیطان سرخ» - اتحاد شوروى _ به بازسازى روحیه ملى پرداخت. وى خصومت و رقابت با مسکو را از طریق طرح جنگ ستارگان به اوج رساند به این امید که ماشین نظامى روس ها را از نفس بیندازد. این هدف در زمان جانشین وى یعنى جورج بوش پدر به بار نشست.

ریگان در دوره دوم ریاست جمهورى خود که در سال ۱۹۸۴ آغاز شد، از یکسو با رکود اقتصادى و کسرى عظیم بودجه و از سوى دیگر با رسوایى ایران - کنترا مواجه شد. اگرچه وى توانست به مراتب بهتر از نیکسون در مقابله با بحران سیاسى ایران _ کنترا مقاومت کند، لیکن در ۲ سال باقى مانده از دوره دوم ریاست جمهورى خود، هرگونه ابتکار عمل را از دست داد. وى تنها از طریق اعمال فشار بر میخائیل گورباچف رهبر اصلاح طلب اتحاد شوروى و کسب امتیازات بیشتر از مسکو توانست میزان مقبولیت حزب جمهوری‌خواه را در نزد افکار عمومى حفظ نماید. بدین ترتیب زمینه براى پیروزى جورج بوش معاون ریگان و نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهورى سال ۱۹۸۸ مهیا گشت. در این انتخابات، جمهوری‌خواهان توانستند براى نخستین بار پس از جنگ جهانى دوم براى سومین بار درکاخ سفید مستقر شوند. پیروزى بوش بر مایکل دوکاکیس دموکرات در سال ۱۹۸۹ از جهت دیگرى نیز حائز اهمیت است، زیرا براى اولین بار در قرن بیستم یک معاون رئیس جمهورى در انتخابات به پیروزى دست یافت و جانشین رئیس خود در کاخ سفید شد.اما به رغم این موفقیت، بوش موفق نشد حکومت خود را تجدید کند و در رقابت با بیل کلینتون دموکرات شکست خورد.


حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا

حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا یکی از دو حزب بزرگ این کشور است که به همراه حزب جمهوریخواه ایالات متحده آمریکا حکومت را در این کشور در دست دارد.

تاریخچه

سال‌های آغازین

سنگ بنای حزب دموکرات درسال ۱۷۹۲ گذاشته شد. دراین سال توماس جفرسون یک انجمن حزبی Cacuse در کنگره تشکیل داد که وظیفه آن دفاع از ” منشور حقوق” Bill of Rihts بود. حزب جمهوریخواهان دموکراتیک (حزب دموکرات بعدی) از همان ابتدا با استقبال ایالت‌های جنوبی روبروگشت و این منطقه تا سالیان طولانی دژ تسخیر ناپذیر جانشیان جفرسون به شمار می‌آمد. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۰۰ توماس جفرسون که در حکومت ۴ ساله جان آدامز فدرالیست سمت معاون ریاست جمهوری را بر عهده داشت، به پیروزی دست یافت بدین ترتیب دوران طلائی حکومت جمهوریخواهان درموکرات آغاز گشت. این دوران تقریباُ ۶۰ سال، به استثناء چند مقطع کوتاه، تا تاسیس حزب جمهوریخواه در دهه ۱۸۵۰ ادامه یافت. دراین مدت ۹ رئیس جمهور از ۱۲ رئیس جمهور، ازحزب جمهوریخواه دموکراتیک و جانشین آن حزب دموکرات برگزیده شدند و مجموعاً ۴۸ سال نامزدهای این حزب کاخ سفید حکومت کردند. پس از جفرسون، ۲ تن دیگر از رهبران حزب جمهوریخواهان دموکراتیک به مدت ۱۶ سال حکومت کردند. جیمزمدیسون و جیمزمونرونه هر یک دو دوره در کاخ سفید حضور داشتند و به تحکیم مبانی فکری و عملی جفرسون همت گماشتند.

عصر دوحزبی
انتخابات سال ۱۸۲۴ فصل جدیدی را در تاریخ احزاب ایالات متحده بدنبال آورد. در این انتخابات و در غیاب حزب فدرالیست، ۴ تن از شخصیت‌ها ی برجسته حزب جمهوریخواه دموکراتیک خود را نامزد پست ریاست جمهوری کردند.

بدنبال بروز شکاف در داخل حزب جمهوریخواهان دموکراتیک، جان کوئینسی آدامز رپیس جمهور منتخب توسط مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا و هنری کلی، وزیر خارجه به همراه دیگر فدرالیست‌های قدیمی، حزب «جمهوریخواهان ملی» (The Natioal Republican Party) را بوجود آورند. در مقابل جکسون با پشتیبانی توده مردم به بازسازی ساختار حزب جمهوریخواه دموکراتیک پرداخت و نخستین کنوانسیون حزبی را در تاریخ ایالات متحده برگزار کرد. وی با ارائه یک بیانیه حزبی (Platform) به انسجام درونی حزب پرداخت و بدلیل حمایت گسترده عمومی به عنوان رهبر حزب برگزیده شد. فعالیت حزبی ۴ ساله جکسون در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۲۸ به ثمر نشست و وی توانست با کسب ۱۷۸ رای مجمع انتخاباتی در مقابل ۸۳ رای، جان کویئنسی آدامز و فدرالیست‌های کهنه کار را قاطعانه شکست دهد.

درخلال دوره اول ریاست جمهوری جکسون، نقش اجتماعی طبقه نوظهور کارگردر صحنه سیاسی ایالات متحده تثبیت شد. توسعه و پیشرفت صنعتی در ایالت‌های شمالی، صدها هزارکارگر حرفه‌ای را وارد عرصه مناسبات اجتماعی کرد و ازآنان یک نیروی تاثیر گذار درمقابل بانکداران و صنعتگران شمالی و زمینداران جنوبی بوجود آورد. تحولات آینده موجب گشت حزب دموکرات در میان طبقه کارگر نفوذ و گسترش چشمگیری بدست آورد و از این نیروی رشد یابنده دررقابت با جمهوریخواهان بهره گیرد.

