close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
متن کامل تاریخچه مدیریت و مکاتب آن
loading...

تیزوب

عنوان روی جلد : تاریخچه ی مدیریت و مکاتب آناستاد راهنما : خانم دکتر خدایاریتنظیم کنندگان : احسان ابوالفتحی ، شهرام دهقانمقدمهدر این مقاله قصد داریم تا با بیان مکاتب مدیریت و بسترهای شکل گیری این مکاتب بپردازیم و شرایط اجتماعی آن دوره ها را مورد بررسی قرار دهیم علاوه بر این در قالب 3 سوال به بیان نتایج بپردازیم سوال :1-   آیا مدیریت در حال تکامل است ؟2-   آیا اصالت علم در مدیریت در مکاتب مختلف در تضاد با یکدیگر است ؟3-   آیا بین اصالت علم و سرمایه داری ارتباطی وجود…

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 272 شنبه 18 خرداد 1392 نظرات ()

عنوان روی جلد : تاریخچه ی مدیریت و مکاتب آن

استاد راهنما : خانم دکتر خدایاری

تنظیم کنندگان : احسان ابوالفتحی ، شهرام دهقان

مقدمه

در این مقاله قصد داریم تا با بیان مکاتب مدیریت و بسترهای شکل گیری این مکاتب بپردازیم و شرایط اجتماعی آن دوره ها را مورد بررسی قرار دهیم علاوه بر این در قالب 3 سوال به بیان نتایج بپردازیم

 

سوال :

1-   آیا مدیریت در حال تکامل است ؟

2-   آیا اصالت علم در مدیریت در مکاتب مختلف در تضاد با یکدیگر است ؟

3-   آیا بین اصالت علم و سرمایه داری ارتباطی وجود دارد ؟

 مکاتب کلاسیک :

در سال 1800 ، بالای 90% آمریکایی ها زندگی روستایی داشتند در حالیکه در بین سال های 1870-1900 ، مناطق روستایی دو برابر شدند و شهر نشینی 3 برابر شد. خیلی از مردم نیز از روستاها به مناطق صنعتی مهاجرت کردند که این در نتیجه انقلاب صنعتی بود در حقیقت انقلاب صنعتی کار ایجاد کرده بود اگرچه در قرن 19 ام هنوز زمین یک فرصت به حساب می آمد صنعتی شدن مزایایی داشت که باعث می شد مردم به کارکردن در مناطق صنعتی روی می آوردند . اگرچه کارگران در شرایط بدی زندگی می کردند در این زمان تغییر کار سبب تغییر روش زندگی مردم شده بود و مدیران نیز شکل انگیزه دادن به این نیروی کار غیر ماهر را داشتند علاوه بر این مشکلاتی در سازماندهی و چگونگی مدیریت کردن هم وجود داشت. مکتب کلاسیک خیلی حالت قانون مند و رسمی دارد .

در آن زمان مکتب کلاسیک در حقیقت مکتب مدرن مدیریتی به حساب می آمد و ایجاد کنندگان این مکتب اکثرا در کارخانه ها و شرکت ها مشغول به کار بودند. توجه به این مکتب به مدیریت کار وسازماندهی به صورت بهره ور و کارا می باشد. مکتب کلاسیک بر گرفته از 3 مکتب مدیریت علمی ، مدیریت اداری و مدیریت بوروکراتیک می باشد. مدیریت علمی در سال 1880 آغاز شد و توجه مدیریت علمی به عمل کرد کارکنان بود به گونه ای که این عملکرد بهتر شود و هم چنین به مطالعه زبان سنجی و حرکت سنجی می پرداخت به طور کلی می توان گفت که مدیریت علمی روش های سیستماتیک برای بهبود بهره وری ارائه می داد فردریک تیلور پدر مدیریت علمی است و کتاب اصول مدیریت علمی را در سال 1910 چاپ کرد هنری گانت و فرانک ولیلیان گیلبرت از دیگر دانشمندان مدیریت علمی هستند گانت آزادی عمل بیشتری برای کارکنان نسبت به تیلور قائل بود و مطالعات زبان سنجی و حرکت سنجی مدیون گیلبرت ماست .

مدیریت اداری یا مکتب اصول گرایی در سال 1940 آغاز گشت و بر خلاف مدیریت علمی توجه زیادی به ساختار کار و پیشه دارد. و در مقایسه با مدیریت بروکراتیک که به سازمان تاکید دارد به مدیریت بر سازمان به عنوان اساسی ترین عضو در سازمان تاکید دارد به طور کلی مکتب اداری معتقد است که برای اداره سازمان اصولی وجود دارد که جنبه ی کلی دارد و جمیع سازمان ها قابل اجرا است و مدیریت خوب تنها با انجام این اصول صورت می پذیرد در حقیقت مدیریت اداری به بیان این اصول می پردازد.  هنری فایول پدر مدیریت مدرن و فرد کلیدی در این مکتب می باشد.

