close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
تیزوب
loading...

تیزوب

پر از مطلب

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 165 شنبه 23 فروردين 1393 نظرات ()

هر اقدام غیر مسلحانه‌ای که موجب کاهش آسیب پذیری نیروی انسانی، ساختمان‌ ها، تاسیسات، تجهیزات، اسناد و شریان های کشور در مقابل عملیات خصمانه و مخرب دشمن گردد، پدافند غیرعامل خوانده می شود.

پدافند غیر عامل چیست؟

هر اقدام غیر مسلحانه‌ای که موجب کاهش آسیب پذیری نیروی انسانی، ساختمان‌ ها، تاسیسات، تجهیزات، اسناد و شریان های کشور در مقابل عملیات خصمانه و مخرب دشمن گردد، پدافند غیرعامل خوانده می شود

به بیان ساده‌تر پدافند غیرعامل، مجموعه اقداماتی است که انجام می شود تا در صورت بروز جنگ، خسارات احتمالی به حداقل میزان خود برسد. هدف از اجرای طرح‌های پدافند غیرعامل کاستن از آسیب‌پذیری نیروی انسانی و مستحدثات و تجهیزات حیاتی و حساس و مهم کشور علیرغم حملات خصمانه و مخرب دشمن و استمرار فعالیت‌ها و خدمات زیر بنایی و تامین نیازهای حیاتی و تداوم اداره کشور در شرایط بحرانی ناشی از جنگ است.     به عنوان مثالی ساده، از پدافند غیرعامل می توان به استتار، اختفا و ایجاد سرپناه برای تاسیسات مهم و استراتژیک اشاره کرد.     در پدافند عامل مثل سیستم های ضد هوایی و هواپیماهای رهگیر، فقط نیروهای مسلح مسئولیت دارند. در حالی که در پدافند غیرعامل تمام نهادها، نیروها، سازمان ها، صنایع و حتی مردم عادی می توانند نقش مؤثری بر عهده گیرند.     با توجه به حجم تهدیداتی که ایران در عرصه بین الملل با آن مواجه است، در زمینه پدافند غیرعامل هنوز در ابتدای راه هستیم و باور هر چه بیشتر مدیران و کارشناسان به این مقوله مهم می‌تواند ضریب ایمنی کشور را در برابر تهاجم‌های احتمالی بیگانگان افزایش دهد    .         آنچنانکه جلالی رئیس پیشین کمیته دائمی پدافند غیر عامل کشور اذعان داشته، پس از انقلاب به دلیل عدم درکی واحد از تهدیدات و تردید در اولویت تهدیدات، حجمی از سازندگی در مناطق مورد تهدید صورت گرفت و در اجرای پروژه‌های مختلف اقتصادی و عمرانی به موضوع پدافند غیرعامل توجه نشده است و به عنوان مثالی از این دست جایی مثل منطقه عسلویه در تیررس آمریکا است و موارد پدافندی در آن رعایت نشده است.     با توجه به وجود تهدیدات بالقوه و خطراتی که امنیت ملی، استقلال، و تمامیت ارضی کشور را نشانه گرفته، بحث پدافند غیرعامل در طول سالهای اخیر از سوی مقامات عالی رتبه کشوری و لشکری، مورد توجه فراوان قرار گرفته است.

 استتار انفرادی
استتار انفرادی به اعمالی گفته می‌شود که هر رزمنده برای استتار خود در مقابل دید دشمن در محیط جغرافیایی نزدیک می‌بایست انجام دهد.انتخاب استتار توسط رزمنده و به کارگیری آن یک دفاع آگاهانه بوده و رزمنده با اتخاذ استتار مناسب می‌تواند خود را از دید دشمن محفوظ و در امان نگه دارد و همچنین هنگام تهاجم و ضربه زدن به نیروهای دشمن به راحتی به او نزدیک شود.

یکی از روش‌هایی که امروزه در دفاع از نفرات، جنگ‌افزارها و تجهیزات کاربرد عمده‌ای پیدا کرده است، استتار انفرادی می‌باشد.استتار انفرادی موارد زیر را شامل می‌شود:
1- 
استتار بدن
2- 
استتار لباس
3- 
استتار پوتین
4- 
استتار سلاح انفرادی
5- 
استتار تجهیزات انفرادی
6- 
استتار کلاه فولادی
7- 
استتار کوله پشتی
1) 
استتار بدن
به لحاظ آنکه رنگ پوست دست و صورت روشن بوده و باعث جلب توجه می‌گردد، لذا با توجه به شرایط طبیعی (جنگل، کوهستان، بیابان، ساحل و ...) رزمنده باید با امکانات طبیعی و مصنوعی موجود، قسمت‌هایی از بدن را که نمایان می‌باشد، هم‌رنگ محیط اطراف نماید. (عکس 2)


در ماموریت‌های رزمی آرایش دست و صورت و هم‌رنگ شدن با محیط اگر اصلی‌ترین فعالیت نباشد حداقل از مهم‌ترین کارهاست.استتار مناسب و صحیح باعث می‌شود که حتی در صورت دیده شدن توسط دشمن هدف گرفتن رزمنده مشکل‌تر شود.(عکس 3)


پوست بدن به راحتی نور را منعکس می‌کند که دلیل اصلی آن وجود چربی روی پوست می‌باشد. البته پوست‌های خیلی تیره (سیاه) هم انعکاس نور دارند که باید آن‌ها هم استتار شوند.قسمت‌هایی از صورت که به طور طبیعی سایه دارند مانند: دور چشم، زیر دماغ و زیر چانه، باید به دقت استتار شوند. (عکس 4)

این روش استتار نبایستی به طور کامل انجام گیرد، بلکه به طور نامنظم و نامشخص توسط فرد یا همرزمان انجام گیرد. به شیوه‌ای که برجستگی گونه‌ها، نوک بینی، پیشانی، چانه، پشت گوش‌ها، قسمت‌هایی از گردن و آن قسمت از دست که از لباس بیرون است، کاملاً استتار شود.پوست صورت، گردن و دست‌ها را باید با رنگ یکنواخت تیره نمود. برای بهم زدن رنگ طبیعی صورت باید اطراف خطوط بینی و چانه، استخوانهای گونه و اطراف چشم‌ها را رنگ نمود. برای این کار می‌توان از چوب سوخته، رنگ‌ها و کرم‌های مخصوص استفاده کرد. تورهای مشبک هم اگر رنگ آن‌ها مناسب باشد برای استتار صورت مناسب هستند. (عکس 5)


هدف رزمنده از استتار این نیست که خود را نقاشی کند. بلکه هدف فقط کم کردن انعکاس نور است و استتار زیاد خودش موجب کشف محل رزمنده می‌شود.برای مناطقی که درختچه، بوته، و یا برآمدگی‌ها از قامت رزمنده کوتاهتر هستند مانند مناطق کویری یا مناطق کوهستانی، استتار صورت باید افقی و با رنگ‌های سبز، قهوه‌ای و سیاه روی صورت از راست به چپ یا بالعکس کشیده شود.در مناطق ذوالعارضه با عوارض زیاد و بلند آرایش به صورت خطوط عمودی بهتر است. یعنی از بالای پیشانی تا زیرگردن خط‌کشی می‌شود. (عکس 6)

2) استتار لباس
از مهم‌ترین اصول استتار فردی که دارای اهمیت زیادی در نبردهای نزدیک دارد، استتار لباس است که لازم است براساس نوع محیط عملیاتی، لباسی که همگون با محیط اطراف باشد، مورد استفاده قرار گیرد. (عکس 7)

 

1- 2- استفاده از لباس‌های دورو
این نوع لباس‌ها دورو بوده و هر طرف آن نقش استتاری با شرایط محیطی را داراست و برای دو محیط رزمی نزدیک قابل استفاده خواهد بود. این نوع لباس برای اجرای ماموریت‌هایی که در دو محیط جغرافیایی صورت می‌گیرد مناسب است. به عنوان نمونه دو محیط بیابانی و جنگلی. (عکس 8)