۲۰ سال بعد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۴۸، کنوانسیون ملی حزب جمهوریخواهان دموکراتیک، تغییر نام حزب را به تصویب رساند و براساس این تصمیم ” حزب دموکرات ” رسماً متولد شد. در همین کنوانسیون اعضاء برای رفع خلاء مدیریت حزب در خلال برپایی ۲ کنوانسیون ملی، کمیته ملی ‍حزب دموکرات (The Democratic National Commitee) تشکیل دادند تا به فعالیت‌های حزب سروسامان دهد. این کمیته در حال حاضر، قدیمی ترین کمیته حزبی جهان به شمار می‌آید.

بروز جنگ داخلی آمریکا میان طرفداران الغاء برده داری و هواداران نظام برده داری در سال ۱۸۶۰ برای حزب دموکرات فاجعه آفرید. این حزب به همراه ایالت‌های جنوبی از شمالی‌های جمهوریخواه به سختی شکست خورد و برای چند دهه به یک نیروی سیاسی درجه دوم تبدیل شد.

احیای قدرت
درآستانه قرن بیستم، دموکرات‌ها به تدریج از لاک دفاعی خود در ایالت‌های سابقاُ برده دار جنوبی خارج شده و گروههای اجتماعی جدیدی را به سوی خود جلب کردند. علاوه بر مهاجرین جدید، کارگران و اعضاء اتحادیه‌های کارگری درطول همین سالها به حزب دموکرات پیوستند. توجه به زندگی فلاکت بار کارگران علاوه بر اینکه پشتوانه قدرتمندی برای دموکرات‌ها به ارمغان آورد، این امکان را برای جنوبی‌های شکست خورده در جنگ داخلی فراهم کرد که از سرمایه داران شمالی انتقام بگیرند. انتخابات عمومی سال ۱۹۱۲، دموکرات‌ها را بار دیگر به قدرت بازگرداند. وودرو ویلسون نامزد حزب دموکرات با شعار بهبود شرایط زندگی و مبارزه با سرمایه داران بزرگ وارد میدان شد و توانست با یک پیروزی قاطع رقبای خود را شکست دهد.

اما شرایط در دوره دوم ریاست جمهوری ویلسون بسیار تغییر کرد. وی هنگامی مجدداً به کاخ سفید راه یافت که در اروپا، جنگ میان دولت‌های بزرگ شعله ور بود وملت آمریکا با نگرانی تحولات جنگی اروپا را دنبال می‌کردند.ویلسون در جریان مبارزات انتخاباتی خود بارها قول داده که ایالات متحده را از جنگ اروپا دور نگه دارد و تلاش نماید صلح عادلانه‌ای را در این قاره برقرار سازد. لیکن تحولات پرشتاب بعدی، خلاف وعده‌های ویلسون را ثابت کرد. وی که درژانویه ۱۹۱۷ از برابری کلیه ملل، آزادی دریاها، تحدید تسلیحاتی وتشکیل سازمان ” اتحاد به منظور صلح” ضمن به میان آورده بود در مارس همان سال با حمله مداوم زیردریایی‌های آلمانی به کشتی‌های تجاری آمریکایی مواجه گشت. این کشتی‌ها نیازهای جنگی و تدارکاتی ارتش بریتانیا و فرانسه را به جبهه جنگ اروپا منتقل می‌کردند. با حمله آلمانی‌ها به کشتی‌های آمریکایی، سرانجام ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی اول اجتناب ناپذیر شد و با اعلان جنگ کنگره ایالات متحده آمریکا علیه آلمان در ۶ آوریل۱۹۱۷ ایالات متحده وارد جنگ جهانی اول شد.این تصمیم بعدها به شکست دموکرات‌ها در انتخابات سال ۱۹۲۰ منجر شد.

عصر نیودیل
در فاصله شکست دموکرات‌ها درانتخابات سال ۱۹۲۰ تا پیروزی فرانکلین روزولت در سال ۱۹۳۲، جمهوریخواهان قدرت را در کنگره و کاخ سفید در اختیار گرفتند وبرنامه‌های محافظه کارانه خود را به اجرا در آوردند. هاردینگ کولینگ و هوور با کنار گذاشتن برنامه‌های اجتماعی دموکرات‌ها، عدم دخالت دولت در اقتصاد را سرلوحه برنامه‌های خود قراردادند. بنابراین هنگامی که روز یکشنبه سیاه در۲۹ اکتبر ۱۹۲۹ از راه رسید و وخیم ترین بحران اقتصادی را با خود به همراه آورده جمهویخواهان از یافتن راه حلی برای خروج از بحران ناکام ماندند. بدنبال آن، ورشکستگی صدها بانک و کارخانه، از بین رفتن پس انداز شهروندان و بیکاری، فقر و گرسنگی از راه رسید بدون آنکه دولت بتواند از سقوط اقتصاد جلوگیری بعمل آورد. در چنین شرایط وخیم اقتصادی، حزب دموکرات با فرانکین روز ولت به میدان آمد و با طرح نیودیل New Deal در انتخابات سال ۱۹۳۲ به پیروزی رسید.
در سال ۱۹۴۰ هنگامی که پایان دور دوم ریاست جمهوری روزولت نزدیک می‌شد همگان تصور می‌کردند سنت دیرینه جرج واشنگتن حفظ خواهد شد.اما روزولت یکبار دیگر از سوی کنوانسیون ملی دموکرات به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری برگزیده شد. اگر چه شروع جنگ جهانی دوم در اروپا در پذیرش این تصمیم موثر بود، لیکن شرایط آن زمان نشان داد که فردی بهتر از روزولت نمی‌تواند کشور را از دوران پس از بحران به سلامت خارج نماید. بنابراین روزولت یکبار دیگر وارد نبردهای انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا شد و به راحتی توانست رقیب جمهوریخواه خود را با فاصله زیاد شکست دهد. بدین ترتیب وی نخستین رئیس جمهوری بود که برای ۳ دوره در کاخ سفید ماندگار شد. وی بار دیگر در انتخابات سال ۱۹۴۴ به پیروزی دست یافت و علیرغم اینکه از بیماری رنج می‌بردو بر روی صندلی چرخدار نشسته بود، مسئولیت قوه مجریه را بر عهده گرفت. اما بیماری به وی اجازه نداد چهارمین دوره ریاست جمهوری خود را به پایان برساند و در سال ۱۹۴۵ درگذشت. ۶سال پس ازمرگ روزولت، اصلاحیه بیست و دوم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا به تصویب رسید و مدت زمان ریاست جمهوری را تنها به دو دوره متوالی محدود کرد.
دردوره ریاست جمهوری هری ترومن که از سال ۱۹۴۵ جانشین روزولت شد و در انتخابات ۱۹۴۸ از جانب مردم برگزیده شد، ۲ رویداد مهم و حساس داخلی روی داد. برای نخستین بار درتاریخ ایالات متحده، کنگره از دست رئیس جمهور خارج شد و سیستم حکومتی دو حزبی در آن سال بوجود آمد. مهم‌تر از آن، تعارض و کشمکش میان دو حزب حاکم برکاخ سفید و کنگره به اندازه دوران پس از جنگ جهانی دوم عمیق و طولانی نبود.