مدیریت بورو کراتیک در سال 1920 آغاز شد مفاهیم کلیدی در آن تقسیم کار ، سلسله مراتب و قوانین رسمی و اداری و غیر شخصی بودن می باشد و انتخاب و ترفیع کارکنان بر اساس توانایی های آنهاست.

ماکس وبر فرد کلیدی در این مدیریت می باشد او معتقد بود که هر اداره نیامند اختیار و اختیار بدون قدرت امکان پذیر نمی باشد انتقاداتی که به مکتب کلاسیک وارد است. جامعیت و ثبات اصول و تضاد اصول و انسان را اقتصادی و ماشینی فرض کردن است بیشتر این انتقادات توسط نئو کلاسیک یا رفتارگرایان در سال 1930 مکتب رفتار گرایی آغاز شد از یک طرف زندگی جدید مردم در قرن 20 ام آغاز شده بود و تکنولوژی به سرعت در حال رشد بود و زندگی مردم راحت تر شده بود و سطح فرهنگی مردم بالاتر رفته بود و درک بهتری از حقوق خود داشتند و به شهر نشینی روی آورده بودند. و دانشگاه ها توسعه پیدا کرده بودند و از طرفی همزمان با رکود شدید اقتصادی بود کارگران دارای تفکر و نگرش بهتری شده بود و سوسیالیسم مرگ سرمایه داری را اعلام کرده بود همه این ها بستر ساز مکتب نئو کلاسیک شد در حالیکه مکتب کلاسیک ناخواسته یکی از پایه های تفکر سرمایه داری شد. بدین ترتیب مکتب کلاسیک به نوعی در تقابل با نئو کلاسیک شکل گرفت می توان گفت که مکتب کلاسیک به نفع کارفرمایان بود. مکتب نئو کلاسیک در سال 1924 با مطالعات مائورن کلید خورد که ابتدا این مطالعات در مورد نور محیط کار بود و در انتها به این نتیجه رسیدند که اساسا عوامل اجتماعی در سطح تولید کارگران موثر است در مطالعات هائورن کارگران گروهی را تشکیل داده بودند که در بین خود سطح تولید را تعیین می کردند مکتب رفتار گرایی بر خلاف مکتب کلاسیک که به بهره وری توجه داشت به جنبه های انسانی در سازمان توجه داشت کلا مکتب رفتار گرایی به دنبال پیدا کردن فاکتورهایی بود که بر رفتار انسانی در کار توجه دارد در این مکتب به 2 شاخه تقسیم می شود که عبارت است از :

1-    روابط انسانی که در سال 1930 از مطالعات هائورن نشات گرفت . روابط انسانی به 2 مساله اشاره دارد 1- کارگران به بهره وری مرتبط اند یعنی اینکه تعییر وضع اجتماعی کارگران ، اعتلای روحیه و سطح رضایت مندی در آنها و ایجاد الگوهای جدید در تعاملتشان و یقینا در میزان بهره وری موثر است و 2- هر محل کاری از گروه های غیر رسمی تاثیر می پذیرد به نوعی دیگر می توان که در روابط انسانی مدیران باید دارای مهارتی باشند که دلیل رفتار زیر دستانشان را بدانند و با توجه به این مساله با زیر دستان خود برخود کنند. ماری پارکر فالت ، حستر بارنارد ، ابراهام مازلو و التون مایو از دانشمندان مرتبط به روابط انسانی بوده اند و در انتها باید گفت که روابط انسانی می گوید که چه شرایطی باید برای کارکنان فراهم شود

2-    علم رفتاری در سال 1950 تا 1960 ایجاد گردید و توجه آن به پیدا کردن روش تحلیلی و علمی برای پیش بینی کردن رفتار انسانی در محل کار می باشد که باعث می شود به ارزش ها ، شخصیت و رهبری توجه کند برخی از دانشضمندان این مکتب داگلاس مک گرگور و هرزبرگ می باشد.

مکتب مقداری یا کمی :

 این مکتب از سال 1940 آغاز شد و هدیه جنگ جهانی دوم می باشد زمانیکه تیم های تخصصی مرکب از رشته های مختلف در تلاش بود تا استراتژی های جنگی را تنظیم کنند این مکتب با پژوهش های عملیاتی و مدیریت کمی بیان می شود. پژوهش های عملیاتی عبارت است از به کار گرفتن روش علمی در بررسی راه حل های یک مساله بر اساس مبنای کمی برای انتخاب بهترین راه حل و مدیریت کمی از پیش بینی ها و فرمول های ریاضی و مقادیر کمی برای مدیریت کردن بهره می برد.