لازم به ذکر است که تجهیزات و تسلیحات همراه رزمنده می‌بایست با لباسش هم‌خوانی داشته باشد. در غیر این صورت با امکانات طبیعی و مصنوعی در دسترس، باید آن‌ها را با لباس استتار همگون کرد، تا هرگونه جلب توجه دشمن را برطرف نماید. (عکس 9)
 

2- 2- استفاده از لباس‌های چندطیفی
استفاده از لباس استتار چندطیفی (مدرن) یکی از بهترین روش‌های ممکن برای محافظت در مقابل آشکارسازهای چند منظوره (مرئی، اپتیکی، مادون قرمز نزدیک، حرارتی و راداری) می‌باشد، با استفاده از این پوشش‌ها نیروهای نظامی از فاصله 300 متری در مقابل ردیابهای مدرن دشمن غیرقابل ردیابی خواهند بود. این پوش‌ها راحت و سبک وزن بوده و به لحاظ داشتن شکل برگ برگی دارای قابلیت تهویه هوا نیز می‌باشند. (عکس 10 و 11)

 


3- 2
استفاده از لباس‌های موجود
اگر لباس استتار شده استاندارد در اختیار رزمنده نباشد، لباس باید استتار گردد و رزمنده باید لباس خود را با رنگ، گل و هر چه که در دسترس دارد با زمین هم رنگ سازد. (عکس 12)

 


مساله مهم در استتار لباس این است که باید کاری کرد تا شکل لباس بهم خورده و به رنگ زمین درآید.در شرایطی که دسترسی جهت استتار لباس، امکان‌پذیر نباشد، حداکثر سعی شود از وسایل طبیعی موجود در اطراف خود استفاده لازم به عمل آید. زیرا در بعضی از مناطق رنگ محیط به گونه‌های مختلف است که این حرکت می‌تواند در استتار نفر در محیط استقراری آن کمک نماید. مانند: خارج شدن از یک منطقه دارای پوشش گیاهی که لازم است از پوشش گیاهی موجود نفرات تا حدی که افراط نگردد، اقدام به استتار خود نمایند.


در مناطق برفی، باید از لباس‌های سفید با خال‌های سیاه و یا کشیدن پارچه سفید بر روی لباس، برای استتار رزمنده استفاده کرد.


3) 
استتار پوتین
پوتین از مهم‌ترین وسایل است که به حرکت رزمنده به سمت جلو کمک می‌کند و در سرعت عمل او بسیار تاثیرگذار است. اما رنگ پوتین به لحاظ مشکی بودن، یکی از عوامل کشف رزمنده می‌باشد. پوتین را می‌توان با شیوه‌های مختلف استتار نمود.


در مناطق دشت و خاکی می‌توان با مالیدن گل بر روی پوتین، استتار لازم را قبل از وارد شدن به این منطقه رزمی به مرحله اجرا، گذاشت.در مناطق برفی می‌توان از تکه‌پارچه‌های سفید و بستن بر روی پوتین استتار لازم را به عمل آورد.در مناطق جنگلی با بستن برگ و شاخه‌های کوچک با استفاده از بندهای خود پوتین، می‌توان آن را استتار نمود.در صورتیکه به جای پوتین از کتانی یا کفش دیگری استفاده می‌شود، لازم است قبل از حرکت به سمت ماموریت، استتار لازم به عمل آید.بهتر است از پوتین‌هایی استفاده شود که به صورت استاندارد از استتار لازم برخوردار است. (عکس 15)

4) استتار سلاح انفرادی
از جمله موارد مهمی که رزمنده باید به آن توجه ویژه‌ای داشته باشد، استتار اسلحه انفرادی است، خصوصاً زمانی که اسلحه مدتی کار کرده و بدنه آن براق شده باشد، نیاز بیشتری به استتار خواهد داشت. (عکس 16)

 

 

قسمت‌های شاخص و براق اسلحه را می‌توان با رنگ، گل یا دوده و یا با پیچیدن پارچه‌هایی که با محیط منطقه رزم سازگاری داشته باشد و یا گونی استتار کرد.از وسایل مصنوعی دیگر که می‌توان در استتار سلاح به کار برد، چسباندن نوار چسب به قسمت‌های مختلف سلاح است. از این چسب‌ها در رنگ‌های مختلف می‌توان در اختیار داشت و در زمان‌های ضروری برای استتار مورد بهره‌برداری قرار داد. (عکس 17)


نیروهایی که ماموریتشان نزدیک شدن به دشمن می‌باشد، بایستی در این خصوص توجه بیشتری به عمل آورده و قبل از اجرای ماموریت سلاح را از لحاظ استتار کنترل نمایند.
5) 
استتار تجهیزات انفرادی
تجهیزات انفرادی به لحاظ برجستگی‌هایی که بر روی بدن ایجاد می‌کند خود می‌تواند از عوامل کشف رزمنده گردد.

این تجهیزات (قمقمه، سرنیزه، کوله پشتی، پتو، جای نارنجک، جای خشاب، یقلوی، ماسک شیمیایی، برانکارد، جعبه‌های فشنگ تیربار و ...) را می‌توان قبل از حرکت براساس نوع محیط منطقه عملیاتی و لباس رزمنده، استتار نمود. و برای این کار می‌توان از وسایل طبیعی و مصنوعی موجود، استفاده لازم را به عمل آورد.


6) 
استتار کلاه فولادی
همواره کلاه فولادی به عنوان یکی از مهم‌‌ترین عوامل حفاظت از حساس‌ترین قسمت بدن در برابر آسیب ترکش و گلوله‌های دشمن عمل می‌نماید. از سوی دیگر سر نفرات، اولین و مهم‌ترین نقاط هدف در دید دشمن به حساب می‌آید. (عکس 22)


بنابراین استتار کلاه فولادی به عنوان یکی از موارد ضروری و لازم‌الاجراء است که هر نیرو موظف به رعایت اصولی آن می‌باشد. کلاه‌ها معمولاً از دو نوع جنس فلزی و فایبر گلاس تهیه شده و غالباً بر روی آنان تورهایی وجود دارد که براساس شرایط محیطی، می‌توان آن را استتار و با طبیعت همگون ساخت. (عکس 23)

از تکه‌های گوناگون پارچه مدور به قطر تقریبی 50 سانتی‌متر می‌توان روکش‌های فوری و ابتکاری درست کرد. یا می‌توان دور کلاه را یک حاشیه پارچه به عرض چند سانتی‌متر دوخت و به کمک آن رشته‌هایی را روی کلاه کشیده و محکم نمود.از گونی هم به خاطر مناسب بودن اندازه‌های آن‌ها برای روکش کردن کلاه می‌توان استفاده کرد. به این ترتیب که کیسه را روی کلاه و داخل آن کشیده و پس و پیش می‌کنند تا جا بیفتد. روکش‌ها هر نوع که باشند باید با توجه به محیط اطراف غالبا رنگ‌آمیزی شوند و بهتر است که این روکش‌ها رادر چند نقطه چاک‌های 10 سانتی‌متری داد تا بتوان شاخ و برگ درختان را در آن فرو برد. برای برهم زدن سایه کلاه بهتر است تکه‌هایی از پارچه یا برگ درختان را در اطراف آن به طور نامرتب آویزان کرد. (عکس24)


 
در مناطق برفی می‌توان با کشیدن تکه‌ای پارچه سفید روی کلاه فولادی آن را استتار نمود.
7)
استتار کوله پشتی
در برخی مواقع کوله پشتی قسمت دیگری از تجهیزات هر نفر را تشکیل می‌دهدکه باید به نحوی استتار گردد، کوله‌ها انواع و اقسام مختلف دارند. مانند: کوله پشتی انفرادی، کوله خمپاره، کوله موشک، کوله بیسیم، کوله امداد و .... که‌بایستی استتار لازم براساس شرایط محیطی اعمال شود تا باعث تشخیص رزمنده توسط دشمن نگردد.