جامعه بزرگ
۲ دوره ریاست جمهوری دوایت آیزنهاور از راهیابی دموکرات‌ها به کاخ سفید جلوگیری بعمل آورد. اما در انتخابات سال ۱۹۶۰ که نشانه‌های تغییر درجامعه ایالات متحده آمریکا به خوبی نمایانگر بود، دموکرات‌ها یکبار دیگر به پیروزی دست یافتند. جان اف کندی نامزد حزب دموکرات با فاصله اندکی ریچارد نیکسون جمهوریخواه را شکست داد و به عنوان جوان ترین رئیس جمهور ایالات متحده با ۴۳ سال سن به کاخ سفید راه یافت. وی برخلاف کلیه روسای جمهور این کشور کاتولیک بود و پیروزی وی، به تسلط مطلق جامعه پروتستان بر زندگی سیاسی آمریکا پایان داد. وی برنامه‌های اجتماعی گسترده‌ای را به کنگره ارائه کرد که اکثراً از سوی نمایندگان محافظه کار هردو حزب جمهوریخواه ودموکرات رد شد. کندی همچنین گام‌هایی برای رفع تبعیض نژادی درایالت‌های جنوبی به مرحله اجرا گذاشت.این برنامه‌ها پس از ترور وی در دالاس و توسط لیندون جانسون ادامه یافت.
با ترور کندی در سال ۱۹۶۳، لیندون جانسون معاون وی، مسئولیت ریاست جمهوری را بر عهده گرفت و توانست با پیروزی در انتخابات ۱۹۶۴ یک دوره دیگر در کاخ سفید بماند. وی با شعار ” جامعه بزرگ ” Great Society و با هدف رفع فقر، گرسنگی و تبعیض پا به عرصه انتخابات سال ۱۹۶۴ گذاشت.

دوران افول
با پایان یافتن دهه ۱۹۶۰، دیدگاه ملت آمریکا در قبال دولتمردان دموکرات تعییر یافت و انگیزه برای انتخاب فرد جدید با شعارهای جدید روز به روز بیشتر قوت گرفت. درانتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۶۸ ریچاردنیکسون از حزب جمهوریخواه به عنوان مردی با ایده‌های جدید راهی کاخ سفید شد. وی و جانشینش جرالد فورد به مدت ۸ سال، دموکرات‌ها را از کاخ سفید دور نگه داشتند تا اینکه رسوایی واترگیت و شکست تحقیر آمیز ارتش آمریکا درویتنام یکبار دیگر افکار عمومی را برای یک رئیس جمهور دموکرات مهیا ساخت. جیمی کارتر با هدف پیشبرد دولت رفاهی و تاکید بر مسائل اخلاقی و حقوق بشر در سال ۱۹۷۶ به پیروزی رسید. وی بلافاصله پس ازورود به کاخ سفیدعلیرغم مخالفت محافظه کاران کنگره، اصلاحات اجتماعی خودرا ارائه نمود. کارتر با افزایش مالیات‌ها به جنگ کسری بودجه رفت و در برنامه‌های انرژی ایالات متحده تجدید نظر کرد.در عرصه سیاست خارجی کارتر از یکسو با برپایی کنفرانس کمپ دیوید و صلح میان مصر و اسرائیل به یک دستاورد بزرگ دربحران خاور میانه و جلب نظر گروههای یهودی داخل آمریکا نایل شد و از سوی دیگر دولت وی بدلیل به گروگان گرفته شدن ۵۲ دیپلمات این کشور درتهران فلج گردید.
گروگانگیری در تهران، ۴۴۴ روز به طول انجامید و تنها زمانی پایان یافت که کارتر در پی شکست از ریگان کاخ سفید را ترک کرده بود. این ماجرا که پس از شکست در جنگ ویتنام بزرگ‌ترین ضربه را به روحیه ملت آمریکا وارد ساخت، یک سال آخر ریاست جمهوری کارتر را کاملاً تحت الشعاع خود قرار داد.