نظریه سیستمی : قرین با جنگ سرد بود و در سال 1950 آغاز شد زمانیکه توجه زیادی به پیشرفت علم و تکنولوژی می شد و آمریکا و روسیه در رقابت علمی شدید با هم دیگر بودند این نظریه حاصل مطالعات زیست شناسی به نام برتالانفی بود لذا نگرش سیستمی ریشه در مباحث فلسفی و اکولوژی دارد برتالانفی اعلام کرد که کل نظام آفرینش با یکدیگر مرتبط است براساس این نظریه از تحلیل داده ها برای حل مسائل و اتخاذ تصمیم استفاده می شود این نظریه می گوید که اجزاء  به گونه ای به هم پیوسته و سازمان یافته با هم در ارتباط اند و با یکدیگر موجب یک کل واحد می شود که جهت کسب هدف مشترک فعالیت می کنند عباراتی مثل سیستم باز و بسته و قطعی و احتمالی و .... از کلمات کلیدی این مکتب می باشند به دیگر سخن در این مکتب به مدیر اجازه داده می شود که بخش های مختلف یک کارخانه یا شرکت را مرتبط با یکدیگر و فاکتورهای داخلی و خارجی می بیند.

    مکتب اقتضایی :

 مکتب اقتضا از سال 1960 آغاز گردید این دهه ، دهه ای بود که سرمایه داری این امکان را پیدا کرده بود که ارزش هایش را بیدار کند هم چنین تغییرات اجتماعی گسترده ای اتفاق افتاده بود. مردم طرفدار جنگ نبودند و جنگ سرد رو به پایان بود میزان تولید بیشتر شده بود و جنبش های حقوق بشری شکل گرفته بود و سرمایه داری خودش را در راس این ارزش ها قرار داده بود و حرکت کشورهای توسعه یافته به سوی حمایت از توسعه و بهبود اقتصادی بود و سرمایه داری مورد حمایت دولت ها قرار گرفته بود تمامی این عوامل باعث شد که دانشمندان با نگرش اقتضایی ابتدا به نوعی به تکریم از مکتب کلاسیک و اصالت علم و عقلانیت بپردازند و به سمت مکتب اقتضا حرکت کنند آنها به طور کلی معتقد بودند که مشکل مکتب کلاسیک در رویکرد مطلق آن به مسائل می باشد و برای نمونه به گونه ای این را پذیرفته بود که کارگرانی که در زمان کلاسیک ها کار می کردند خودشان تمایل شان به ارضای مادی بوده است که این دلایل مختلف مثل فقر معیشتی و عقب ماندگی و ..... موارد دیگر بوه است و یا در کار تولید انبوه نمی توان ذات کار را خیلی تغییر داد پس می توان گفت که این دسته از دانشمندان معتقد بودند که مدیریت موثر همواره ب مبنای شناخت مغتضیات است.

به عبارت دیگر آنها معتقد بودند که نه تنها باید به وضعیتی که در آن هستیم توجه کنیم بلکه باید تاثیر راه حل های ارائه شده بر الگوی رفتار سازمان را نیز مورد بررسی قرار دهیم و همچنین وظیفه نظریه و علم تجویز چه باید کردن در یک وضعیت خاص نیست بلکه هدف نظریه و علم یافتن روابط بنیادی ، فنون اساسی و سازماندهی دانش موجود مبتنی بر مفاهیم و روش های بکار رفته است و چگونگی به کار رفتن این فنون در عمل به وضعیت موجود بستگی دارد از این رو مدیریت موثر همواره بر مبنای اقتضا است آنان معتقد بودند که مکتب نئو کلاسیک هم خود را همان شمول دانسته که این درست نیست آنان دستاوردهای مکتب نئو کلاسیک را پذیرفتند ولی تا حدودی معتقد بودند که کار رفتار گرایان بیشتر جنبه ی روان شناسی دارد این مکتب بر اساس نظریه سیستم ، سیستم را باز می داند و نگرش کلاسیک و نئو کلاسیک را متغیرهای داخلی می داند و بین عوامل داخلی با یکدیگر و عوامل خارجی و عوامل داخلی با یکدیگر ارتباط برقرار می کند برخی از دانشمندان این مکتب خانم وود وارد و آدنرس بوده اند .