 


برای استتار کوله پشتی در مناطق دشت و کوهستان می‌توان از وسایل طبیعی مانند: بوته و گل و از وسایل مصنوعی، مانند: گونی، رنگ، ذغال، دوده، کارتن، تور استتار و ... استفاده نمود و در مناطق برفی که روی سطح زمین از برف پوشیده شده برای استتار کوله می‌توان از رنگ یا ملحفه سفید از قبل تهیه شده، استتار لازم را به عمل آورد.

 
برگرفته
از: (ماهنامه جنگ‌افزار)- شماره 58- صفحات 30 تا 32.   

 


مدیریت پیش از بحران پل‌های تبریز در مقابل زلزله

مقدمه
زلزله غیرقابل پیش‌گیری است و در مناطق مثل تبریز احتمال وقوع آن زیاد است. اگر از زلزله نمی‌توان پیش‌گیری کرد از تلفات آن کاست و با مدیریت صحیح چه قبل از بحران  و چه بعد از آن خسارات زلزله را به حداقل رساند. زلزله 1971 سان فرناندو آمریکا موجب آسیب‌های فراوانی در پل‌ها گردید. زلزله‌های 1994 نورث ریج آمریکا، 1995 کوبه ژاپن، 1999 چی چی تایوان نیز باعث صدمات فراوان به پل‌ها گردید. هم چنین زلزله‌های 2001 بهاج هند، 2005 کشمیر باعث تخریب و صدمه دیدن پل‌های قدیمی و جدید بتنی مسلح و تنیده متعددی در هند و پاکستان گردید. زلزله 2004 سوماترا نیز برخی از پل‌ها را تخریب کرد (شکل1) که پیش از آن زلزله متوسط سال 2002 جان سالم بدر برده بودند. در ترکیه نیز که از نظر تکتونیکی ادامه صفحه آذربایجان می‌باشد، در زلزله 1999 دوزجه (m=7.1) و   کوجالی (M=7.4) آسیب‌های اساسی به برخی از پل‌های بزرگراه‌ها از جمله پل عارفیه وبلو وارد آمد(6-8).

 
ارژنگ
صادقی، استادیار گروه عمران دانشکده فنی، دانشکده تربیت معلم آذربایجان


در ایران نیز در زلزله‌های کارزین- قیر 1440 م(M=7/1)، لاهیجان 1678م(M=6/2)

، اریوان 1679م(M=6/2)، تبریز 1780(M=7/8) و آمل 1809م (M=6/5) تخریب کلی پل‌های بنایی گزارش شده است.پل‌های زیادی نیز در زلزله‌های متوسط صدمه دیده‌اند. در زلزله منجیل 1990م (1369) نیز یک پل قدیمی در لوشان در قسمت روسازه صدمات شدیدی متحمل گردید.[9]تجربه‌های سال‌های 1906 در سانفرانسیسکو و 1923 در توکیو نشان داده است که از خسارات و تلفات ناشی از عدم امکان امداد رسانی ممکن است از خسارات مستقیم زلزله بیشتر شود.لذا برای شهرهای بزرگ و پر جمعیت مثل تبریز باید چاره‌اندیشی‌های لازم انجام گیرد. امداد رسانی به موقع به زلزله زدگان را می‌توان یکی از راه‌های کاهش آسیب ناشی از زلزله برشمرد.و اینکار نیازمند باز سالم بودن محورهای ارتباطی در مناطق آسیب دیده است. آن چه در پی می‌آید نگاهی به نحوه برخورد با یکی از عناصر اصلی محورهای ارتباطی یعنی پل‌ها پیش از وقوع زلزله می‌باشد.

شکل 1- اثرات زلزله مخرب سوماترا 2004 بر پل‌ها در هند

الف: خرابی پل طلقی بنایی راه‌آهن                      ب: خرابی تکیه‌گاه عرشه پل بتنی

سابقه طرح لرزه‌ای پل‌ها در جهان و ایران:در آمریکا تا سال 1940 میلادی (1319 شمسی) آیین نامه طراحی پل بدون اشاره به لزوم در نظر گرفتن نیروی ناشی از زلزله مورد استفاده قرار می‌گرفت. از سال 1940 در نظر گرفتن نیروی زلزله در طراحی پل‌ها اول در کالیفرنیا و متعاقب آن از سال 1949 در ویرایش پنجم آشتو در تمام آمریکا (بدون ارایه دستورالعملی برای تعیین این نیرو) الزامی شد. در سال 1961م (1340ش) روش تعیین نیروی ناشی از زلزله با توجه به خاست‌گاه پل بین 04و0 وزن پل برای سازه‌ها واقع بر روی پی گسترده، الی 06و0 وزن پل برای سازه‌های واقع بر روی شمع وارد مقررات طراحی پل‌های آمریکا گردید که تا سال 1975توسط آشتو برای کل آمریکا مقررات جدیدی برای طرح لرزه‌ای پل‌ها شامل ارتباط محل با گسل فعال، پاسخ لرزه‌ای خاک محل و مشخصات دینامیکی پل ارایه گردید. در سال 1992م (1371ش) و پس از زلزله‌های متعدد نورث ریج از طرف دیگر در ژاپن خرابی وسیع پل‌ها در زلزله‌های آشتو راه یافت و به صورت یک بخش متمایز منتشر گردید. از طرف دیگر در ژاپن خرابی وسیع پل‌ها در زلزله‌های مختلف از جمله زلزله کوبه 1995 همراه با تحقیقات وسیعی که پس از این زلزله انجام شد، منجر به تغییرات اساسی در آیین‌نامه طراحی لرزه‌ای پل‌ها در ژاپن در سال 1996 میلادی (1375ش) شد. بعضی از اصلاحات اساسی آیین نامه پل در سال 1996 به قرار زیر است:الف) طرحی ستون‌ها و پی‌های بتنی با معیار شکل‌پذیری.ب) تعامل با آبگونگی و حرکات ناشی از آبگونگی
ج) منظور نمودن اثر حرکت نزدیک گسل بر روی پل‌ها.الزام مقررات فوق موجب شد که 27000 پایه پل ترمیم شود.آیین نامه زلزله پل‌سازی در ایران برای اولین بار به صورت پیش نویس در سال 1372 توسط مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن تدوین گردید و در شناسایی و مهندسی زلزله در این راه گام‌هایی برداشته بود که البته تاکنون منتشر نشده است (برجیان 1377). در سال 1384 مقررات کامل‌تری توسط وزارت راه و ترابری تدوین و انتشار یافت که رعایت آن برای طراحی پل‌های خارج از شهر الزامی می‌باشد. به این ترتیب پل‌هایی را که قبل از سال 1375 ساخته شده‌اند، با توجه به فقدان آیین نامه مدون پل‌سازی در ایران می‌توان نامطمئن تلقی نمود. هر چند بسیاری از این پل‌ها توسط مهندسین مشاور مجرب طراحی و دانش موجود زمان در طرح آنها بکار گرفته شده است و لیکن بررسی مجدد طراحی و محاسبات این پل‌ها با توجه به پیشرفت‌های بدست آمده در دانش مهندسی زلزله در سال‌های اخیر امری اجتناب‌ناپذیر است. این که بررسی برای همه پل‌های ضرورت دارد یا نه بستگی به عوامل متعددی دارد. یکی از این عوامل اهمیت این پل‌ها در امداد رسانی از طریق آنها به مناطق مختلف تبریز می‌باشد و این پل‌ها ممکن است پس از بررسی قابل قبول و یا نامطمئن تشخیص داده شوند. پل‌های قابل قبول پل‌هایی خواهند بود که با توجه به دانش روز دارای ایستایی آنها در هنگام بروز زلزله‌های طرح و یا بیشینه زلزله قابل تصور ا(MCE) قابل بهره‌برداری باشند و پل‌های نامطمئن پل‌هایی هستند که ایستایی آنها در هنگام بروز زلزله‌های طرح و یا بیشینه زلزله قابل تصور، محل اطمینان نباشد. لذا طبیعی است که پل‌های نامطمئن در صورت تشخیص باید مورد تقویت قرار گرفته و یا در صورت اقتصادی نبودن تقویت در مورد جایگزینی مسیر آنها بررسی لازم به عمل آید.منطقه‌بندی شهر تبریز
پا‌های یکی از عناصر حیاتی محورهای ارتباطی می‌باشند. برای مدیریت بحران باید احتمال داد که برخی از پل‌ها‌ کارایی خود را از دست بدهند در مقابل زلزله تاب نیاورند. در این صورت برخی از محورهای ارتباطی قطع گردند و ممکن است حتی به ایزوله شدن بعضی از مناطق منجر گردد.از این دیدگاه شهر تبریز را باید منطقه‌بندی کرد و برای هر منطقه بصورت خودکفا مدیر بحران با امکانات لازم تدارک دید. این امکانات می‌تواند شامل موارد زیر باشند:
1.
کلانتری
2.
آتش‌نشانی
3.
بیمارستان
4.
محل اسکان موقت، سالن سرپوشیده با سقف سبک دارای تاسیسات گرمایشی و سرمایشی، تهویه و سرویس‌های بهداشتی کافی
5.
انبارهای حاوی کمک‌های اولیه و مواد تدارکاتی
6.
ماشین‌آلات سنگین عملیات خاکی
7.
گروه‌های تعلیم دیده تجسسی و امدادی دواطلب
نگارنده با توجه به ویژگی‌های شهری تبریز- وجود مسیل‌ها، خیابان‌های ممتد- شهر تبریز را به 7 منطقه تقسیم نموده است. این مناطق این استعداد را دارند که به علت زلزله و احتمال خرابی پل‌ها ارتباط خود را با دیگران مناطق از دست بدهند. لذا ضروری است از پیش تمهیدات لازم برای مدیریت بحران در این مواقع تدارک دیده شود(شکل شماره 2).
1. 
منطقه شمال تبریز- بین اتوبان شمال گذار- مهران رود
شامل رضوان‌شهر، شتربان، امیر خیز، سرخاب، ارم، ششگلان، سیلاب، باغ میشه و بلوار ستارخان
2. .
منطقه شرق تبریز- بین مهران رود- قوری چای- جاده باسمنج
شامل بیلانکوه، کوی گلکار، ولی عصر، کوی وحدت و دروازه تهران
3.
منطقه جنوب تبریز- بین جاده باسمنج- کربندی جنوبی، آزادی- جاده سنتو- خیابان 22 بهمن
شامل شهرک یاغچیان، ایل گلی، زعفرانیه، مالان، امامیه، منظریه، شهرک طالقانی، شهرک رازی، کوی لاله، خطیب
4.
منطقه مرکزی تبریز مهران رود- خیابان آزادی- خیابان جهاد- میدان آذربایجان
شامل محله خیابان، باغ‌شمال، بازار، چرنداب، اهراب، کوچه باغ، ویجویه و لیل آباد
5.
منطقه غرب تبریز- بین جاده سنتو- مهران رود- خیابان آزادی- خیابان جهاد- خیابان آذربایجان
شامل جمشید آباد، قره‌آغاج، شهرک امام، شنب غازان و حکم آباد
6.
منطقه صنعتی تبریز شامل قراملک و کارخانجات
7.
دیگر محلات تبریز شامل فرودگاه
شکل 2. نقشه تبریز و مناطق قابل تفکیک که عمدتا توسط پل‌های مختلف متصل می‌شوند