بازگشت به قدرت
هنگامی که عملیات نجات گروگان‌ها در طبس شکست خورد این ماجرا به یک رسوایی کامل بدل گشت. ناکامی در عرصه بین المللی شکست کارتر و دموکرات‌ها را در انتخابات ۱۹۸۰ به دنبال آورد و این حزب را به مدت ۱۲ سال از کاخ سفید دور نگه داشت. تا اینکه در سال ۱۹۹۲ بیل کلینتون رهبری دموکرات‌های جوان و لیبرال مسلک را به عهده گرفت و توانست برای ۸ سال و تا پایان قرن بیستم اداره کشور را در دست گیرد.
کلینتون از هنگام ورود به کاخ سفید، طرح‌های جسورانه را به مرحله اجرا گذاشت. وی پس از ۱۲ سال حاکمیت محافظه کاران، مالیات‌ها را افزایش داد و در پایان زمامداری خود ۱۳۰ میلیارد دلار مازاد بودجه بر جای گذاشت. در عرصه مسائل اجتماعی، وی از ورود همجنس بازان به ارتش حمایت کرد و با کمک همسرش، هیلاری کلینتون تلاش مداومی را برای تصویب قوانین بیمه‌های اجتماعی صورت داد. از سال ۱۹۹۳ که جمهوریخواهان پس از ۴۰ سال کنترل هر دو مجلس کنگره را در دست گرفتند، نبرد میان لیبرال‌ها و محافظه کاران شدت گرفت. این نبرد حتی به تعطیلی یک هفتگی دولت فدرال به دلیل تصویب نشدن لایحه بودجه انجامید. محافظه کاران همچنین پرونده‌های حقوقی مالی _ اخلاقی را علیه کلینتون‌ها به راه انداختند. بیل کلینتون در سال ۱۹۹۹ تا یک قدمی استیضاح و برکناری پیش رفت و تنها با یک رای توانست از چنگ دشمنانش بگریزد. ماجرای رسوایی اخلاقی مونیکا لوینسکی (رسوایی مونیکا گیت)، دو سال آخر ریاست جمهوری کلینتون را تحت الشعاع خود قرار داد و حتی ال گور، معاون کلینتون و نامزد دموکرات‌ها در انتخابات سال ۲۰۰۰ را نیز بی نصیب نگذاشت. در جریان انتخابات سال، ۲۰۰۰ دموکرات‌ها به رغم تبلیغات سنگین محافظه کاران به پیروزی در جلب آرای مردمی دست پیدا کردند، اما جمهوریخواهان با دخالت در انتخابات ایالت فلوریدا، سرانجام پس از ۳۵ روز کشمکش حقوقی و سیاسی، جرج دبلیو بوش را به کاخ سفید فرستادند. بدین ترتیب قرن بیستم که با حاکمیت جمهوریخواهان آغاز شده بود، با حاکمیت دموکرات‌ها پایان یافت.

جناح بندی داخلی
سازمان‌های زیر مجموعه
دموکرات‌های سگ آبی Blue Dog Democrats
انجمن دموکرات‌های آزاد Democratic Freedom Caucus
دموکرات‌های خارج Democrats Abroad
شورای رهبری دموکرات‌ها Democratic Leadership Council
حزب دموکرات دره سان فراندوDemocratic Party of the San Fernando Valley (DP/SFV)
کالج دموکرات‌ها College Democrats
دموکرات‌ها برای زندگی آمریکاییDemocrats for Life of America
انیستیتوی ملی دموکرات‌ها برای امور بین الملل National Democratic Institute for International Affairs
سازمان‌های غیر رسمی دموکرات‌ها Unofficial organizations for Democrats
کمیته انتخاباتی کنگره دموکرات‌ها Democratic Congressional Campaign Committee
کمیته انتخاباتی سنای دموکرات‌ها Democratic Senatorial Campaign Committee
دموکرات‌های پیشروی آمریکا Progressive Democrats of America
دموکرات‌های جوان آمریکا Young Democrats of America
فدراسیون ملی زنان دموکرات National Federation of Democratic Women


تقسیمات کشوری

کشور آمریکا ۵۰ ایالت دارد که هر کدام از آنها بنا بر سامانهٔ فدرالی حاکم، دارای سطح بالایی از خودگردانی هستند.
البته ناحیهٔ واشنگتن دی سی جزو هیچ یک از ایالات آمریکا نیست و در منطقه خودمختار کلمبیا قرار است. ناحیهٔ کلمبیا، در اصل بخشی از ایالت‌ مریلند بود که در سال ۱۷۹۰ برای تأسیس مرکز آمریکا یعنی شهر واشنگتن دی‌سی در نظر گرفته شد.
آرکانزاس 
آریزونا 
آلاباما 
آلاسکا 
آیداهو 
آیووا 
اوهایو 
اوکلاهما 
اوریگان 
ایلینوی 
ایندیانا
پنسیلوانیا 
تگزاس 
تنسی 
جورجیا 
داکوتای شمالی 
داکوتای جنوبی 
دلاویر 
رودآیلند 
فلوریدا 
کارولینای شمالی
کارولینای جنوبی 
کالیفرنیا 
کانتیکات 
کانزاس 
کلرادو 
کنتاکی 
لوئیزیانا 
ماساچوست 
مریلند
مونتانا 
می‌سی‌سی‌پی 
میسوری 
میشیگان 
مین 
مینه‌سوتا 
نبراسکا 
نوادا 
نیوجرسی 
نیومکزیکو 
نیوهمپشایر
نیویورک 
واشنگتن 
وایومینگ 
ورمونت 
ویرجینیا 
ویرجینیای غربی 
ویسکانسین 
هاوایی 
یوتا 



آموزش عالی در ایالات متحده آمریکا

ایالات متحده آمریکا با داشتن قریب به ۵٬۸۰۰ دانشگاه و مؤسسه آموزش عالی امکان تحصیلات در سطوح مختلف آموزش عالی را برای تقریباً تمامی افراد جامعه خود فراهم نموده‌است. در سال ۲۰۰۴ بیش از ۱۷ میلیون دانشجو در دانشگاههای آمریکا مشغول به تحصیل بودند.
ارگان آموزشی دولت فدرال در این کشور وزارت آموزش است.

آمار

تعداد دانش‌آموختگان جدید آمریکا در سال ۲۰۰۷ به شرح زیر است:
۵۰٬۲۰۰ دکترا (PhD)
۹۱٬۶۰۰ درجات تخصصی (پزشک، دندانپزشک، وکیل دادگستری،...)
۶۱۵٬۰۰۰ درجه کارشناسی ارشد
۱٬۴۷۵٬۰۰۰ درجه کارشناسی

در سال ۲۰۰۶، ۴۶٪ جمعیت بالای ۲۵ سال در ناحیه کلمبیا دارنده مدارج دانشگاهی بودند، که در میان ایالات آمریکا رتبه اول را داراست، در حالیکه پایینترین تعداد دانشگاهی بالای ۲۵ سال، در ایالت ویرجینیای باختری (با درصد ۱۶٫۵٪) سکونت داشتند.