-        دیدگاههای نو ظهور یا مدرن این دیدگاهها را می توان شامل سازمانهای یادگیرنده ، تئوری 2 ، نظریه ی آشوب و اثر پروانه ای دانست که به اختصار به توضیح این نظریات می پردازیم

1-   سازمانهای یادگیرنده ، سازمان را به مانند یک سیستم باز صاحب اندیشه و زنده می داند که با انجام فعالیت های گوناگون می تواند خود را بهبود بخشد.

2-   تئوری 2 ، این تئوری توسط ویلیام اوچی ارائه شده است و می گوید اگر آمریکایی ها می خواهند به بهره وری بالایی برسد می باید شیوه های ژاپنی را متناسب با فرهنگ آمریکایی به کار برند

3-   نظریه آشوب : توسط یورگ ولورنز مطرح شد که ریاضی دان بودند و معتقدند که درون هر بی نظمی نظم نوینی وجود دارد و اگر کاغذی را مچاله کنید در حقیقت به شکلی می رسید که دارای نظم خاصی می باشد و مثلا لازم نیست که در مکعب اضلاع برابر باشد

4-   اثر پروانه ای :  که معتقد به ارتباط میان اجزای هستی می باشد که به ظاهر با یکدیگر مرتبط نیستند مثلا بال زدن یک پروانه می تواند در ارزش سهام یک شرکت در بورس اثر بگذارد و یا اتفاقات کوچک در گذشته تغییرات بزرگی را در آینده سبب می شوند.

مکتب اقتضا و برخی دیدگاههای نو ظهور را می توان به عنوان مکتب مدرن یا نو گرا معرفی کرد

مکتب پست مدرن یا فرانوگرایان :

فرانوگرایی در تقابل با نو گرایی شکل گرفت و موضوع اصلی آن انتقاد از دانشمندان نوگرا علی الخصوص مکتب اقتضا بود که ارزش بی جون چرا برای علم و عقلانیت قائل بودند و به انتقاد از آنها در کوششی که برای ارائه نظریه های جامع و فراگیر بر مبنای اصول و روشهای علمی مبذول داشتند پرداختند فرانوگرایان تعریف منسجم یک آینده مطلوب را برای همگان غیر ممکن می دانند و تنوع را ارزش مهمی می دانند فرانوگرایان با تمرکز قدرت مخالف اند و معتقدند که زیر دستان باید قدرت بیشتری داشته باشند آنها معتقدند که نظریات مکتب کلاسیک و مکتب اقتضا به نوعی حمایت از سرمایه داران و طبقات بالاست اجتماع و به ضرر زیر دستان است

 نتیجه گیری و جواب سوال ها :

1-   جواب سوال اول  که آیا مدیریت در حال تکامل است ؟

بله می باشد زیرا هر مکتب یا ایرادات مکتب قبل را بر طرف کرده است و یا مورد جدیدی مدیریت اضافه کرده است پس عملا مدیریت به سمت تکامل پیش می رود

جواب سوال 2 که آیا اصالت علم در مدیریت در مکاتب مختلف در تضاد با یکدیگر است نیز مثبت می باشد زیرا مکتب نئو کلاسیک در برابر مکتب کلاسیک بود و دانشمندان مکتب کلاسیک نیز به اصالت علم معتقد بودند و رفتارگرایان نیز به نوعی به انتقاد از تفکر آنها پرداختند در مورد مکتب اقتضا می توان گفت به طور کلی به اصالت علم بازگشت و کار نئو کلاسیک ها رابیشتر مربوط به روان شناسی دانست و فرانوگرایان نیز اساسا با انتقاد از نوگرایی و مکتب اقتضا شکل گرفت و اصالت علم را زیر سوال بردند.

جواب سوال 3  که آیا بین اصالت علم و سرمایه داری ارتباطی وجود دارد نیز مثبت می باشد زیرا در هر زمان که اصالت علم مورد توجه قرار گرفته قوانین و مدیریت در کارخانه ها به سمت سرمایه داری و نفع سرمایه داران پیش رفته است و هر زمان که اصالت علم مورد انتقاد قرار گرفته سرمایه داری محکوم شده و نفع سرمایه داران کاهش یافته است و هم چنین قوانین و سبک مدیریتی به نفع کارگران و کارمندان طبقات عادی و پایین دست جامعه حرکت کرده است.

 منابع انگلیسی :

1-www. Reference for bassiness . com

2-    www. Vector study . com

3-    www. En. Wiki pedia . org

منایع فارسی :

1-   تئوری مدیریت     داور ونوس

2-   مدیریت عمومی       مهدی الوانی

 


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32