خصوصیات مناطق مختلف تبریز:منطقه یک =  شمال تبریز- در این بزرگراه شمالی تبریز می‌تواند در هنگام در هنگام امداد رسانی بسیار کارآمد باشد. یکی از نقاط قوت این بزرگراه این است که تعداد پل‌های قابل ملاحظه در مسیر آن بسیار اندک می‌باشد. ولی نقاط ضعف متعدد دیگری انتظار مدد رسانی از طریق این بزرگراه را بسیار ضعیف می‌سازد. این نکات که برخی از آنها قابل رفع و بعضی غیر قابل رفع می‌باشند را می‌توان بدن قرار نام برد:
1. 
واقع شدن در مسیر گسل شمال تبریز که می‌تواند منجر به گسیختگی سطحی و یا فرورفتگی در تراز آن شده و در هر صورت استفاده از آن را مشکل نماید.
2..
واقع شدن در مسیر خاک‌های سست که می‌تواند دچار زمین لغزه شده و راه را مسدود نماید.عدم ارتباط منطقی ب مناطق همجوار و عدم تعبیه ورودی و خروجی مناسب که البته این امر را قابل رفع می‌باشد.مرز جنوبی این منطقه مهران رود است که قسمت شمالی تبریز را از دیگر مناطق آن جدا می‌سازد. بر روی این رود جهت ارتباط قسمت شمالی تبریز با دیگر قسمت‌ها، پل‌های فراوانی وجود دارد که در بین انها می‌توان پل‌های فراوانی وجود دارد که در بین آنها می توان پل‌های قدیمی و جدید را مشاهده کرد. واضح است که بعضی از پل‌های واقع بر روی این رود قابل اعتماد نیستند و بررسی جدی برای تعیین ضریب ایمنی و با ایمن سازی این پل‌ها باید انجام گیرد. بر این نکته باید افزود که بعضی از قسمت‌های این منطقه بسیار نزدیک به خط گسل بوده و در همان حال پر جمعیت نیز می‌باشند. لذا ضروری است که پل‌ها نیز با توجه به قرار گرفتن در مسیر این مناطق و یا دیگر مناطق درجه بندی شده و ضریب ایمنی بیشتری برای این مناطق در نظر گرفته شوند.منطقه دو= شرق تبریز- این منطقه از جهات شمالی و غربی توسط پل‌های متعددی که روی شاخه‌های مهران رود و قوری چای قرار دارد با دیگر نقاط شهر متصل می‌باشند. لکن از جهت جنوب، به جاده باسمنج و از آن جا با قسمت جنوبی شهر ارتباط دارد که هیچکدام از طریق پل نمی‌باشد. ارتباط این منطقه با طرف غرب با جاده تهران نیز از طریق بلوار بسیج می‌باشد که گرچه دارای چند دهانه پا می‌باشد ولی به علت دارا بودن مسیر جایگزین در قسمت شمالی و جنوبی پل‌ها آسیب‌پذیری جدی برای آن متصور نمی‌باشد. بنابرین قسمت شمالی و غربی این منطقه را می‌توان آسیب‌پذیر در نظر گرفت و برای پل‌های واقع بر روی ای دو سیر باید بررسی‌های لازم را انجام داد.منطقه سه= جنوب تبریز- این منطقه از شمال به جاده باسمنج- که در نهایت توسط یک پل به قسمت مرکزی شهر متصل می‌گردد- و خیابان آزادی که دارای زیر گذر‌های متعددی است و خیابان 22 بهمن که بدون پل می‌باشد محدود است. از قسمت شرق و جنوب کلا محدود به بزرگراه شهید کسایی است که دارای پل‌های فراوانی است که در صورت آسیب دیدن آنها ارتباط قسمت‌های مختلف این منطقه قطعا دچار مشکلات جدی خواهد گردید.منطقه چهار= تبریز مرکزی- قسمت مرکزی شهر از شمال به پل‌های واقع بر روی مهران رود و از جنوب به پل‌های زیر گذرهای خیابان آزادی محدود می‌شود و این منطقه هم مسلما از آسیب دیدن پل‌ها دچار مشکل ارتباطی خواهد گردید.منطقه پنج= غرب تبریز- این منطقه از طرف جنوب و غرب پل ارتباطی ندارد ولی در طرف شمال و شرق به وسیله چندین پل با دیگر مناطق ارتباط پیدا می‌کند که مهم‌ترین آنها را می‌توان پل‌ای مقابل نیروی هوایی و پل در واقع در میدان 15 خرداد نام برد. در مجموع شاید بتوان گفت که آسیب‌پذیری این منطقه از دیگر مناطق کمتر می‌باشد.منطقه شش= منطقه صنعتی تبریز- این منطقه بوسیله پل‌های بوسیله پل‌های متعدد راه آهن از بقیه شهر را جدا می‌شود و در صورت آسیب دیدن این پل‌ها قطعاً دچار مشکل ارتباطی و امداد رسانی خواهد شد. لذا بررسی پذیری پل‌های این مناطق نیز ضروری به نظر می‌رسد.منطقه هفت= مهم‌ترین تاسیسات این منطقه تاسیسات این منطقه فرودگاه می‌باشد. محور ارتباطی فرودگاه با شهر تبریز از طریق فرودگاه بسیار اساسی خواهد بود. در نتیجه سالم ماندن این پل‌ها می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در امر امداد رسانی داشته باشد. با توجه به این که فرودگاه می‌تواند نقش مهمی- هم‌چنان که در زلزله بم مشاهده شد- در امداد رسانی و ساماندهی امداد داشته باشد، باید این پل‌ها را از نظر ایمنی بیشتر مورد توجه قرار داد.موقعیت کلی شهر تبریز:شهر تبریز در مسیر سه راه اصلی واقع شده است که از بین آنها می‌توان از جاده تهران- تبریز در غرب تهران- تبریز در غرب، جاده تبریز- مرند در شال شرقی و جاده تبریز- مراغه در جنوب غربی نام برد. با توجه به این که امداد رسانی زمینی به تبریز لزوما از طریق را‌ه‌ها خواهد بود باید آسیب‌پذیری این پل‌ها از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار می‌باشد.انواع آسیب‌پذیری محتمل در پل‌ها: پل‌ها با توجه به موقعیت، نوع دهانه، ارتفاع پایه‌ها می‌توانند آسیب‌های مختلفی ببینند. این آسیب‌ها توسط میرزا حسابی و حسینی (13377) و کارن (1377) به صورت مختلف بیان شده‌اند که از این جدول 1 برگرفته از منابع ژاپنی در ین جا آورده می‌شود(میرزا حسابی و حسینی 1377). لکن با توجه به اهداف این نوشته، نگارنده عوامل عمده آسیب‌پذیری پل‌های واقع در تبریز را بطور خلاصه در ذیل می‌آورد:
1.
قرار گرفتن در مسیر گسل، این امر باعث از هم پاشیده شدن پل و تخریب آن می‌گردد. می‌توان به عنوان راه حل از تقویت پل و یا ایجاد مسیر جایگزین نام برد.
2.
پل‌های با دهانه ساده، بخصوص با چشمه‌های متعدد، استعداد بیشتری برای آسیب‌پذیری در هنگام زلزله نشان می‌دهند و اکثرا گردیده است که می‌توان از جمله به پیوسته نمودن پل‌ها و یا تعریض نشیمن گاه پل‌ها اشاره مد.
3.
پل‌هایی که دارای پایه‌های با ارتفاع متفاوت می‌باشند آسیب‌پذیری بیشتری در هنگام زلزله از خود نشان می‌دهند.
4.
پل‌های زیر گذر با دهانه ساده که از یک طرف به کوله و از طرف دیگر به پایه میانی متکی هستند نیز آسیب‌پذیری بیشتری دارند. پل‌های با پایه تک ستونی نیز به علت تشکیل مکانیزم و عدم وجود مسیر بار جایگزین دچار تخریب می‌شوند.جدول شماره1: آسیب‌پذیری‌های پل‌ها
قطعات و خصوصیات پل آسیب پذیر نسبی
روسازه پل‌های چند دهانه دارای تکیه‌گاه‌های ساده و یا دارای بیش از دو مفصل در طول عرشه بین دو تکیه گاه ممکن است شدیدا آسیب یابند.مسیر پل پل‌های مورب در مقایسه با پل‌های مستقیم در برخی موارد از آسیب‌دیدگی کمتر برخوردارند.مصالح روسازه روسازه‌های بتنی و پیش تنیده در مقایسه با روسازه‌های فولادی کمتر آسیب‌پذیرند.مقاوم سازی تکیه گاه
زیر سازه با مقاوم سازی تکیه‌گاه‌ها، از لغزش عرشه به سمت زمین جلوگیری می‌شود.شیب طولی با وجود شمع‌هایی که در یک راه قرار گرفته باشند و یا ان که دارای تک قاب شمعی باشد، احتمال آسیب‌دیدگی زیر سازه بالا می‌رود.ارتفاع پایه با افزایش ارتفاع پایه پل، احتمال آسیب دیدگی پل بالا می‌ رود.وضعیت خاک احداث پل در خاک نرم، احتمال آسیب‌دیدگی پل را بیشتر می‌کند.اثرات روانگرایی با احداث پل در محل خاک روانگرا، احتمال آسیب‌دیدگی پل افزایش قابل توجه می‌یابد.نوع زمینه با احداث پل در زمینی با لایه‌های غیر یکنواخت، احتمال آسیب‌دیدگی پل افزایش می‌یابد.آبشستگی در صورت آبشستگی پایه پل، احتمال آسیب‌دیدگی پل بالاتر می‌رود.