پیشینه
بودجه و اختیارات موسسات آموزش عالی

دانشگاه های آمریکا از نظر تصمیم گیری و اختیارات، بشدت (نسبت به دولت فدرال) غیر متمرکز عمل می کنند. و این برگرفته از متمم دهم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا میباشد. با اینحال، دولت فدرال با اعطای مبالغ بودجه (همانند federal grants) قابلیت تاثیرگذاری بر روند تصمیم گیری این موسسات را دارد. ارگانهای دولتی همانند موسسات ملی بهداشت ایالات متحده آمریکا، وزارت نیرو ایالات متحده آمریکا، و بنیاد ملی علوم آمریکا نقش بسیار عمده ای را در تامین مخارج پژوهشی دانشگاه ها بر عهده دارند.
همانند آموزش و تحصیلات در سطوح مدرسه‌ای و متوسطه، در ایالات متحده برخی دانشگاه ها «عمومی» بوده که اکثر هزینه هایشان توسط دولت ایالتی و یا فدرال پرداخت می شود، و برخی دیگر از دانشگاه ها خصوصی و با سرمایه های اهدایی اداره می شوند. با اینحال در سطوح دانشگاهی، بودجه‌های دولتی درصد کمتری از منبع دخل یک دانشگاه را تشکیل می دهد، و دانشگاه ها مدام در جستجوی منابع گوناگون دیگر برای تامین مخارج خود می باشند.

برخی دانشگاه ها مثل دانشگاه های آیوی لیگ دارای سرمایه‌های خصوصی خود گردان (endowments) و در نتیجه کاملاً خودکفا هستند. بطور مثال دانشگاه هاروارد با سرمایه کل ۲۹ میلیارد دلاری خود یک دانشگاه تماماً خصوصیست که بودجه سالیانه خود را از منابع گوناگون مانند صنعت، پروانه اکتشاف و اختراع، سرمایه داران و همچنین از دایره فارغ التحصیلان خود تامین می کند.
دانشگاه تگزاس در آستین در عوض با وجود سرمایه خصوصی ۱۳٬۵ میلیارد دلاری خود به صرف بودن یک موسسه دولتی به منابع فدرال و ایالتی نیز برای بودجه خود وابسته است. دانشگاه کارولینای شمالی در چپل هیل بطور نمونه نیز بیش از ۴۵۰ میلیون دلار در سال از ایالت کارولینای شمالی بودجه دریافت می‌کند و لذا یک دانشگاه دولتی می باشد که عضو لیگ آیوی عمومی است.

پشتوانه مالی سیستم آموزش عالی آمریکا

فرهنگ وقف به آموزش عالی در آمریکا سابقه درخشانی دارد. دانشگاه‌های بسیار معتبری چون دانشگاه راکفلر، دانشگاه شیکاگو، و دانشگاه جانز هاپکینز موفقیت و موقعیت امروزی خود را مدیون افرادی چون جان راکفلر، سرمایه دار بزرگ تاریخ آمریکا هستند.
یکی از دلایل مهم موفقیت دانشگاه‌های آمریکایی در سالیان متمادی، حمایت روزافزون نهادهای غیر دولتی، شرکت‌ها، و افراد خیّر آمریکا از نظام آموزش عالی کشورشان بوده‌است. این فرهنگ وقف به موسسات فرهنگی در هیچ جای دیگر دنیا نظیر ندارد. تنها در سال ۲۰۰۷، دانشگاه‌های آمریکا مجموعاً مبلغ ۳۰ میلیارد دلار (۲۹۰۰۰ میلیارد تومان) هدایای نقدی دریافت نمودند.
بسیاری از این افراد خیّر از اقشار فراوان ایرانیان آمریکا نیز بوده‌اند. بطور نمونه، در سال ۲۰۰۶ در تگزاس، گیتی و علی صابریون مقیم هیوستون ۱۰ میلیون دلار به مرکز سرطان ام دی اندرسون دانشگاه تگزاس اهدا نمودند.
در لس آنجلس دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نیز در سال ۲۰۰۷ دریافت کنندهٔ اهدای ۱۷ میلیون دلاری یک مهندس ایرانی بود، در حالیکه دانشگاه کالیفرنیا در ایرواین هدیه‌ای ۳۰ میلیون دلاری از آقای معراج دریافت نمود.
در سانفرانسیسکو، دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو بزرگ‌ترین هدیه خود را از یک زوج دیگر ایرانی بنام ندا و مانی مشعوف بمبلغ ۱۰ میلیون دلار دریافت کرد، و دانشگاه ایالتی پورتلند حتی به پاس هدیه ۸ میلیون دلاری دکتر فریبرز مسیح، دانشکده مهندسی خود را بنام او گردانید.

کیفیت آموزش عالی
صدور آموزش عالی آمریکا
اخیرا تعدادی از دانشگاه‌های صاحبنام آمریکایی در نقاط متعددی در کشورهای مختلف اقدام به تاسیس شعبات رسمی نموده اند تا بلکه منبع درآمدی و حرکتی بسوی سرمایه گذاری های جدید برای این موسسات باشد. از این نمونه میتوان به دانشگاههای زیر اشاره نمود:
دانشگاه مونتانا، دانشگاه ایالتی میشیگان، و موسسه فناوری روچستر در دوبی در امارات متحده عربی
دانشگاه کرنل، دانشگاه تگزاس A&M، دانشگاه جرجتاون، دانشگاه نورث وسترن، دانشگاه کامن ولث ویرجینیا، و دانشگاه کارنگی ملون در قطر
دانشگاه اینکارنت ورد در چین و مکزیک
دانشگاه نیویورک در ابوظبی
موسسه فناوری جرجیا در چین، هند، سنگاپور، آفریقای جنوبی، ایتالیا، و فرانسه
دانشگاه جرج میسون در راس الخیمه
موسسه فناوری نیویورک و دانشگاه کین در چین