وضعیت فعلی پل‌های تبریز:پل‌های موجود در تبریز را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم نمود:
1. 
پل‌های قدیمی و تاریخی:این پل‌ها که تعدادشان اندک نیست عمدتا در مسیر رودخانه‌های قوری چای و مهران رود و یا آجی چای ساخته شده‌اند و عمر آنها به طور متوسط بیش از 50 سال می‌باشد. این پل‌ها نوعا از مصالح بنای بوده و به همین دلیل پیوستگی لازم را در مقابل کنش‌های مختلف زلزله‌های قوی نخواهد داشت. از نقطه نظر ارتباطی این پل‌ها حایز اهمیت نبوده و در حال حاضر صرفا بعضی از این پل‌ها برای عابرین پیاده مورد استفاده قرار می‌گیرند. لکن به علت قدمت تاریخی و نیز اهمیت فرهنگی برخی از آن‌ها، حفظ آن‌ها ضرورت داشته و لذا مطالعه بر روی مقاوم سازی این پل‌ها بید شروع و تعاقب آن اقدام لازم انجام گیرد. به نظر نگارنده بعضی از این پل‌ها که می‌تواند در درجه نخست ملاحظه قرار گیرند به قرار زیر می‌باشند:الف) پل آجی چای (زمان ساخت دوره تیموریان) شکل 3 – الف
ب) پل سنگی (زمان ساخت اوایل دوره قاجار) شکل 3-ب
ج) پل قاری (زمان دوره قاجار) شکل 3- ج

شکل 3- نمونه‌هایی از پل‌های تاریخی تبریز

 