سیستم کتابخانه ای آمریکا
کتابخانه کنگره آمریکا واقع در واشینگتن دی سی پس از کتابخانه بریتانیا در لندن، دومین کتابخانه بزرگ جهان از نظر تعداد منابع می باشد این کتابخانه که متعلق به کنگره آمریکا است، با دارا بودن ۱۳۴ میلیون نسخه احتیاج به بیش از ۸۰۰ کیلومتر قفسه جهت ذخیره سازی کلکسیون خود دارد. گنجینهٔ کتب فارسی این کتابخانه حاوی کتب ارزشمندی همچون نسخه‌های خطی اسکندرنامه نظامی گنجوی، سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار، و تفسیر سیزده جلدی مثنوی مولانا جلال الدین رومی اثر سید محمد تقی جعفری می باشد.

در حیطه تخصصی، کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا (با ۹ میلیون نسخه دارایی) بزرگ‌ترین کتابخانه پزشکی و تاریخ پزشکی جهان است.

از دیگر کتابخانه های بزرگ آمریکا میتوان کتابخانه عمومی شهر نیویورک را نام برد. و در میان کتابخانه های دانشگاهی، بزرگ‌ترین کتابخانه های قاره آمریکای شمالی بترتیب عبارت‌اند از:
کتابخانه تعداد نسخه کتاب
کتابخانه دانشگاه هاروارد ۱۳٬۶۱۷٬۱۳۳
کتابخانه دانشگاه ییل ۹٬۹۳۲٬۰۸۰
کتابخانه دانشگاه ایلینوی در اوربانا شامپاین ۹٬۰۲۴٬۲۹۸
کتابخانه دانشگاه برکلی ۸٬۶۲۸٬۰۲۸
کتابخانه دانشگاه تگزاس در آستین ۷٬۴۹۵٬۲۷۵






اقتصاد ایالات متحده آمریکا



ایالات متحده آمریکا بزرگ‌ترین اقتصاد را در میان کشورهای جهان در اختیار دارد. تولید ناخالص داخلی این کشور نزدیک به ۱۳٫۸۶ تریلیون دلار است. در مقایسه، ۱۵ کشور صاحب ارز یورو در اتحادیه اروپا (موسوم به یوروزون) مجموعا به تولید ناخالص داخلی ۱۴٫۴۵ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۷ دست یافتند.
بانک مرکزی آمریکا فدرال رزرو نام دارد.

بحران مالی ۲۰۰۸-۲۰۰۷
در پی ورشکستگی شرکت های آمریکایی فنی می، فردی مک، لمان برادرز، مریل لینچ،
بانک واشنگتن موچوال ( مشهور به "وامو" WaMu ) و... شوک اقتصادی جدیدی در اقتصاد آمریکا روی داده. اقتصاد آمریکا با مشکلات عدیده ای مواجه است بحران مالی ۱.۳ تریلیون دلار خسارت به بار آورده است.

جرج بوش در سخنرانی خود خطاب به ملت آمریکا، گفته است:
کل اقتصاد ما در خطر است. ما اکنون در میانه یک بحران مالی جدی هستیم. بدون اقدام سریع کنگره، آمریکا می تواند به دام هراسی بزرگ بلغزد.

یکی از نتایج بحران این خواهد بود که آمریکا به احتمال زیاد، موقعیت ابرقدرتی خود در نظام مالی جهان را از دست خواهد داد.

موقعیت جهانی

به لحاظ سرانه تولید ناخالص داخلی مقام دهم را دارد.
به لحاظ صادرات مقام سوم را بعد از آلمان و چین دارد. (۱٬۰۲۴ میلیارد دلار از ۱۲٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۶)

به لحاظ واردات مقام اول را دارد. (۱٬۸۶۹ میلیارد دلار از ۱۲٬۰۰۰ میلیارد دلار)

به لحاظ بدهی خارجی مقام اول را دارد. (۱۰ تریلیون دلار از ۴۴ تریلیون دلار)

به لحاظ تولید نفت، مقام سوم را بعد از عربستان سعودی و روسیه در اختیار دارد.

به لحاظ تولید گاز، مقام دوم را بعد از روسیه در اختیار دارد.

آمارهای اقتصادی
بر اساس آمار سال ۲۰۰۶

تولید ناخالص داخلی: ۱۲٬۹۸۰ میلیارد دلار

رشد تولید ناخالص داخلی: ۳٫۴٪

سرانه تولید ناخالص داخلی: ۴۳٬۵۰۰ دلار

سهم بخش‌های اقتصادی در تولید ناخالص داخلی: کشاورزی ۰٫۹٪، صنعت ۲۰٫۴٪، خدمات ۷۸٫۶٪

نیروی کار: ۱۵۱ میلیون نفر

نرخ بیکاری: ۴٫۸٪

جمعیت زیر خط فقر: ۱۲٪

نرخ تورم: ۲٫۵٪

بودجه: درآمدها: ۲٬۴۰۹ میلیارد دلار، هزینه‌ها: ۲٬۶۶۰ میلیارد دلار

بدهی عمومی : ۶۴٫۷٪ تولید ناخالص داخلی (برآورد سال ۲۰۰۵)

تولید نفت: ۷٫۶۱ میلیون بشکه در روز (برآورد سال ۲۰۰۵)

مصرف نفت: ۲۰٫۷۳ میلیون بشکه در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

صادرات نفت: ۱٫۰۴۸ میلیون بشکه در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

واردات نفت: ۱۳٫۱۵ میلیون بشکه در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

تولید گاز طبیعی : ۵۳۱ میلیارد متر مکعب در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

مصرف گاز طبیعی: ۶۳۵ میلیارد متر مکعب در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

صادرات گاز طبیعی: ۲۴ میلیارد متر مکعب در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

واردات گاز طبیعی: ۱۲۰ میلیارد متر مکعب در روز (برآورد سال ۲۰۰۴)

تراز تجارت خارجی: منفی ۸۶۲٫۳ میلیارد دلار

صادرات : ۱٬۰۲۴ میلیارد دلار

شرکای صادراتی: کانادا ۲۳٫۴٪، مکزیک ۱۳٫۳٪، ژاپن ۶٫۱٪، چین ۴٫۶٪، بریتانیا ۴٫۳٪

واردات : ۱٬۸۶۹ میلیارد دلار

شرکای وارداتی : کانادا ۱۶٫۹٪، چین ۱۵٪، مکزیک ۱۰٪، ژاپن ۸٫۲٪، آلمان ۵٪

رزور طلا و ارزهای خارجی: ۶۹٫۱۹ میلیارد دلار

بدهی خارجی: ۱۰٫۰۴ تریلیون دلار

کمک‌های اقتصادی: ۶٫۹ میلیارد دلار (سال ۲۰۰۷)

واحد پول : دلار آمریکا

سال مالی: ۱ اکتبر – ۳۰ سپتامبر

مالیات
خزانه ملی آمریکا از آمریکاییان مالیات بر درآمد (income tax) و مالیات فروش (sales tax) هر ساله اخذ می کند. مقدار این مالیات ثابت نبوده و بین ۱۰٪ تا ۳۵٪ متغیر است.
بسیاری از ایالات نیز به نوبه خود از شهروندان ساکن در ایالت خود مالیات بر درآمد و مالیات مالکیت زمین (property tax) نیز دریافت می کنند. ایالات زیر از این قانون مستثنا بوده و از شهروندان خود مالیات بر درآمد نمی گیرند: تگزاس، آلاسکا، نوادا، داکوتای جنوبی، فلوریدا، واشینگتن، و وایومینگ.


دین
در ایالات متحده آمریکا بر اساس متمم اول قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، هیچ دینی بطور رسمی وجود ندارد، اما همین متمم نیز آزادی تمام ادیان را تضمین کرده‌است. به همین دلیل است که (بطور مثال) زنان محجبهٔ مسلمان آمریکایی اجازه حضور در مراکز دولتی و دانشگاهی کشور را از نظر قانونی دارند.

بر اساس آمار سال ۲۰۰۲، ترکیب مذهبی مردم آمریکا به شرح زیر بوده‌است:
پروتستان ۵۲٪، کاتولیک ۲۴٪، مورمون ۲٪، یهودی ۲٪، مسلمان ۱٪، دیگران ۱۰٪، بدون دین ۱۰٪.

پروتستان‌های آمریکا نیز به فرقه‌های متعددی تقسیم می‌شوند. برخی از آنان میلیون‌ها نفر را دربر می‌گیرند، در حالی که کلیساهای کوچک، تنها هزاران عضو دارند.
برخی از فرقه‌های مذهبی معروف آمریکا عبارت‌اند از:
اپیسکوپلین‌ها، پرسبیترین‌ها، متدیست‌ها، باپتیست‌ها، یونیتارین‌ها، مریدان مسیح، کلیسای اصلاحی هلندی، کوایکرها و کانگروگیشنالیست‌ها.



فرهنگ و هنر

آمریکا دارای صعنت فیلم‌سازی و سینمایی بسیار بزرگی است که مرکز آن هالیوود در شهر لس آنجلس است. هالیوود امروزه با ۶۳ میلیارد دلار درآمد، ۳۵ درصد کل تولیدات صنعت فیلمسازی جهان را به خود اختصاص داده‌است.
از سبکهای موسیقی آمریکایی می‌توان به سبکهای جاز، بلوز، هیپ هاپ و کانتری اشاره کرد، و شاید کمتر کسی از علاقمندان به تئاتر باشد که نام و آوازه برادوی را نشنیده باشد.
در ادبیات اسامی نویسندگانی چون ارنست همینگوی، مارک تواین، ادگار آلن پو، تی اس الیوت، ویلیام فاکنر، تنسی ویلیامز، جی دی سالینجر، آیزاک آسیموف، مایکل کرایتون، و ریموند کارور آشنای نزدیک صاحبان قلم ادبیات جهان‌اند.
در عرصه هنر و معماری نیز هنرمندان آمریکایی از فرانک لوید رایت گرفته تا اندی وارهال آثار بسیار قابل توجهی در سطح جهانی خلق کرده‌اند. هرم ورودی موزه لوور، کاخ مجلس ملی بنگلادش، و پوئرتا دو اروپای اسپانیا، نمونه هایی از طراحی معماران آمریکایی در سراسر جهان است.
در زمینه ورزش آمریکاییان بیش از دیگر ورزش‌ها به فوتبال آمریکایی، بیسبال، و بسکتبال توجه و علاقه نشان می‌دهند. با اینحال ورزشهای دیگری همچون هاکی روی یخ، اتومبیل رانی، تنیس و گلف نیز طرفداران زیادی دارند. ورزش‌های هلهله‌چی، لاکروس، و بسکتبال البته از ابداعات آمریکایی به شمار می‌روند.


نیروهای نظامی
شاخه ها
نیروهای نظامی امریکا به دسته های زیر دسته بندی می‌شوند:
ارتش ایالات متحده آمریکا (نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا)
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا
نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا: 
یگان فوق ویژه نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا
نگهبان ساحلی ایالات متحده آمریکا

پرسنل
پرسنل فعال: ۱٬۴۲۶٬۷۱۳ نفر (دومین در جهان)
نیروی ذخیره: ۸۵۸٬۰۰۰ نفر
جمعیت زیر پرچم (۱۷ تا ۴۹ سال): ۱۰۹٬۳۰۵٬۷۵۶ نفر