   
الف- پل آجی‌چای              ب- پل سنگی    ج- پل قاری

2.پل‌های معاصر:این پل‌ها شامل پل‌های با قدمت حدود حداکثر 50 سال بوده و نوعا از بتن مسلح شناخته شده‌اند. این پل‌ها هم بر روی رودخانه‌های قوری چای و مهران رود و هم به عنوان پل‌های روگذر در مسیرهای دیگر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. تعداد این پل‌ها در بیرون و داخل شهر تبریز فراوان بوده و در زمان‌های مختلف و با کیفیت‌های گوناگون ساخته شده و یا در حال ساخت می‌باشند.این پل‌ها در حال حاضر مورد استفاده بوده و از نظر عبور ترافیک و تحمل بارهای ثقلی، مشکل خاصی ندارند و لذا حفظ آنها – که جزو سرمایه‌های ملی می‌باشند- در هنگام وقوع زلزله البته واجب می‌باشد. اکثر ابنیه فنی که در حال حاضر مورد بهره‌برداری قرار دارند در حدود 40 الی 50 سال پیش ساخته شده‌اند و اغلب در طراحی آنها شدت افقی نزدیک 10% شتاب ثقل زمین در نظر گرفته شده است و البته از سال 1355 در طراحی ابنیه فنی پل‌ها و دیوارها تاکنون روش‌ها و آیین‌نامه‌های جدیدتری بکار رفته است (جلالیان 1377). پل‌های موجود تبریز را از نظر ایستایی در مقابل زلزله می‌توان به سه دسته طبقه‌بندی نمود:الف) آسیب‌پذیر
ب) نامطمئن
ج) قابل قبول
پل‌های تاریخی و قدیمی نوعا از دسته پل‌های آسیب‌پذیر بوده و پایدار ماندن آنها در هنگام وقوع زلزله مخرب با احتمال بسیار پایین همراه می‌باشد. لذا این پل‌ها جزو پل‌های آسیب‌پذیر محسوب می‌شوند. ولی همان‌طوری‌ که گفته شد باید برخی از آنها را به جهت حفظ میراث فرهنگی بررسی و در صورت لزوم بطور مناسبی مقاوم سازی کرد.پل‌های معاصر نیز که نوعا توسط مشاورین معتبر طراحی و توسط پیمانکاران مجرب ساخته شده‌اند به علت عدم وجود آیین نامه‌های کامل در زمان طرح باید ورد بازبینی لرزه‌ای قرار گیرند. از طرف دیگر نگهداری نامساعد پل‌ها و اسنتفاده از مواد مکی یخ زدا، به پل‌های تبریز را که نوعا بتنی می‌باشند در معرض حمله کلریدها قرار داده و آسیب‌های وارد کرده‌اند. به عنوان نمونه در شکل 4، تصاویری از سه پل:الف) پل دره سعید آباد واقع در 20 کیلومتری جاده تبریز- تهران، ب) پل زیر گذر آبرسانی در داخل شهر و ج) پل شهرک آزمایش واقع در جاده کمربندی جنوبی تبریز نشان دهنده وضعیت قابل تامل پل‌های تبریز می‌باشند.


شکل 4: وضعیت پل‌های معاصر تبریز به علت عدم نگهداری صحیح
الف) پل دره سعید آباد (از بین رفتن آرماتورهای اصلی در پایه‌ها و عرشه پل کاملا واضح است)

 

ادامه شکل4: وضعیت پل‌های معاصر تبریز به علت عدم نگهداری صحیح
ب) پلی زیرگذر آبرسان (شروع خوردگی آرماتورها و بتن عرشه به علت اجرای بد و استفاده از نمک برای یخ زدایی در سطح پل)


ج) پل شهرک آزمایش( طبله کردن بتن پوشش آرماتورهای اصلی در تیرها به علت کلره شدن آن‌ها.


پل‌های موجود در تبریز را می‌توان از نقطه نظر اهمیت در امداد رسانی پس از زلزله به سه دسته تقسیم‌بندی کرد:
1. 
پل های کم اهمیت- این پل‌ها را می‌توان پل‌هایی نامید که در صورت آسیب دیدن و یا تخریب موجب از بین رفتن ارتباط نشده و دو طرف معبر به نحوی ارتباط خود را بدون پل‌ها حفظ نمایند.
2. 
پل‌های با اهمیت متوسط (مهم)- پل‌هایی هستند که آسیب دیدن آنها موجب از بین رفتن ارتباط محور مشخصی می‌گردد ولی محورهای جایگزین برای ارتباط با فاصله منطقی موجود است و در صورت نیاز می‌توان از آنها استفاده نمود.
3. 
پل‌های با اهمیت زیاد(خیلی مهم)- این پل‌ها دو دسته‌اند: دسته اول پل‌هایی هستند که آسیب دیدن آن‌ها نه تنها موجب از بین رفتن ارتباط محور مربوط می‌شود بلکه ایجاد ارتباط از طریق محورهای مجارو رممکن نبوده و برقراری ارتباط مجدد نیز به صورت سریع و با هزینه کم ممکن نمی‌باشد. دسته دوم پل‌های تاریخی هستند که حفظ آن‌ها از نقطه نظر فرهنگی و هویتی ارزش بالایی را دارند.با احتساب دو طبقه‌بندی مطرح شده در این نوشته، می‌توان کار لازم را بر روی پل‌ها را جهت حفظ ایستایی آن‌ها در هنگام بروز زلزله و قابلیت امداد رسانی آن‌ها پس از زلزله بطور خلاصه در جدول شماره 2 نشان داد.

جدول شماره2: کار لازم بر روی پل‌ها بر حسب طبقه‌بندی آ‌ن‌ها
نوع پل آسیب‌پذیر نامطمئن قابل قبول
کم اهمیت .... ...... .....با اهمیت متوسط(مهم) تقویت  تقویت و یا جایگزینی .....با اهمیت زیاد(خیلی مهم) تقویت و یا جایگزینی تقویت .....تصمیم‌گیری در مورد کیفیت تقویت و هزینه‌های قابل قبول آن در مورد پل‌ها، البته بستگی به امکانات اقتصادی مراجع ذی‌ربط داشته و باید اولویت‌بندی لازم انجام گیرد.نتیجه گیری:
1. 
ارتباط مناطق مختلف تبریز بیشتر به وسیله پل‌های متعددی است که در سال‌های مختلف ساخته شده‌اند.
2. 
به علت لرزه خیز بودن تبریز و آسیب پذیر بودن پل‌های آن، باید تدابیر لازم جهت حفظ عملکرد ان‌ها پس از زلزله اندیشیده شود.
3. 
به علت عدم نگهداری صحیح، اکثر پل‌ها دارای مشکلات سازه ای اساسی هستند.
4. 
تجارب گذشته حاکی از ضرورت بازنگری در طرح لرزه‌ای پل‌های جدید و مقاوم سازی پل‌های قدیمی است.لذا به عنوان راه کارهای عاجل و ضروری باید گام‌های زیر را سرعت برداشت:
1. 
تعیین پل‌های با اهمیت زیاد( خیلی مهم) که باید س از زلزله قابل استفاده باشند.
2. 
ارزیابی آسیب‌پذیری پل‌های با اهمیت زیاد.
3. 
مقاوم سازی پل‌های با اهمیت زیاد آسیب‌پذیر تا سطح عملکرد مناسب، به طوری که پس از وقوع بیشینه زلزله قابل تصور MCE منطقه کارایی خود را حفظ نموده و بدون نیاز به تعمیرات عاجل قابل تردد باشند.
4. 
خودکفا کردن امدادی مناطق مختلف تبریز.
5. 
عدم استفاده از مواد تخریب کننده پل‌ها( مثل نمک) و یافتن راه حل‌های جایگزین
6. 
دقت بیشتر در طرح سازه‌ای و لرزه‌ای و نیز جزئیات اجرایی پل های در دست احداث و یا در دست طرح.
7. 
ساخت و ذخیره سازی پل‌های امدادی نصب سریع برای مواقع ضروری از قبیل پل‌های تیپBailey  و یا تیپ MGB.