پرسنل فعال نیروی زمینی تا سال 2004: ۵۰۰٬۲۰۳ نفر (۳۴% کل)، (۱۵٫۲% زن)، ۴۱۴۳۲۵ نفر در لیست احتیاط، ۶۹٬۳۰۷ افسر
پرسنل فعال تفنگداران دریایی تا سال 2004: ۱۸۰٬۰۰۰ نفر (۱۲% کل)، (۶% زن)، ۱۵۷٬۱۵۰ نفر در لیست احتیاط، ۱۹٬۰۵۲ افسر
پرسنل فعال نیروی دریایی تا سال 2004: ۳۷۵٬۵۲۱ نفر (۲۶% کل)، (۱۴٫۵% زن)، ۳۱۹٬۹۲۹ نفر در لیست احتیاط، ۵۵٬۵۹۲ افسر
پرسنل فعال نیروی هوایی تا سال 2004: ۳۵۸٬۶۱۲ نفر (۲۵% کل)، (۱۹٫۶ % زن)، ۲۸۵٬۵۲۰ نفر در لیست احتیاط، ۷۳٬۰۹۱ افسر
پرسنل فعال گارد ساحلی تا سال 2004: ۴۰٬۱۵۱ نفر (۳% کل)، (۱۰٫۷% زن)، ۳۱٬۲۸۶ نفر در لیست احتیاط، ۷٬۸۳۵ افسر
پرسنل کل تا سال 2004: ۱٬۴۵۰٬۶۸۹ نفر (۱۴٫۹ % زن)، ۱٬۱۹۶٬۲۱۰ نفر در لیست احتیاط، ۲۵۴٬۴۷۹ افسر

سن خدمت سربازی: ۱۷ تا ۴۵ سال
هزینه‌های نظامی
۵۲۲ میلیارد دلار (اولین در جهان)
سهم هزینه‌های نظامی در تولید ناخالص داخلی: ۳٫۷% (بیست و ششمین در جهان)

سازمان نظامی
رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فرمانده کل قوا است و برای اقدام نظامی از مشورت‌های مشاور امنیت ملی ایالات متحده آمریکا برخوردار است. در رده پایین‌تر، وزیر دفاع قرار دارد. رییس ستاد مشترک ارتش ایالات متحده آمریکا هم به فرمانده کل قوا و هم به وزیر دفاع مشورت می‌دهد.

فرماندهی‌های ارتش
فرماندهی شمالی ایالات متحده (NORTHCOM) مقر: پایگاه هوایی پترسون، ایالت کلرادو، مأموریت: دفاع از خاک ایالات متحده و آمریکای شمالی
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) مقر: پایگاه هوایی مک دیل، ایالت فلوریدا، مأموریت: دفاع از خاورمیانه از مصر تا آسیای مرکزی و همچنین مراقبت از آفریقا
فرماندهی اروپایی ایالات متحده (EUCOM) مقر: بروکسل بلژیک و اشتوتگارت [[آلمان]، مأموریت: دفاع از اروپا و اسرائیل و همچنین مراقبت از آفریقا
فرماندهی پاسفیک ایالات متحده (PACOM) مقر: پایگاه نیروی دریایی کمپ اسمت ، ایالت [[هاوایی]، مأموریت: دفاع از آسیا و پاسفیک

فرماندهی جنوبی ایالات متحده (PACOM) مقر: میامی، ایالت فلوریدا، مأموریت: دفاع از مرکز و جنوب آمریکا
فرماندهی آفریقا ایالات متحده (AFRICOM) مقر: اشتوتگارت آلمان، مأموریت: دفاع از آفریقا به استثنای مصر
فرماندهی نیروهای ویژه ایالات متحده (SOCOM) مقر: پایگاه هوایی مک دیل، ایالت فلوریدا، مأموریت: انجام عملیات ویژه برای نیروی زمینی، هوایی، دریایی و تفنگداران دریایی
فرماندهی نیروهای مشترک ایالات متحده (JFCOM) مقر: نورفولک، ایالت ویرجینیا، مأموریت: حمایت از دیگر فرماندهی‌ها
فرماندهی استراتژیک ایالات متحده (STRATCOM) مقر: پایگاه نیروی هوایی آفورت، ایالت نبراسکا، مأموریت: هماهنگی و کنترل نیروهای استراتژیک و فضایی
فرماندهی حمل و نقل ایالات متحده (TRANSCOM) مقر: پایگاه نیروی هوایی اسکات، ایالت ایلینوی، مأموریت: جابجایی نیروها در سرتاسر جهان


نیروهای خارج
تا سال ۲۰۰۵ ایالات متحده آمریکا بیش از ۷۰۰ پایگاه در ۳۶ کشور داشته‌است که برخی از بزرگ‌ترین آنان عبارت‌اند از:
در آلمان: 70٬000 نفر
در ژاپن: ۴۷٬۰۰۰ نفر
در کره جنوبی: ۳۲٬۷۴۴ نفر
در ایتالیا: ۱۲٬۲۵۸ نفر
در بریتانیا: ۱۱٬۰۹۳ نفر
در جنگ عراق: حدود ۱۶۰٬۰۰۰ نفر
در خاورمیانه شامل افغانستان: ۱۵٬۰۰۰ نفر
نیروها در داخل مرزها
کل نیروهای مستقر در داخل ایالات متحده آمریکا ۱٬۱۱۲٬۶۸۴ نفر است.
در سرزمین اصلی ایالات متحده آمریکا: ۹۰۰٬۰۸۸ نفر
در هاوایی: ۳۳٬۳۴۳ نفر
در آلاسکا: ۱۷٬۷۱۴ نفر
بر روی شناورها ۱۰۹٬۱۱۹ نفر
در گوام: ۳٬۷۸۴ نفر
در پورتوریکو: ۱٬۵۵۲ نفر

هزینه‌های نظامی
بودجه دفاعی سال ۲۰۰۶ (بدون هزینه جنگ عراق) کل: ۴۴۱٫۶ میلیارد دلار
عملیات و نگهداری: ۱۲۴٫۳
حقوق و دستمزد: ۱۰۸٫۸
تدارکات: ۷۹٫۱
تحقیقات، توسعه و آزمایش: ۶۹٫۵
ساخت و سازهای نظامی: ۱۲٫۲
فعالیت بخش انرژی دفاعی: ۱۷
سلاح ها و تجهیزات
موشک کروز

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32