منابع:
1. 
برجیان، حبیب،« آسیب‌پذیری لرزه‌ای شریان‌ها ترابری ایران» اولین همایش ملی مهندسی زلزله شریان‌های حیاتی، موسسه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، اردیبهشت ماه 1377.
2. 
پژوهش‌کده حمل و نقل،« ضوابط طرح پل‌های راه و راه‌آهن در برابر زلزله» وزارت راه و ترابری، زمستان 1384، تهران.
3. 
جلالیان، کریم،« مبانی طراحی و نیازهای پژوهشی در مورد راه‌ها از نظر شریان‌های حیاتی و مهندسی زلزله» اولین همایش ملی مهندسی زلزله شریان‌های حیاتی، موسسه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، اردیبهشت ماه 1377.
4. 
زند، کران،« آسیب‌پذیری راهها و عناصر وابسته آن در برابر زلزله، « اولین همایش ملی مهندسی زلزله شریان‌های حیاتی، موسسه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، اردیبهشت ماه 1377.
5. 
میرزا حسابی، علی؛ حسینی، محمود، « مطالعه مشکلات ترافیکی در واکنش اضطراری آتش نشانی تهران پس از وقوع زلزل احتمالی» اولین همایش ملی مهندسی زلزله شریان‌های حیاتی، موسسه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، اردیبهشت ماه 1377.
6. 
مخلصی، محمد علی،« پل ‌های قدیمی ایران»، ج اول، سازمان میراث فرهنگی کشور، 1379.
7. Rai,D.C. and Murty ,C.V.R., Engineering lessons not learnt form 2002 Diglipur earthquake-A review after 2004 Sumartra earthquake,CURRENT SCIENCE,VOL.80,NO.10,25NOVEMBER 2005.
8. jain,S.K.,Murty,C.V.R.,Dayal,U.,Arlekar,J.N,and Chaubey,S.K.,The Republic Day Earthquake in the land of M.K. Gandhi,The Father of the Nation,EERI Reconnance team for he 26 January 2001 M7.9 Bhuj Earthquake in Western India,?
9. Sinvhal,A, Pandey, A.D & pore,S.M.,preliminary Report on the 8 october,2005 Kashmir Earthquake,Indian institute,A.D.& pore,S.M.,of Technology,Roorkee.
10. Maheri,M.R.,Seismic Vulnerability of post-islamic Monumental Structures in iran: Review of Historical Sources. J.Arch.Engrg., Volume 10,Issue4.pp. 160-166(December 2004).
11. Hiraishi,H.and Yamanouchi,H.,Outline and concept of new Japanese seismic code.
12. Kawashima,K.,Seismic desigb and retrofit of bridges,12 world conferenece on earthquake engineering 2000.
13. penzien,J.,Seismic performance of transport.0tion structures Internetional civil engineering consultants?


برگرفته از: ماهنامه عمران و مقاوم سازی- شماره 6- ص88 تا94

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 138 چهارشنبه 28 اسفند 1392 نظرات ()

مفتون بوشهری

سید بهمنیار فرزند علی اکبر حسنی بردخونی متخلص به مفتون.شاعر بلند آوازه دشتی است.وی در بردخون در گذشت و جنازه اش به عتبات عالیات منتقل شد.مفتون شاعری دوبیتی سرا که بیشتر شهرت و آوازه او مرهون همان دوبیتی است.اما در غزل و قصیده و مثنوی و دیگر قالب های شعری نیز طبع ازمایی کرده است.شهرت شاعری مفتون در جنوب تا بدان جا است که دوش به دوش فایز دشتی حرکت می کند همین بلند نامی این دو شاعر گاه تشخیص دوبیتی های آن دو رو از یکدیگر مشکل می کند به ویژه در اشعاری که مفتون و فایز تلخص خود را در مصر ع های آخر ذکر نکرده اند.بدیهی است که فایز و مفتون به دلیل درد مشترک و دلسوختگی جنوب نشینی و احساسات داغ و آفتاب زده شاعرانه خود به زبانی نزدیک به هم دست یافته اند.اما اشعار فایز روان تر و شفاف تر جلوه می کند.امروز شروه خوانان جنوب بیشتر از شعرهای فایز و مفتون بهره می برند.شهرت مفتون به دوبیتی های اوست.در شعر او سادگی و روانی همراه با استعاره موج می زند.با این حال روانی و زلالی تشبیهات فایز دشتی سر و گردنی از تصویرهای شعری مفتون بلند تر است.


به نقل از پسر مفتون:شبی از پدر پرسیدم که چرا اینقدر خود را در مقابل معشوقه خود کوچک و خوار میکنی؟پدرم با تبسمی به من گفت:پسرم معشوقه و عشق من کسی است که تو هرگز آن را درک نخواهی کرد.حال فهمیدم که منظور او کیست خدایش بیامورز و روحش شاد.مفتون در بردخون دیر زندگی می کرد . او شاعری بود همیشه عاشق چنانکه همین امر سوز و گداز شعرهایش را دو چندان کرده است . مرحوم مفتون در حوزه علمیه بردخون که یکی از مهم ترین حوزه های علمی و در سی می باشد کسب علم می نماید . او بیشتر در دو بیتی طبع آزمایی کرده است گر چه مثنوی لیلی و مجنونش بسیار زیبا می باشد ولی شهرتش بیشتر بخاطر دو بیتی هایش می باشد . ایشان غزل را نیکو می سرود ودر این زمینه شدیداَ تحت تأثیر حافظ بود که شاهد بر این مدعا دیوان ایشان معروف به هدیه العشاق است که بنده از نزدیک آن را ملاحظه نموده ام . او علاوه بر این صاحب کشکولی بنام حسینی است که نسخه ناقصی از آن موجود می باشد . او در قسمتی از این کشکول نسبت خود را به شاه فرج الله ملقب به امیر دیوان می رساند .

نمونه هایی از دوبیتی های ایشان:

مــــــرا تا دیده برروی تو باز است

تنم چون شمع در سوز و گداز است

قدت کـــــــوتاه همچون عمر مفتون

ولی زلفت چو امیـــــــدم دراز است

******

پس از مــرگم تو با یاران دلخواه

گـــذر بر تربتم آرید نــــــــــا گاه

بگو بــــــــا آن رفیقان رفت مفتون

بــــــــــــــــه امید دراز عمر کوتاه

نویسنده ومحقق : سید محمد رضا هاشمی زاد

زندگی نامه کامل تر ایشان بدین شرح می باشد:

آبهمیار( آ=آغا= سید - بهمیار= بهمنیار) فرزند سید علی اکبر، زاده1315هجری قمری/1276 خورشیدی، خاک سپارده در کشور عراق و متخلّص به مفتون ، از سادات جلیل القدر و بلند آوازه خطّه جنوب ایران( بردخون ) می باشد.

نام پدر او علی اکبر و نام مادرش زبیده بود؛ در بردخون به دنیا آمد ودر کورک( واقع در شش فرسنگی جنوب غربی بردخون ) دار فانی را وداع گفت؛ 65 سال زیست و بعد از فوت، جسد او چند سالی در گورستان کورک به امانت گذاشته شد وسپس به کشور عراق منتقل و در وادی السلام آنجا به خاک سپرده شد.

مفتون صاحب هفت فرزند بود یعنی سه پسر و چهار دختر داشت. پسر اول او علی اکبر، و دومی علی اصغر که هر دو در زمان حیات پدر در گذشتند. سومین پسر که به دنیا آمد به یاد و احترام نخستین فرزند از دست رفته ( علی اکبر ) نامش را علی اکبر گذاشتند. ایشان اکنون 64 سال دارد و در شهرستان دیّر زندگی می کند.

نام دختران مفتون به ترتیب تقّدم: نرگس، معصومه، خدیجه، مرضیه می باشد. از این چهار دختر نرگس و مرضیه و معصومه در بستر خاک آرمیده اند ولی  خدیجه در قید حیات است.

آغا بهمیار از جوانی کسب کمال و معرفت کرد و استعداد فطری خود را بروز داد و به ساختن اشعار پرداخت. پس از چندی از بردخون به محله کورک مهاجرت نمود و تا آخر عمر درآن جا زیست و در همان جا در گذشت.

از سوانح زندگی شاعر مرگ دو فرزند عزیزش در جوانی بود . علی اکبر در سال 1355 هجری قمری داغ در دل پدر نهاد و به همین مناسبت قطعه شعری در قالب رباعی سرود:

ای قبر گلی که در میان خار است             پیوسته دو چشم باغبان خون خار است

هر کس که سوال نام وتاریخش کرد          بر گو که علی اکبر بهمنیار است

علی اصغر دومین فرزندی بود که در گذشت و به همین مناسبت پدر مرثیه ی ذیل را سرود:

افسوس گلی ز گلستان رفت         یک سرو سهی ز بوستان رفت

یک گلشن مهر و حسن اخلاق        تاراج به صرصر خزان رفت

مانند ستاره ای سحرگاه تابید          و ز چشم دوستان رفت

در اول عمر

زندگی نامه کامل تر ایشان بدین شرح می باشد:

آبهمیار( آ=آغا= سید - بهمیار= بهمنیار) فرزند سید علی اکبر، زاده1315هجری قمری/1276 خورشیدی، خاک سپارده در کشور عراق و متخلّص به مفتون ، از سادات جلیل القدر و بلند آوازه خطّه جنوب ایران( بردخون ) می باشد.

نام پدر او علی اکبر و نام مادرش زبیده بود؛ در بردخون به دنیا آمد ودر کورک( واقع در شش فرسنگی جنوب غربی بردخون ) دار فانی را وداع گفت؛ 65 سال زیست و بعد از فوت، جسد او چند سالی در گورستان کورک به امانت گذاشته شد وسپس به کشور عراق منتقل و در وادی السلام آنجا به خاک سپرده شد.

مفتون صاحب هفت فرزند بود یعنی سه پسر و چهار دختر داشت. پسر اول او علی اکبر، و دومی علی اصغر که هر دو در زمان حیات پدر در گذشتند. سومین پسر که به دنیا آمد به یاد و احترام نخستین فرزند از دست رفته ( علی اکبر ) نامش را علی اکبر گذاشتند. ایشان اکنون 64 سال دارد و در شهرستان دیّر زندگی می کند.

نام دختران مفتون به ترتیب تقّدم: نرگس، معصومه، خدیجه، مرضیه می باشد. از این چهار دختر نرگس و مرضیه در بستر خاک آرمیده اند ولی معصومه و خدیجه در قید حیاتند.

آغا بهمیار از جوانی کسب کمال و معرفت کرد و استعداد فطری خود را بروز داد و به ساختن اشعار پرداخت. پس از چندی از بردخون به محله کورک مهاجرت نمود و تا آخر عمر درآن جا زیست و در همان جا در گذشت.

از سوانح زندگی شاعر مرگ دو فرزند عزیزش در جوانی بود . علی اکبر در سال 1355 هجری قمری داغ در دل پدر نهاد و به همین مناسبت قطعه شعری در قالب رباعی سرود:

ای قبر گلی که در میان خار است             پیوسته دو چشم باغبان خون خار است

هر کس که سوال نام وتاریخش کرد          بر گو که علی اکبر بهمنیار است

علی اصغر دومین فرزندی بود که در گذشت و به همین مناسبت پدر مرثیه ی ذیل را سرود:

افسوس گلی ز گلستان رفت         یک سرو سهی ز بوستان رفت

یک گلشن مهر و حسن اخلاق        تاراج به صرصر خزان رفت

مانند ستاره ای سحرگاه تابید          و ز چشم دوستان رفت

در اول عمر، علی اصغر                 ناکام چو اکبر جوان رفت

 

منبع:

http://shahnya.blogfa.com/post-19.aspx

امیرحسین محمدحسینی بازدید : 64 سه شنبه 27 اسفند 1392 نظرات ()
زندگينامه
سيد على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌ و المسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌اى، در فروردین ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنه‌اى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشه‌گير [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مى‌كرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.» 
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند: 
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.» 
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت نام کردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند. 
در حوزه علميه
ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز کرده بود. سپس از مدرسه جديد وارد حوزه علميه شد و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواند. 
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند: «عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند». 
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کرد. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواند و دوره مقدمات و سطح را بطور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساند. پدرش مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشت. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند. 
 در حوزه علميه نجف اشرف
آيت الله خامنه اى که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند. 
 در حوزه علميه قم
آيت الله خامنه اى از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلـّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه اى به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند: 
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه اى بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلـّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند. 
 مبارزات سياسى
آيت الله خامنه اى به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگاميکه نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه اى آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد». 
 همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)
آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تبعيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1383 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند. 
 دوّمين بازداشت
در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه اى با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلـّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان بويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلـّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند. 
 سوّمين و چهارمين بازداشت
کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند. 
 پنجمين بازداشت
حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد: 
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد». 
 بازداشت ششم
در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه اى در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل مىشد و هزاران نفر ازمردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلـّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلـّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه اى در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان 
که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند. 
 در تبعيد
رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه اى را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند. 
 در آستانه پيروزى
درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... از سوى امام خمينى در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه اى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند. 
 پس از پيروزى
آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رؤوس آنها مى پردازيم: 
٭ پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357. 
٭ معاونت وزارت دفاع در سال 1358. 
٭ سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358. 
٭ امام جمعه تهران، 1358. 
٭ نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359. 
٭ نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358. 
٭ حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صّدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق. 
٭ ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران. 
٭ رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومّين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه اى در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دوّمين بار به اين مقام و مسؤوليت انتخاب شدند. 
٭ رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360. 
٭ رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366. 
٭ رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368. 
٭ رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسؤوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.
امیرحسین محمدحسینی بازدید : 78 سه شنبه 27 اسفند 1392 نظرات ()

محمود خان فرزند محمد حسین خان عندلیب و نوه فتحعلی اخن صباست . اصلش از کاشان است ولی نیاکان او از طایفه دنبلی آذربایجان بودند که در زمان زندیه به عراق مهاجرت کردند . فتحعلی خان جد محمود خان در کاشان به دنیا آمد و از زمان او این خانواده در دربار قاجاریه مقام و منزلت یافتند

محمد خان صبا در سال 1192 - 1228 هجری - در تهران به دنیا آمد . علوم عصر خود را تا سر حد استادی از عموی دانشمند خویش محمد قاسم خان فروغ فرا گرفت

صبا در اواخر سلطنت محمد شاه قاجار به پیشکاری الله قلیخان ایلخانی والی بروجرد و لرستان که دختر زاده فتحعلی شاه بود منصوب شد

پس از مرگ محمد شاه به دربار ناصر الدین شاه راه یافت و لقب ملک الشعرائی که پدرش عندلیب و جدش صبا نیز همین لقب را دارا بودند مفتخر گردید و نزد پادشاه و وزرا و درباریان تقربی تمام حاصل کرد

محمود خان شاعری قصیده سرا بوده و اغلب قصایدش در مدح ناصر الدین شاه و درباریان او سروده شده است

در سرودن قصیده از شیوه سخنسرایان بزرگ زبان فارسی مانند عنصری و فرخی و منوچهری پیروی کرده و گاهی کاملا به حریم آنها نزدیک شده است

وی گذشته از فن شعر که در آن استاد مسلم بود در فنون پیکر تراشی ، نقاشی ، منبت کاری ، خوشنویسی و موسیقی نیز از کم نظیران عصر خود شمرده می شد . .چند نمونه از نقاشی های وی هم اکنون در موزه کاخ گلستان موجود است

محمود صبا در سال 1272 - 1311 هجری - در تهران دار فانی را وداع گفت و به دیدار حق شتافت

از کوه بر شدند خروشان سحابها غلطان شدند از بر البرز آبها

باد صبا بیامد و بر بوستان گذشت بگرفت زلف سنبل از آن باد تابها

یکبار بلبلان همه در بوستان شدند یکسر برون شدند ز بستان غرابها

وقت سحر زبانگ نوازنده بلبلان بر هر کرانه ساخته بینی ربابها

چون صد هزار جام بلورین واژگون بر آبدان ز ریزش باران حبابها

خوبان سپیده دم به سوی بوستان شدند از بهر دیدن رخ گل با شتابها

وقتی خوش است عاشق دلداده را کنون در خانه داشتن نتوان با طنابها

زین فصل و بابها که کتاب زمانه است

تو اختیار فصل طرب کن ز بابها

 

نگارش : مردی از دیار پارس

منبع : مردان پارس -بزرگان سرزمین پارس

مستندات : دویست سخنور اثر علی نظمی

تعداد صفحات : 58

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • یوزرنام و پسورد نود32